تصادفی یکماه اخیر

دورخیزی به خاکریز دوازدهم

دورخیزی به خاکریز دوازدهم

گزارشی از پشت صحنه‌ی نمایش”من، برتولت برشت، دعوت به ضیافت چای”

 مشهدتئاتر- جواد اشکذری: تئاتر از معدود هنرهایی است که رسالت خطیری در راستای به تصویرکشیدن پدیده‌ها و رخدادهای اجتماعی دارد و دفاع مقدس به عنوان یک میراث فرهنگی، همیشه در مضامین آثار هنرمندان این عرصه نقش داشته است. اما این رسالت هر از چند گاهی شکل می‌گیرد، اما نه برای عموم مردم بلکه در قالب جشنواره و یا یک رویداد کاملا سفارشی. به هر حال جشنواره هم جزء برنامه‌ها و فعالیت‌های تئاتری‌ها می‌باشد.

جشنواره‌ی کشوری تئاتر دفاع مقدس از عمده‌ترین رویدادهایی است که در حال حاضرعده‌ی کثیری از هنرمندان تئاتر مشهد درگیر آن هستند. در این دوره نمایش “من برتولت برشت، دعوت به ضیافت چای” کار رضا صابری، نمایش “روشنان” کار سعید تشکری، در بخش ویژه و نیز نمایش‌های ” وقتی به ماه رسیدی ” کار رضا حسینی،” وقتی درنا بر می‌گردد” کار علی‌رضا اسدی و ” توهم” کار غلام‌رضا سالم در بخش مسابقه و نمایش‌های “تکرار” کار عباس رثایی و “لحظه‌ی وصال” کار راضیه ایرانی در بخش خیابانی نماینده‌های مشهد هستند که در سنندج اجرا می‌شوند.

از میان این نمایش‌ها این بار به سراغ یکی از  این گروه‌های نمایشی رفتیم تا با چندوچون کار آن‌ها بهتر آشنا شویم.

ساعت ۶ بعدازظهر، خیابان سناباد، هنرستان سینماتئاتر شمایل :

در یک عصر گرم تابستانی، دور از هرچه نامش هیاهوست، جوانانی بی‌ادعا در یک زیرزمین به وسعت داغی عشق و علاقه، تمرین می‌کنند. تمرین مشقی که رضا صابری نوشته و نامش را “من برتولت برشت، دعوت به ضیافت چای” گذاشته است. نام عجیب و غریبی است برای آثار او که اغلب نامی گویا و واضح داشته‌اند، به هر حال یک جورایی فکر آدم را به هم می‌ریزد که برتولت برشت و دفاع مقدس چه ربطی می‌توانند باهم داشته باشند؟

در تمرین حاضر می‌شوم، تمرین مردی که اکثر آثارش را خودش کارگردانی کرده است: «عصمت»، «خانات»، «گلارکته»، «سایه‌های بلند»، «مظلوم پنجم»، «یخبندان»، «شنا در آتش»، «دانگ هفتم»، «عشیق»، «بازی‌نامه‌ی باستان»، «آیه‌های غربت»، «تراژدی تردید» و بالاخره «من برتولت برشت، دعوت به ضیافت چای». تک تک آنها را از سلول های مغزم عبور می‌دهم و درنهایت به این نتیجه می‌رسم که صابری یک پیشکسوت توانمند تئاتر کشور است و با توجه به گذشتن از سن بازنشستگی هنوز از پای نیفتاده و بسیار پرانرژی فعالیت می‌کند و به جرأت می‌توان گفت که او پرافتخارترین هنرمند تئاتر خراسان است که رتبه‌های برتر چند دوره از جشنواره بین المللی تئاتر فجر را هم در کارنامه‌ی خویش دارد.

صابری همچنان کار می‌کند و در میان بچه تئاتری‌های جوان مشهد، بسیار محبوب است. او امسال برتولت برشت، شخصیت المانی تئاتر را به ضیافت چای دعوت کرده است که ۸ سال دفاع مقدس کشورش را به رخ او بکشد.

خودش در زمینه‌ی شکل‌گیری این اثر می‌گوید: ابتدای امسال که برای داوری جشنواره کشوری تئاتر تک در بیرجند بودم ازطریق مسئولین تئاتر حوزه‌ی هنری متوجه شدم امسال جشنواره‌تئاتر دفاع مقدس بعد از چند سال وقفه برگزار می‌شود. همانجا فرصت راغنیمت شمردم و طرح نمایشی را در این زمینه با نصرالله قادری و حسین‌علی شوندی بیان کردم و قرار بر این شد که من آن را برای بخش ویژه‌ی جشنواره آماده کنم.

در حالی که با صابری گرم صحبتیم، جوانان هنرمندی مثل آرش تبریزی، حامد یزدی، مهدی سجاد پور، کریم جشنی، محمد جهان‌پا، رضا احمدی، عباس جان‌فدا، پروانه محزون و فاطمه توانا در حال تمرین بیان و بدن هستند.

او با اشاره به آنها می‌گوید: وقتی طرح را با آنها در میان گذاشتم، با علاقمندی بسیار کار را شروع کردند ومن در حین کار متن را نوشتم.

وی با اشاره به این نکته که این نمایش مجادله و مناظره‌ی دو درام‌نویس ایرانی و آلمانی است، در ادامه اظهار می‌دارد: در یک سو حشمت‌الله شوریده و در دیگر سو برتولت برشت قرار دارد. قهرمانان نمایش شوریده در مقابله و مقاوله‌ای نمایشی به مناظره با قهرمانان نمایش ننه دلاور و فرزندانش می‌پردازند تا از این رهگذر جنگ و آفات آن در دو سرزمین غرب و شرق به نقد کشیده شود.

وی ادامه می‌دهد: ننه فریضه(قهرمان شوریده) مظهر یک زن وفادار و آرمان‌گرای ایرانی است که تنها نان‌آور زندگی‌اش را در راه وطن از دست می‌دهد و به مقابله با ننه دلاور (قهرمان برشت) می‌پردازد که فرزندانش، همه قربانی منافع و مطامع شخصی اش شده‌اند. پنجک ( فرزند ننه دلاور) جوان بچه‌ی سیستانی چون وطنش را درگیر جنگ خونین می‌بیند که چشم بر همه‌ی آرزوهایش می‌بندد و شوق‌مندانه به دفاع از وطن مشغول می‌شود تا جان ببازد اما ایلیف (فرزند ننه دلاور) به دنبال کامجویی از دنیا و لذایذ شخصی خود است و از جنگ وحشت دارد و گریزان است.

به هر حال به نمایش بر می‌گردم. هرکسی در جای خودش کاری می‌کند؛ پنجک (آرش تبریزی) در گوشه‌ی صحنه با تفنگ ساچمه‌ای مشغول شکار است که مولوی (مهدی سجادپور) وارد می‌شود. پنجک به مولوی می‌گوید که توتن‌های هامون همه به جنگ رفته‌اند و او تنها شده و قصد دارد به جنگ برود. مولوی که سمت چپ و در جلوی صحنه قرار دارد، به او می‌گوید تا به مسجد بیاید و نامه‌ای برای آموزش نظامی به او بدهد و از پنجک می‌پرسد که تکلیف ننه‌فریضه چه می‌شود؟ که ننه فریضه (فاطمه توانا) از عقب صحنه می‌آید  و وارد بازی می‌شود و پنجک را از رفتن منع می‌کند. چون تنها نان‌آور خانه است، اما وقتی اصرار پنجک را می‌بیند و دلایل مولوی را می‌شنود به رفتن پسر راضی می‌شود، انگشتر یادگار پدر را که مزین به نام حضرت علی (ع) است به یادگار به او می‌دهد، پنجک چادر مادر را می‌بوسد و مادر گریان صحنه را ترک می‌کند وپنجک به آغوش مولوی می‌رود و از او حلالیت می‌طلبد. مولوی چفیه‌ای به یادگار به او می‌دهد و پنجک عازم جبهه می‌شود.

با تغییر آکت، رضا احمدی به عنوان دستیار کارگردان به بچه‌ها می‌گوید که صحنه مناظره حشمت‌الله‌ شوریده (محمد جهان‌پا) و برتولت برشت(کریم جشنی) را تمرین کنند.

آرش تبریزی که برای استراحت بر روی یکی از سکوها ‌نشسته، می‌گوید : من نقش پنجک را دوست دارم و این چند سالی که با استاد صابری کار کردم، برایم بسیار لذت‌بخش بوده و چیزهای بسیاری هم آموختم.

در گوشه‌ای از سالن تمرین، عباس جان‌فدا ایستاده است و چای می‌خورد، با او که سابقه‌ی چند همکاری با صابری را داشته، گپی صمیمانه را شروع می‌کنم، او می‌گوید: این نمایش همچون آثار دیگر رضا صابری به نهاد آدمی یعنی تقابل نیروهای خیر و شر می‌پردازد و این بار سعی شده از دریچه‌ای اجتماعی و از زاویه‌ی نگاه جنگ به این مقوله نگریسته شود، آنجا که شعله‌‌های ویرانگر جنگ برافروخته شده‌ و انسان‌ها در تردید و شک برای رفتن و نرفتن، ماندن ودفاع کردن، درگیرند و آن‌هایی برنده‌اند که دست به انتخابی صحیح می‌زنند و بر نیروهای شر درونی خود فائق می‌آیند تا به خیری اکمل دست یابند.

به حیات هنرستان می‌آیم و در فضایی آزاد، آثار رضا صابری را مرور می‌کنم. در بین تمامی آثار استاد، فقط نمایش “مظلوم پنجم” و “من برتولت برشت، دعوت به ضیافت چای” در زمینه‌ی دفاع مقدس است. اولی در ابتدای دهه‌ی شصت اجرا شده و دومی اواسط دهه‌ی هشتاد، در آن زمان صابری در مظلوم پنجم به افتخارات رزمندگان دفاع مقدس پرداخت و بیش از ۲۰ سال به تحلیل و مقایسه‌ی پدیده‌ی جنگ و آدم‌هایش در غرب و شرق را سرلوحه‌ی اثر خود قرار داد و این نشان می‌دهد که هر چند آثار دراماتیک صابری در چند سال گذشته افت شدیدی داشته است اما نگاه و دیدگاه او روز به روز عمیق تر می‌شود.

به هر حال برای صابری فعال که هرسال حداقل یک اثر تولید می‌کند، آرزوی موفقیت می‌کنیم تا اجرای موفقی در سنندج داشته باشند.

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *