تصادفی یکماه اخیر

واقعیت به علاوه تخیل

ادامه داره

نگاهی به نمایش “ادامه داره” به نویسندگی و کارگردانی علیرضا ضیاء چمنی

مشهدتئاتر- حسین صابری
“ادامه داره “روایت آشفتگی آدمهایی است که قرار است برایشان پایانی وجود نداشته باشد و در تسلسلی از جنس تغییر به حضور هایی دوباره می رسند .این رفت و برگشت های بدون سر خط، در سه اپیزود به ظاهر جداگانه به تصویر کشیده می شود که هرقصه منهای ارتباط با قصه ی دیگر، روایت گر داستانی است از زندگی آدم هایی که به لحاظ عاطفی در نقطه ی بحران ایستاده اند.
خط اول قصه مربوط به قاتلی است که به دام افتاده است . اما نه به دام قانون بلکه به دام کسی که او زن و فرزندش را دوسال و هشت ماه شانزده روز پیش به طرز فجیعی به قتل رسانده است.
خط دوم قصه ، حکایت بازجویی است که با متد خاص خود وبا استفاده از تبحر و مهارتی ذاتی که در استفاده از ابزار ها ی صنعتی (چکش و انبردست و تیغ و اره و …..)در پیدا کردن سرنخ های قتل ها و جنایت های قاتلین دارد به سراغ قاتلی رفته است که در مسیر تهدید ها و ارعاب هایی که می شود به قتل های سریالی اعتراف می کند.اعترافاتی که بر خلاف باور قاتل ، برای بازجو از هیچ اهمیت برخوردار نیست.
خط سوم داستان نمایش ،روایت نویسنده ای است که قهرمان داستان خود را در نقطه ی بحران(میدان مین) قرار داده و سعی دارد تا او و عواطف و احساسات و حالات درونی او را در نقطه ی بحران بسنجد و به این طریق به خلق نقطه ی اوج قصه برای خوانندگانش بپردازد.

ادامه داره

یکم:
ادامه داره یک نمایش فانتزی است . نمایشی است که نویسنده با استفاده از قدرت بالای تخیل خود به خلق شخصیت هایی در نمایشش می پردازد که بنا به دلایل ساختاری، به شخصیت نزدیک نمی شوند و در حد تیپ باقی می مانند. با این وجود تیپ هایی هستند که پیدا کردن مشابه آنان در اطرافمان زیاد هم دوراز دسترس نیست و می توان وجود آنان را هر از گاهی با کمی حذف و اضافه در دنیای پیرامون مشاهده کرد. از این رو می توان ادعا کرد که “ادامه داره” نمایشی با ساختار سورئالیست است.نمایشی فرا واقعی که نویسنده با سفر به درون ناخود آگاه شخصیت هایش و تحلیل روانکاوانه ی آنان، به جابه جایی واقعیات پرداخته است . قتل وجود دارد. وجود قاتل هم امری بدیهی است اما اعتراف گرفتن توسط بازجویی که همچنان با علایق دوران کودکی اش که تمایل شدید به ابزارآلات صنعتی و کار کردن با آنان و رسیدن به درجه ی استاد کاری دارد ، نگاهی اغراق آمیز و دست کاری شده ایست که نمایش را به رویکردی دگردیسی شده از واقعیت می کشاند. اگر چه انتخاب موضع قتل و مرگ و کشتار تا حدودی فضای حاکم بر متن را تیره و تار می کنداما نگاهی که نویسنده به مسئله ی قتل در اپیزود دوم نمایش و یا درگیری شخصیت بخت برگشته ی رمان با آقای نویسنده در اپیزود سوم دارد، تفسیر ها و برداشت هایی نوینی است که نویسنده ی اثر از واقعیت های موجود رائه می دهد.تفسیر هایی که گاه می تواند جنبه ی انتقادی نیز به خود گرفته و بیانگر دغدغه ها و دل مشغولی های آدم های دوره ی معاصر باشد.دغده هایی چون تنهایی، عقده ها ، آسیب های روانی و تاثیر جدی حقارت ها و آرزوها ی سرکوب شده ای که یک فرد ممکن است از کودکی با خودش یدک بکشد و در بزرگسالی سر واکند.
آنچه در نمایش “ادامه داره” بیش از همه چیز خود نمایی می کند ترسیم شخصیت ها، کنش و واکنش ها و نیز فضا سازی و خلق موقعیت هایی است که مشاهده ی آن در شرایط عادی و روزمره غیر ممکن به نظر می رسد و این درست همان نقطه ی قوت اثر است که این نمایش را از یک نمایش رئال و واقع گرایانه به اثری فانتزی و جذاب تبدیل کرده است. ویژگی بارز و منحصر به فردی که نویسنده توانسته است از منظری دیگر و با بهم ریختن قواعد طبیعی و منطقی، ابعاد تازه ای و ناگفته ای از حقایق و واقعیت ها را به تصویر در آورد.حقایقی چون علل قتل ها و عقده های دروان کودکی و نوجوانی و حتی خودخواهی.
بدیهی است درنمایش هایی با ساختار هایی از این دست ، نمی توان انتظار داشت که “منطق” خودنمایی قابل تاملی داشته باشد ،اما وقتی صحبت از ساختار دراماتیک یک اثر به میان می آید این توقع در مخاطب ایجاد می گردد که شاهد کنش و واکنش هایی باشد که او را به هدف و مفهومی که نمایش بر اساس آن استوار شده است ،رهنمون سازد و سوال های ذهنی او را پاسخ دهد. رها کردن برخی صحنه ها و واگذاری همه جانبه برداشت ها به مخاطب و اینکه خود تماشاگر از طریق تماشای اثر ، از منظر خود به برداشت از نمایش بپردازد از جمله نقاط قابل بحث در این اثر است. بی پاسخ گذاشتن برخی از سوال هایی که متن در ذهن مخاطب ایجاد میکند، (مانند چرایی سوزاندن همسر و پسر توسط قاتل ، چرایی آزاد سازی وی … و…..و…) نمی تواند ارتباط معنا داری با این بحث داشته باشد که ببینده خود باید به برداشت برسد. آنچه یک نمایش را علاوه بر دارا بودن قابلیت تعبیر و تفسیر از منظر ها و دیدگاه های گوناگون، زیباتر می کند ، اشتراک در برداشت ها و رسیدن به مفهوم مستتر در متن و یا همان درون مایه و هدف اصلی اثرتوسط مخاطب است.این همان چیزی است که از طریق نویسنده و کارگردان و بازیگربه مخاطب انتقال داده می شود و وی را به لذت می رساند. متون موفقی که به تولید می رسند غالبا متونی هستند که مخاطب را در حین تماشا به تفکر و پس از آن به تحلیل و واکاوی و اندیشیدن وادار نماید .
به لحاظ ساختار متن ، در نگاه اول هیچ رابطه ی منطقی در بین قصه های نمایش وجود ندارد و این گونه به نظر می رسد که ضیا چمنی (در مقام نویسنده )سعی داشته است که بدون اینکه تمایلی به حفظ خط مشترکی در قصه ها داشته باشد به تصویرگری وقایعی بپردازد که دغدغه ی ذهنی او بوده اند با این وجود ضیا چمنی (در مقام کارگردان) به کاربست برخی المان ها و نشانه هایی که در همه ی صحنه ها به اشتراک گذاشته می شود می پردازد و این دیدگاه را مطرح می کند که او مفهومی را به عنوان خط و محور مشترک اپیزود های خود انتخاب کرده است که گرچه بسیار مستتر و پنهان است اما با اندکی دقت ، تماشاگر می تواند به آن مفهوم دست یابد.ضیا چمنی در خلق اثرش به مفهوم “امید” نگاهی خلاقانه ای دارد. استفاده از بطری آب ( به معنای حیات و زندگی) در تمامی صحنه ها و همچنین استفاده مکرر از نور(لامپ های آویزان شده به یک رشته سیم) به معنای آخرین رشته های امیدواری ونگاهی که در پایان هر اپیزود بازیگر به آن(لامپ) دارد ، تدوام امید به ادامه داشتن را در ذهن به تصویر می کشد. امید به زندگی ، امید به بودن ، امید به بهبودی حال و امید به ادامه داشتن، همان چیزهایی است که بشر امروزی به شدت به آن نیاز دارد و ضیا چمنی با خلاقیت و ظرافتی زیبا به طرح آن می پردازد. اوج فانتزی بودن نمایش زمانی شکل می گیرد که ما در اپیزود پایانی شاهد حضور مردی با لباس قرمز در پس پرده ی شفاف هستیم که سرتاسر صجنه ی آخر، پشت به ما ایستاده است.حضور این مرد قرمز پوش مارا به این تصور هدایت می کند که تمام آنچه دیده ایم همه محصول اندیشه و پردازش فکراو به عنوان نویسنده ای دیگر ی ست که هنوز هم در حال تحریر نمایش و قصه ی آدمها ی مربوط به آن است.
ضیاچمنی در اپیزود های اثرش به مفاهیمی چون انتقام ،آسیب های ناشی از سرکوب شدن عواطف کودکی و نوجوانی ،ناکامی در آرزوها و اثرات آن، تاثیر عقده های روانی (اپیزود قاتل و بازجو) خود خواهی ، قدرت و فساد های مرتبط با آن (اپیزود نویسنده و شخصیت اثرش) و بخشش و گذشت (اپیزود آخر ) و ترویج امید و امید واری (ادامه داره) ، اشاراتی دقیق و مؤثر دارد، با این وجود، به نظر می رسد ساختار متن به لحاظ محتوا، هنوز هم برای رسیدن به پختگی های لازم از لحاظ کنش های دراماتیکی و برخورداری ازجذابیت ها،تعلیق ها و کشش های محکم تر و مداوم تر ظرفیت لازم را داشته و با حذف برخی دیالوگ ها( مانند برخی از دیالوگ های صحنه بازجویی ) که وجودشان ضروری نبوده و صرفا به زمان نمایش افزوده است و….. می تواند نمایشش را به اثری زیباتر و مخاطب پسندتر تبدیل نماید.

