تصادفی یکماه اخیر

تئاتر بی‌پشتوانه در محک «کرونا»

فرشید تمری

 یاداشت فرشید تمری، نویسنده، کارگردان، منتقد و مدرس مطرح تئاتر کشور / تئاتر مشهد و خراسان رضوی در دوران کرونا و پساکرونا(۴)

مشهدتئاتر- «کرونا» محک بسیار خوبی بود برای ارزیابی خیلی از موارد پنهان جامعه امروز جامعه تنهای امروز، «کرونا» عیارسنجی دقیقی را در نقطه‌های مبهم و گنگ جامعه جهانی برای نسل امروز بر پا کرد. این نسل که فاصله‌ها رو زیاد کرده بود، باید درگیر پدیده‌ای می‌شد به‌نام «کرونا» تا به یاد بیاورد که بقای هر انسان به دیگری متصل است و بقای نسل بشر به بقای حیات طبیعت. «کرونا» خودخواهی‌ها رو شست و در کنار آن یک موضوع را کمی برجسته‌تر کرد. موضوعی که در ابتدای ظهور کرونا نبود ولی اکنون هست که برخی پدیده‌های بشری چه با وجود «کرونا» و چه هر مصیبت دیگر  قابل اصلاح نیست. پدیده‌هایی هم‌چون فاصله‌ای طبقاتی اقشار جامعه، مثل استثنا قائل‌ شدن‌های سیستماتیک بین قشر پولدار جامعه با دیگر قشرها، مثل قانون خلق تورم که فقیر را فقیرتر و غنی را غنی‌تر می‌کند. خارج از نگاه فلسفی، «کرونا» در جامعه ما ضربات سنگینی به اقتصاد زد. چه به دولت و چه به مشاغل آزاد خسارات زیادی متحمل شدند که تئاتر بیشترین خسارت را خورد، این خسارات را باید در دو بُعد ارزیابی کرد؛ بُعد اقتصادی و بُعد روانی. کاهش و حذف درآمد از یک‌سو و فشارهای روانی که بیکاری، بی‌پولی و قرض‌های نخواسته انتظارات خانواده و… حداقل دستاوردهای آن است از سوی دیگر آنچه در موقعیت فعلی این بخش مهم از جامعه (تئاتر) را در فشار های غیرقابل وصف قرار داده است،  این می‌باشد که گویی تئاتر فرزند ناخواسته از بطن هنر امروز کشورمان بوده که از هیچ زاویه‌ایی آن را نمی‌بینند. گویی فراموش کرده‌اند که این فرزند مظلوم هنر، این سرزمین تا چه میزان توانسته تاثیرات عاطفی عمیقی را در تمامی مناسبت‌های انقلاب بر جای بگذارد. تئاتر به‌عنوان انسانی‌ترین هنر خلقت بدون اغراق، عمیق‌ترین تاثیرات را می گذارد. تئاتر زنده است و به همین دلیل واضح، طبیعی است که بخشی از مردم جامعه از این هنر بیشترین تاثیر را می‌گیرد. این نظریه‌ای نیست که فردیت این قلم آن را به رخ بکشد. بدون تردید هر نگاه منصف، هر ارزیابی عادلانه، هر قیاس پویا، این را می‌پذیرد که تئاتر سهم بسزایی در برانگیختگی فرهنگی جامعه امروز را دارد.

نگاهی اجمالی به آمارهای موجود اثبات می‌کند که در تمام عرصه‌های انقلاب این تئاتر است که متناسب با ظرفیت‌هایی که برایش فراهم کرده‌اند.(ظرفیت‌هایی سخت‌افزاری) تئاتر بالاترین مخاطب و تاثیر را در حوزه‌های حائز اهمیت جامعه داشته است که در هیچ سنگری انقلاب را تنها نگذاشته و با حضور گسترده خود اظهار نظر کرده  است. به‌راستی که در کجای حرکت‌های مهم انقلاب اسلامی، تئاتر به سهم خود تاثیرگذار نبوده و تلنگر لازم را به جامعه نزده است؟! نام تئاتر همیشه مترادف بوده با تمامی جریانات اصیل انقلابی مانند: تئاتر دینی، تئاتر رضوی، تئاتر دفاع مقدس، تئاتر دانشجویی، تئاتر مردمی، تئاتر بانوان، تئاتر بسیج، گروه‌های مذهبی تئاتر و سوگواره‌ها، تئاتر نیروهای مسلح.

این مقدمه طولانی از این روست که امروز در این آوردگاه عجیب، در این جنگ نابرابر، در این طوفان سهمگین که تمامی جهان را در نوردیده است، تنها این قشر جامعه امروز (هنرمندان تئاتر) هستند که خالق یک سوگواره‌اند. سوگواره‌ایی که امروز کشته‌های اقتصادی و اجتماعی آن، قهرمان‌های بدون نامِ استیج‌های دیروز هستند، قهرمان‌هایی که جامعه با اشک‌های‌شان گریست. با خنده‌های‌شان خندید. با خشم‌شان خشمگین شد و با عصیان‌شان معصوم گشت.

کشنه‌های مظلوم امروز، هنرمندان تئاتر هستند که ذر روی صحنه بد شدند تا جامعه خوب بماند روی صحنه تئاتر در حوزه های مختلف عرق ریختند تا با بیشترین کار کمترین دستمزد را به خانه‌های‌شان ببرند، تا پله‌هایی شوند استوار، برای ارتقای مدیران، برای ارتقای آمارهای جمعی که در بطن خود ارتقای بودجه‌ها و سم‌ های اداری را در برداشت. امروز همه هنرمندان جوان تئاتر به‌خاطر بی‌توجهی‌ها بازنشسته شدند. بازنشسته‌هایی که نه حقوق دارند و نه مزایا. نه از کار افتادگی دارند و نه حتی توان پرداخت بیمه‌هایی را دارند که اگر نباشد وجود عزیزشان نه فقط در مقابل کرونا، بلکه ساده‌ترین بیماری‌ها نیز بی‌دفاع است. این قشر مهم و تئاثیرگذار جامعه، این پاسداران انسانی‌ترین هنر خلقت، حالا بدون سلاح در خط مقدم نیازهای بشری زمینگیر شده‌اند. تمامی قشرهای امروز جامعه از شنیدن و باز شدن درب‌های مشاغل شان می‌توانند خوشحال باشند اما هنرمندان تئاتر چه؟! آیا اگر این درب برای‌شان گشوده شود، می‌توانند بازار داشته باشند؟ آیا تماشاگران که هنوز از ترس بیماری کرونا دست و صورت خود را می‌پوشانند، جسارت حضور در سالن‌های تاریک و کنار یکدیگر را دارند؟

امروز سالن‌هایی که با تحمل شرایط سخت پر شده بود، خالی مانده است. امروز اعتمادی که با صرف هزینه‌های سنگینی بدست آمده بود دیگر نیست. امروزبرای بچه‌های تئاتر فقط گرانی هست و دغدغه و دلهره.

امروز ادارات، نهادها، ارگان‌ها و سازمان‌ها باید وارد عمل شده و به بخش‌های خصوصی کمک کنند تا دوباره تئاتر احیا شود ولی متاسفانه هنوز بعضی درب‌ها بروی پاشنه قدیم خود می‌چرخند و هنوز سازمان‌هایی هستند که فقط نور چشمی‌های خودشان را می‌ینند. آن‌ها بدون در نظر گرفتن شرایط بحرانی تئاتر، هنوز هم فقط به عده‌ای معدود و محدود که می‌شناسنند کمک می‌کنند.

این آسیب قبل از کرونا هم بود ولی چون بازارهای دیگر وجود داشت، آزاردهنده نبود اما امروز، تخصیص مبالغ سنگینی برای یک فرد یا یک گروه ظلمی ایست که دامنه‌اش نه فقط شخص سفارش‌دهنده را می‌سوزاند که اکنون ریشه مصیبت‌زده تئاتر را خشک می‌کند، البته این واقعیت است که  در هیچ سنوات اکثر هنرمندان تئاتر از نان تئاتر سیر نمی‌شدند. چون کافی نبود ولی ایجاد شرایط اجرا و خلق فرصت روی صحنه بردن آثار بُعد دوم نیاز هنرمندان تئاتر را که همان نیاز عاطفی و روحی باشد را ارضا می‌کرد و این امتیاز نان تئاتر را برکت می‌بخشید. امروز هیچ کدام از آن‌ها نیستند و آن‌چه هست چشم امید این بخش مهم از جامعه به برنامه‌نویسان و تئورسین‌های این حوزه است که با طرحی نو، رنگ استیصال را از چهره پاک تئاتر بزدایند. مسئولین شهرداری‌ها، مرکز آفرینش‌های استان متبرک قدس رضوی، بسیج هنرمندان و هر جای دیگر که از وزارت ارشاد پول بیشتری برای تولید تئاتر در اختیار دارند، به سمت حمایت تمامی اهالی تئاتر بروند.

ایجاد دفتری واحد در استانداری یا اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی نیازی است صحیح که بتواند اعتبارات سرگردان تئاتر را سازماندهی کند. به قراردادها نظارتی داشته باشند و سرمایه‌های موجود را به تناسب تخصص و تعهد و کیفیت و تجربه ما بین اهالی وسیع تئاتر تقسیم و به فراخور، منتظر خلق اثار درخشان باشند و اکثر این اعتبارات حوزه‌های مختلف به شکل صحیح هزینه شود. به شکلی که تمامی اهالی تئاتر را منتفع نماید. نه فقط بخش کوچک را، صندلی‌های سالن‌ها تئاتر را خریداری کرده و در اختیار مردم قرار دهد، سطح تبلیغات شهری را به سمت ایجاد ارامش و حسی اعتماد بین مردم هدایت نماید تا باور کنند با رعایت پروتکل‌های بهداشتی خطری متوجه ایشان نیست. شرایط امروز به‌گونه ایست که مسئولین محترم استان بایست فراموش نکنند اگر امروز آستین همت بالا نزنند، فردا تحمل سوگواری برای تئاتر را نخواهند داشت. تئاتر محتاج تئاتریست فاقد شخصیت، فاقد اندیشه محوری، فاقد توان فرهنگسازی در اجتماع ، فاقد روح زیبایی شناختی و فاقد ارزش‌های انسان‌ساز انقلاب. تئاتر محتاج و فقیر تئاتریست سخیف و بی ارزش که عرصه و جولانگاه خلق خنده‌های خردستیز می‌شود. نیاز امروز هنرمندان تئاتر فقط کیسه‌ایی برنج هندی، چند دانه خرمای خیس و یک بسته ماکارونی تاریخ گذشته نیست، آن‌ها که روزگاری پیامبران اندیشه جامعه خود بودند و امروز در هیچ قشر و  طبقه‌ایی قرار داده نشدند، می‌خواهند برای‌شان شرایط کار را (به عدالت)  فراهم کنید، همین. حرف زیاد است و زمان کم، الباقی باشد در فرصتی دیگر .

 

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نسخه چاپی