تصادفی یکماه اخیر

بایسته‌های اقتصادِ تئاترِ پساکرونا

یاداشت علی‌رضا اسدی، نویسنده، پژوهشگر و منتقد مطرح تئاتر خراسان / تئاتر مشهد و خراسان رضوی در دوران کرونا و پساکرونا(۵)

مشهدتئاتر- بدیهی است پیش از هرگونه تلاش برای ترسیم چشم‌انداز وضعیت تئاتر در دوره پساکرونا بایستی به تحلیل آخرین شرایط آن در دوره پیش از بحران این ویروس عالمگیر و منحوس پرداخت. این تحلیل از چند منظر قابل بررسی و تامل است. اینکه تئاتر به عنوان یک نیاز می‌بایست در سبد فرهنگی جامعه قرار گیرد. رسالتی است که هنرمندان این عرصه سعی در تسری و القاء آن در بین عامه داشته‌اند. این که این مهم تا چه حد بدون استفاده از امکانات دولتی و همراهی رسانه‌های دیداری، شنیداری و نوشتاری تحقق خواهد یافت. مجالی جداگانه می‌طلبد اما استقبال مخاطبان از تئاتر پیش از کرونا موید این مطلب است که هنرمندان عرصه هنرهای نمایشی به رغم تمامی ناملایمات توانسته بودند توفیقات شایانی در این راه کسب نمایند. اقتصاد هنر که امروزه به عنوان شاخه‌ای دانشگاهی درآمده و پژوهش‌های متعددی با محوریت آن صورت پذیرفته بیانگر این نکته است که هنر به ویژه هنرهای نمایشی قابلیت استقلال مالی را داشته و می‌تواند بدون حمایت‌های آمرانه دولتی به حیات خود ادامه دهد. در حال حاضر پارامترهای متعددی در تحقق رفع وابستگی به کمک‌های دولتی تاثیر گذارند که از جمله مهمترین آن‌ها می‌توان به ارائه سوبسیدها و مشوق‌های تبلیغاتی اشاره داشت.

اوایل اسفندماه بود که جهت جلوگیری از شیوع کرونا کلیه تماشاخانه‌های سطح کشور به محاق تعطیلی درآمد. خاموشی چراغ محافل تئاتری تا کنون ادامه داشته و به نظر می‌رسد این تاریکی تا مدت نامعلومی نیز استمرار داشته باشد. اما تئاتر پیش از تعطیلی چه شرایطی را می‌گذراند؟ در پاسخ به این پرسش می‌توان اذعان داشت که تئاتر کشور و ملهم از آن تئاتر مشهد در پیش از کرونا شرایط مطلقا ایده‌آلی نداشته اما با این حال همه چیز در سطحی متوسط در حال گذر بوده است. برای بررسی رونق تئاتر در یک شهر، منطقه و یا گستره‌ای وسیع‌تر از آن می‌توان وجوه اقتصادی آن را ملاک قرار داد. میزان فروش تئاتر در یک بازه زمانی مشخص – فارغ از کیفیت آن‌ها – می‌تواند علاقمندی، محبوبیت و به تبع آن استقبال از این هنر را در آن گستره مکانی مشخص نماید. لذا برای آگاهی از بایسته‌های مورد لزوم در دوره پساکرونا، شناخت از وضعیت قبل از آن ضروری به نظر می‌رسد که در این مجال متر و معیار اقتصادی مدنظر می‌باشد.

نگاهی به نمایش‌های اجرا شده در سال ۱۳۹۸ ما را به این نکته رهنمون می‌سازد که همان نمایش‌هایی که از فروش بالاتری نیز برخوردار بوده‌اند با توجه به تورم‌های ایجاد شده در حوزه‌های فرهنگی و هنری از جمله افزایش هزینه‌های تولید آثار نمایشی، رقم چشمگیری حاصل نکرده‌‎اند. هزینه‌های غیرمتعارف مکان‌های تمرین و اجرا، افزایش حق‌الزحمه بازیگران و عوامل، تبلیغات، ساخت دکور و … از تئاتر هنری پرخرج ساخته است.

طی سال ۹۸ – به جز اسفندماه –  ۱۵ نمایش اجرا شده در پردیس تئاتر مستقل در مجموع ۲۶۹ میلیون تومان فروخته‌اند. ۱۰ نمایش اجرا شده در تماشاخانه بهار حدود ۱۰۳ میلیون تومان و ۱۰ نمایش به اجرا درآمده در سالن اصلی تئاتر شهر نیز ۵۴۴ میلیون تومان فروش داشته‌اند. البته به این سه پایگاه اصلی اجرای تئاتر در سال ۹۸ می بایست اجراهای جسته و گریخته در سایر سالن ها نظیر اشراق و برخی فرهنگسرا ها را نیز اضافه نمود که در نهایت به رقم قابل ملاحظه‌ای دست نمی‌یابیم. به طور کل فعالیت همه اهالی تئاتر در این شهر طی سال گذشته در مجموع رقمی کمتر از یک میلیارد تومان را نشان می‌دهد. هرچند این رقم به نسبت سال‌های پیشتر رشد داشته اما اگر هزینه‌های گروه‌های تئاتری در اجرای این نمایش‌ها را کسر نمائیم متوجه بحران خواهیم شد. انتفاع حاصله با توجه به مدت زمانی که برای آماده سازی یک نمایش صرف می‌شود بسیار ناچیز است. این همه سرمایهِ تئاتری محسوب می‌شود که چند ماه است – به دلیل رعایت آنچه پروتکل‌های بهداشتی اعلام شده – تعطیل شده است. به‌راستی چشم‌انداز روشنی پس از بازگشایی سالن‌های نمایش و رونق اجراهای تئاتری متصور نیست. این که تماشاگر در همان ابتدای امر مشتاقانه به سمت سالن‌های تئاتر سرازیر نخواهد شد، بدیهی می‌نماید. همان طور که از سوی اداره کل هنرهای نمایشی نیز اعلام شد، نتیجه یک نظر سنجی در بریتانیا که در بین علاقمندان به هنر تئاتر صورت پذیرفته ناامیدکننده بوده و درصد پایینی از سوال شوندگان نسبت به تماشای تئاتر در همان روزهای اولیه در سالن‌های نمایش ابراز علاقه نموده‌اند. بدون شک این آمار به کشور ما هم قابل تعمیم است بنابراین نباید استقبال گسترده را در همان روزهای نخست انتظار داشت. اما امروز، روز هدف‌گذاری است و این که بهترین استراتژی برای رسیدن به این هدف چه می‌تواند باشد. با توجه به آنچه پیشتر ذکر شد نگاه ایده‌آلی به ماجرا نمی‌تواند راهگشا باشد. از یک زاویه منطقی هدف را می‌توان رسیدن به همان سطح متوسط پیش از کرونا و تعطیلی در نظر گرفت. اما استراتژی و مسیر رسیدن به این هدف مستلزم دستیابی به چه راهکارهایی است. چه پارامترهایی را باید مدنظر قرار داد تا رونق اقتصاد تئاتر و آشتی دوباره مخاطبان با سالن‌های نمایش شتاب بیشتری بگیرد.

مهترین گزینه در کیفیت آثار یا به بیانی دیگر تولید و ارائه آثار با کیفیت نهفته است. اساسا تئاتر هنری است که طیف خاصی از علاقمندان، آن را دنبال می‌کنند. همواره شاهد این موضوع بوده‌ایم تماشاگری که برای نخستین بار در سالن تئاتر حضور می‌یابد با دیدن یک اثر ضعیف و بی‌کیفیت عطای حضور دوباره‌اش را به لقائش بخشیده است. این مطلب برای تماشاگران خاص تئاتر هم مصداق دارد و تماشای نمایشی که فاقد جذابیت‌های لازم برای تماشاگر است در او ایجاد دافعه نموده و بازه زمانی حضور دوباره‌اش را طولانی‌تر خواهد نمود. تلاش برای روی صحنه رفتن آثار فاخر، جذاب و دارای ویژگی‌های مخاطب‌پسند را باید در زمره نخستین گام‌های پس از کرونا قلمداد نمود. واقعیت اینجاست که ما به عنوان هنرمندان تئاتر پس از کرونا بایستی تمام بضاعت فنی و هنری خود را به کار گرفته و با بهره گیری از بهترین سرمایه‌های انسانی خود پرتوان ظاهر شده و آثار برجسته ای را در معرض رویت مخاطب قرار داده تا رفته رفته رغبت حضور در تماشاخانه‌ها فراگیرتر شده و بر استقبال تماشاگران بیفزاید. نقطه مقابل آن ارائه اثر ضعیف است که همان مخاطبان نیم بند اولیه را پس از بازگشایی سالن‌ها دچار واپس زدگی خواهد نمود. البته پرواضح است که برای جذب مخاطب نباید به هر ابتذال (به معنای پیش پا افتادگی) و سطحی نگری روی آورد. تمهیدات زیادی را می‌توان به کار گرفت تا یک اثر هنری ضمن دارا بودن ویژگی‌ها و شاخصه‌های هنری، مخاطب پسندی را هم دست آویز قرار دهد.

در یک قاعده کلی هر گروه اجرایی همواره پیش از تولید اثر خود می‌بایست مخاطبش را مشخص نماید. در نظر گرفتن مخاطبین با معیارهای هم‌چون سن و سال، شغل و حرفه، پیروی از اندیشه ای خاص و … در تولید یک اثر تاثیرگذار است. به عنوان نمونه اگر تئاتر را در یک دسته بندی کلی به چهار شکل تئاتر تجاری – مردمی، تئاتر دانشجویی، تئاتر هنری – حرفه‌ای و تئاتر جشنواره‌ای تقسیم کنیم، هر قالب طیف مختص به خود را به سالن‌های تئاتر می‌کشاند. بدیهی است مخاطبان یک اثر داشجویی را بیشتر دانشجویان تشکیل می‌دهند و یا یک اثر تجاری – مردمی که با رویکردی عام‌پسند (لاله‌زاری) شکل گرفته مخاطبان خاص خود را دارد. این دسته‌بندی می‌تواند از منظر محتوایی هم صورت پذیرد. یک اثر دینی مخاطبان ویژه خود را داشته و تولید نمایشی با بهره‌گیری از اساطیر باستانی هم علاقمندان خود را به سالن می‌کشاند. شاید بتوان شکل‌های متنوعی در هدف‌گذاری برای تعیین مخاطب را برشمرد که بدون شک در میزان فروش و استقبال از یک نمایش تاثیرگذارند. اما باید اذعان داشت توجه به این مطلب در دوره پساکرونا که قرار است پیوندی دوباره با مخاطب برقرار شود اهمیت دوچندانی می‌یابد. هر گروه با توجه به بضاعت خود و این که در جذب چه طیفی از مخاطبین می‌تواند موفق‌تر عمل نماید می‌بایست برنامه‌ریزی داشته باشد. قطعا گروهی که سال‌ها به تولید آثار کودک و نوجوان و یا هر شاخصه دیگری همت گمارده و ذائقه آن طیف را می‌شناسد و علاوه بر آن در بازاریابی جذب مخاطب خاص آن تبحر یافته بایستی در ابتدای امر توانمندی و تخصص خود را به کارگرفته و نقش خود در پرفروغ نمودن چراغ تماشاخانه‌ها را این گونه ایفا نماید.