ادامه داره

دوم:
بازی ها در “ادامه داره” از مهمترین عواملی است که در جذب و نگهداشت مخاطب تا پایان نمایش نقش مهمی ایفا می نماید.روانی ،پختگی و از همه مهمتر درک درست از نقش ها از جمله بازی محمدرضا لبیب و بویژه بازی محمدرضا صولتی در نقش قاتل و کنش ها و واکنش های مستمر و مداوم او در استفاده از بیان و بدن ، زیبا و تحسین برانگیز است. شخصیتی که صولتی آن را به تصویر می کشد انسانی انباشته از عقده ها ، حقارت ها و آرزوهای سرکوب شده ای ست که غمنامه ی مرگِ” من کودکی اش” را می توان در چشمانش دید.او با تحلیل درست کودکانه های سرکوب شده اش به ترسیم قاتلی می پردازد که همچنان به دنبال واگشایی عقده های حقارت خفته در ضمیر ناخود آگاهش، دست به جنایت می زند و در عین حال همچنان ساده و حقیرانه به مسائل می نگرد.
به نظر نگارنده با گذر از برخی میزان سن هایی که نشان دهنده ی ناچاری ولاجرم بودن است (به طور مثال در اپیزود نویسنده و شخصیتش و رفت و آمد های مکرر نویسنده) ، می توان ادعا کرد که ضیا چمنی با استفاده از همه ی ظرفیت های یک نمایش (نور، موسیقی ، طراحی صحنه ی ساده و البته حساب شده ، بازیگران توانمند و موفق و….) در خلق اثری مخاطب پسند موفق عمل کرده است و می تواند به عنوان اثری قابل قبول و ماندگار در کارنامه هنری اش از آن یاد کند. اثری که قابلیت های موفقی در آمیختگی واقعیت و خیال دارد ودر پیوند عین و ذهن و عبور از عین گرایی و رسیدن به وقایع و هنجارهای اجتماعی آنهم با استفاده ازقالب فانتزی وتخیل، که به گسترده کردن افق واقعیت می انجامد ، بسیار خوش درخشیده است.
امید است توان و خلاقیت و انرژی این گروه در تولید آثاری همچنان بهتر و برتر “ادامه ” داشته باشد.

قبلی «
بعدی »

بدون دیدگاه

  1. نمایشی پر بار و عالیییییییییییی. تشکر از نقد زیبای آقای صابری.بنده هم موافقم که این اثر برای هر مخاطب با توجه به دیدگاه و دانش او ، میتواند تاثیر گذار باشد.من از تمامی لحظات نمایش ، کنش و واکنش کاراکترهای اثر برداشتی متفاوت داشتم و جالب بود که دیگران هم مانند من بودند.ای کاش برای همچین نمایشهایی جلسات نقد و برسی برگزار شود تا بتواند اثر بسیار مطلوبتری برای مخاطبینش داشته باشد.سپاس و تشکر فراوان از این گروه نمایش به خصوص نویسنده و کارگردان آقای ضیا چمنی.

  2. عجب نمایش خوبی بود این کار.خیلی لذت بردم.فکر نمیکردم با همچین نمایشی برخورد کنم.بازیها و متن بی نقص بود. البته ای کاش سالن بزرگتری برای اجرا این نمایش در نظر گرفته میشد.من که مجبور شدم روی زمین بشینم.ولی به هر حال ارزش داشت.ممنون.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *