تصادفی یکماه اخیر

مرد مونولوگ‌های بی‌قراری

 یاداشت سید جواد اشکذری، به بهانه درخش عباس رثایی، هنرمند مطرح تئاتر مشهد در صحنه «عصر جدید»

مشهدتئاتر- او را از سال‌های دور می‌شناسم. از صحنه‌های مجتمع هاشمی‌نژاد و تئاترشهر و… از نقش آفرینی در خیابان. از حضور پررنگش در تماشاخانه‌های تهران و جشنواره‌های ملی. او کارش را از ابتدای دهه ۸۰ با بازی در نقش اصلی نمایش «اوستا نوروز پینه‌دوز» به‌کارگردانی رضا صابری آغاز کرد و نزدیک به دو دهه به نقش‌های بسیاری روی صحنه تئاتر مشهد جان داد. او را سال‌ها به‌عنوان یک استعداد در تئاتر شهرم می‌شناسم. با ۹۰۰ اجرای تئاتر خیابانی که در اغلب آن‌ها نقش سیاه را بازی کرده است.
او سیاه و مبارک درجه یک بسیاری از نمایش‌های سنتی مشهد بوده است. در تئاتر خیابانی و ارتباط با مخاطب کوچه و بازار فوق‌العاده عمل می‌کند.
تسلط بسیاری به لهجه‌های مختلف دارد و با بیان خوبی که دارد، مخاطب را با فضاهای مختلفی در مونولوگ‌هایش همراه می‌کند. خوانش بیش از ۱۰ نمایشنامه تک نفره و اجرای ۱۵مونولوگ، گواه ادعای هنر این بازیگر بی‌ادعاست. او هم در آثار کمدی و طنز خوب می‌خنداند و هم در تئاترهای تراژدی بسیار مسلط است. او با توجه به ذهن خلاق، هوش بالا و قدرت بداهه‌گویی‌اش، قابلیت بازی در گونه‌های مختلف نمایشی و تصویری را دارد.
در سال ۸۴ افتخار داشتم در نمایش موزیکال «مردی که لب نداشت» که برای حضور در جشنواره‌ای آماده می‌کردم، در نقش «آقا بوم» برایم بازی کند. او همان‌قدر این نقش فکاهی را خوب بازی کرد که ۹ سال بعد از آن، در نمایش تلخ و تراژدی «ثمرگل» به‌کارگردانی فرشید تمری بازی متفاوتی را ارائه داد.
هنرنمایی اش در نقش «قچک خان»، جنون «ثمرگل» را تا بی‌نهایت به جانمان بخشید.
بدون شک، او یک استعداد بازیگری است که سال‌ها به‌عنوان بازیگر توانای نمایش‌های مونولوگ می‌شناسم. تاکنون در نمایش‌های تک نفری یا مونولوگ، بازیگری به قدت و تسلط او ندیدم که شخصیت درونی کاراکتر را به تفکرات بیرونی تماشاگرش پیوند زند. این استعداد بازیگری است که مونولوگ‌ها را از فضای یک‌نواخت به اثری پر از تصویر و اتفاقات جذاب تبدیل کند. این استعداد در مونولوگ «ازسوراخ کلید» در حالی ۹۰دقیقه از لحظات خصوصی زندگی یک بازیگر تئاتر را به نمایش می‌گذارد که هیچ‌گاه عنصر زمان به صورت کسالت‌آوری در چشم‌ها و دهان تماشاگر مشاهده نشود. او در ادامه فعالیت‌هایش، باز هم در تئاتر تک نفره «اتهام به خود» تنهایی یک انسان در عصر مدرن را با قدرت اجرای ۲۶ نقش، به اوج ‌‌رساند.
خاطرات هنرنمایی این استعداد در سرباز ساسانی «هنگامه ای که آسمان شکافت» و مرد عاشق تئاتر «۲۲مگاپیکسل» هنوز در یادها مانده است. همچنین او را در نقش یک پزشک در سه گانه کمدی‌اش با عنوان «کاناپه» به خوبی به یاد دارم که خاطرات یک پزشک را در رویارویی با سه بیمار به‌خوبی به نمایش گذاشت. این استعداد در مونولوگ «مرد گل به دهان» نقش مردی رو به مرگ را بازی کرد و در آخرین لحظات زندگی‌اش با دو عروسک گوسفند و کلاغ هم‌کلام شد و ما به‌عنوان تماشاگر به‌خوبی باورش می‌کردیم. او از عشق بازیگری‌ و علاقه‌اش به یک هنرپیشه معروف در مونولوگ «پرویز پرستویی» حرف‌های زیادی برای گوش‌های ناشنوای ردیف یک زد.
این استعداد در سال گذشته با «خنده ماهی» در نقش یک جانباز اعصاب و روان که خاطراتش را مرور می‌کند، در یکی از تماشاخانه‌های پایتخت خوش درخشید و هر چند بسیاری از بازیگران مطرح و برجسته تئاتر تلویزیون و سینما از بازی او در صفحات شخصی خود به‌خوبی یاد کردند، اما همشهری‌هایش کمتر از او گفتند و نوشتند. این استعداد اکنون تمام تلاش خود را می‌کند تا «شاه ریچارد» را در تهران و بعد از کرونا به اجرا بگذارد.
این استعداد در شنبه گذشته در صحنه پر مخاطب «عصر جدید» نقش غواص در نمایش «تکرار» را بازی کرد که به نوعی تکرار واگویه‌های بازیگران با استعداد اما گمنام تئاتر مشهد بود.
این استعداد در این عصر جدید استعدادیابی نشد. او سال‌های پیش در خاک‌های صحنه شهر بی‌امکاناتی چون مشهد استعداد شده بود و در این برنامه تلویزیونی فقط دیده شد.
او در آستانه ۴۰ سالگی، در حالی به مردم شهر و کشورش معرفی شد که بگوید بعد از ۴ دهه درهای جدیدی در این عصر به رویش گشوده شده است. پیام هنر او، تکرار دردهای تئاتر شهرستان است که بارها نیز گفته شده است که در تئاتر شهرهای این مرزو بوم، استعدادهای فراوانی وجود دارد و تنها باهمت و مدیریت جدی می‌تواند به مردمان این عصر حاضر شناخته شوند.
این استعداد بازیگری، حالا پس از سال‌ها غم نان و خون دل خوردن به تمام مردم کشورم معرفی شده است.
خانم‌ها و آقایان! عباس رثایی!

 

 

منبع: روزنامه شهرآرا

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نسخه چاپی