اگر تئاتر را به مثابه یک کالای فرهنگی تلقی نمائیم لازمه آن رویکردی کارشناسانه است که هم چون سایر سیستم‌های فروش، تقاضای خریداران (در این جا مخاطبان) را شناسایی نموده و به عرضه آن بپردازد. علی‌القاعده این نگاه منتقدان خود را هم دارد. این ناقدان معتقدند که هنرمندان پیش قراولان عرصه فرهنگی هر جامعه محسوب می‌گردند پس آن‌ها می‌بایست تشخیص دهند که چه خوراکی برای مخاطب تهیه شود. شاید از منظری این دیدگاه پر بی راه نباشد و بتوان حق را به طرفداران این نظریه داد. اما از سوی دیگر باید به یاد داشت که درباره تئاتری سخن می‌گوئیم که از حداقلِ کمک‌ها و سوبسیدهای دولتی بی‌بهره است. پس در عصری که رسانه‌ها و مدیوم‌های متعدد بر حیات و ممات تئاتر تاثیر مستقیم گذاشته و خواهند گذاشت، شناسایی ذائقه مخاطب امری ضروری است. تاکید می‌شود که رعایت این مهم با به کارگیری تمهیداتی مانع از بروز و ظهور تئاتر اندیشمندانه و ساطع نمودن اندیشه مستتر در آن نخواهد شد. بدون شک رونق تئاتر در دوران پساکرونا به شناسایی ذائقه مخاطب وابسته است و هر گروه اجرایی بنا به تخصص خود می‌بایست تقاضای مخاطبان خود را مدنظر قرار دهد.

در نهایت باید به عنصر تعیین‌کننده تبلیغات اشاره داشت. واقعیت امر این است که تمام شئون اقتصادی کسب و کارها به تبلیغات گره خورده و عجین شده است. تئاتر برای بسیاری از اهالی مشغول به آن سوای علاقمندی یک کسب و کار محسوب می‌گردد. اما سوال اساسی اینجاست که در هیاهوی تبلیغات متنوع کسب و کارها سهم تئاتر به چه میزان است؟ اگر واقع گرایانه به این موضوع بنگریم به درصد ناچیز تمامیت این سهم پی خواهیم برد. عدم توجه مسئولین به جریان های فرهنگی از یک سو و عدم استطاعت اهالی تئاتر برای ورود به بازار تبلیغات که خود دنیایی پر زرق و برق دارد از سوی دیگر را می‌توان دو عاملی دانست که تئاتر نحیف ما را از این عنصر تاثیرگذار دور نموده است. این که دیگرتئاتر برای مسئولین دغدغه به حساب نمی‌آید یک واقعیت عریان است. از طرف دیگر امکان رقابت گروه‌های تئاتری برای استفاده از امکانات تبلیغات شهری در رقابت با سایر بیزینس‌ها وجود ندارد. بیلبوردی که باید به تبلیغات فرهنگی و هنری اختصاص یابد به راحتی در اختیار مشاغل پیش پا افتاده‌ای قرار می‌گیرد که بهای آن را پرداخته‌اند. صرف نظر از این درد دل‌ها و کاستی‌های موجود یکی از راهکارهای تسریع روند رونق‌دهی به فضاهای تئاتری در دوره بازگشایی را باید در پرداختن به تبلیغات وسیع جستجو کرد. هر چند هنرمندان عرصه هنرهای نمایشی از حمایت‌های دولتی سلب امید کرده و مدت‌هاست دولت و دستگاه‌های ذیربط صرفا جنبه نظارتی خود را به تئاتر حفظ نموده‌اند و سایر وظایف ذاتی خود را به محاق فراموشی سپرده‌اند، اما با توجه به عدم امکان اهالی تئاتر برای رقابت با سایر حِرف در تبلیغات شهری لازمه ورود متولیان دولتی ضروری به نظر می‌رسد. تئاتر در دوره پساکرونا برای احیای خود به تبلیغات و به تبع آن ارائه خدمات در این حوزه از سوی دست اندرکاران مربوطه به هنرمندان عرصه نمایش نیازمند است.

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نسخه چاپی