برگزیده

تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۴/۱۹ - ۱۷:۰۷

چرا برای ورود به تئاتر مشهد، گزینشِ علمی وجود ندارد؟!

نگاهی آسیب شناسانه به ورود غیرتخصصی تازه‌واردها به عرصه تخصصی تئاتر ———————آرش خیرآبادی* چند روز پیش یکی از بچه‌های تازه‌واردِ تآتر، به من زنگ زد که: «فلانی!… داریم یه تآتر کار می‌کنیم، می‌خوایم بیای و نظرت رو بدی!…» پرسیدم: «خب چرا کارگردان‌تون به‌م زنگ نزد؟… زشته بدونِ اجازه‌ی کارگردان بلن شم بیام سرِ تمریناتون!» جواب […]

چرا برای ورود به تئاتر مشهد، گزینشِ علمی وجود ندارد؟!

نگاهی آسیب شناسانه به ورود غیرتخصصی تازه‌واردها به عرصه تخصصی تئاتر
———————آرش خیرآبادی*

چند روز پیش یکی از بچه‌های تازه‌واردِ تآتر، به من زنگ زد که:
«فلانی!… داریم یه تآتر کار می‌کنیم، می‌خوایم بیای و نظرت رو بدی!…»
پرسیدم:
«خب چرا کارگردان‌تون به‌م زنگ نزد؟… زشته بدونِ اجازه‌ی کارگردان بلن شم بیام سرِ تمریناتون!»
جواب داد:
«خودم کارگردان‌ام!»
نمی‌دانم چرا شنیدنِ این جمله‌ی آخری از زبانِ بعضی‌ها باعث می‌شود خودم را مثلِ شکلک‌های زردرنگی تجسم کنم که چشم‌های‌اش از حدقه بیرون زده و با تعجبِ خاصی توی صورت‌ات خیره مانده است!
من این دوستِ جوان –یا بهتر بگویم؛ نوجوان- را می‌شناسم. یکی دو تا نمایش را تهِ صحنه، هم‌سرایی کرده. اگر اشتباه نکنم، در آخری هم که داشت کار می‌کرد، پشت نقشِ یکی از هم‌سراها بود. سرجمع، پنج بار روی صحنه نرفته. یک صفحه را نمی‌تواند بدونِ غلط بخواند و یک پاراگراف را نمی‌تواند درست بازی کند!… یک همچین پدیده‌یی، الآن دارد کارگردانی می‌کند!
تا آن‌جا که می‌دانم و می‌شناسم، مشهد هنرمندانِ به نامی دارد و من افتخار دوستی و شاگردی‌ی بسیاری از ایشان را دارم. سطحِ سواد و اطلاعات‌ام را باید از دیگران پرسید. خودم که فکر می‌کنم بی‌سوادم، ولی با همین سطحِ سوادِ اندک، مطمئن‌ام که سلیقه‌ام در انتخابِ دوست، بسیار خوب است. دوستانم هنرمندانی هستند که هر کدام در زمینه‌ی کاری‌شان، مطلع و خبره‌اند.
من این‌ها را می‌بینم که وقتی می‌خواهند کاری را کارگردانی، بازی، طراحی یا نقد کنند، چه قدر وسواس به خرج می‌دهند و چه اندازه تلاش دارند تا میزانِ اطلاعات‌شان را نسبت به کار قبلی، افزایش دهند. شاهدم که هر کدام چه‌طور درگیرِ مطالعه و تحقیق می‌شوند، روزها و شب‌ها با یک متن کلنجار می‌روند و چه‌قدر از روی حساسیت، نکته به نکته‌ی یک متن را تجزیه و تحلیل می‌کنند تا بالاخره کار را به اجرا برسانند.
با این همه، باز هم وقتی پای نقدِ آثارِشان پیش کشیده می‌شود، خودِشان پیش از همه اقرار دارند که کم و کسری، زیاد است.
تآتری‌های باسوادِ خراسان، کم نیستند. تآترِ خراسان هم آدمِ باسواد و باتجربه، کم ندارد. تنها چیزی که هست، به نظرم، تآتر، فقط از یک مشکلِ بسیار بزرگ رنج می‌برد: «تآترِ خراسان، منتقدِ قدرتمند ندارد.»
تآترِ ما منتقدی ندارد که وقتی واردِ سالن می‌شود، پشتِ کارگردان و نویسنده و بازیگر بلرزد. منتقدی ندارد که اگر دست به قلم ببرد یا دهان باز کند، عدل و انصافش، کارِ ضعیف را به فرشِ سفلا کشانده یا کارِ قوی را به عرشِ اعلا برساند. منتقدی ندارد که وقتی قلم‌اش روی کاغذ چرخید، قدرتِ اصلاح، تعدیل یا حتا تغییرِ یک نمایش را داشته باشد.
منتقدِ امروزِ خراسان، قدرِ قلم و ارجِ قدم ندارد. منتقد و نقد، شده امری تزیینی. هست که باشد. بود و نبودش فرقی نمی‌کند.
وقتی هم شیرِ شرزه‌ی نقد نباشد، هر قورباغه‌یی شش‌لول می‌بندد!
من اصلن موافق نیستم که جلوی آماتورها را بگیرند و نگذارند تجربه کنند. اتفاقن خیلی هم خوب است که هر کس در توانش هست، با هر میزانِ از تجربه‌یی، واردِ گودِ تآتر شود. ولی از آن طرف هم معتقدم که وقتی جای جای‌اش رسید، بداند که سدّ اسکندری به اسمِ «نقدِ موشکافِ منصفانه» و «منتقدِ دقیقِ با انصاف» وجود دارد که مو را از ماست بیرون می‌کشد و آن قدر قدرت دارد که وقتی گفت «نه» یعنی این نمایش نمی‌تواند اجرا شود.
می‌دانید مشکلِ ما کجاها ست؟
مشکلِ ما اول از این‌جا ست که مسوولینِ تآترِ ما یا خودِشان کارگردان‌اند یا بازیگر یا حداکثرِ نمایش‌نامه‌نویس. مسوولینِ تصمیم‌گیرنده‌ی تآترِ خراسان –دستِ کم تا آن جا که من خبر دارم- از بینِ منتقدانِ صرف انتخاب نشده‌اند.
مشکل دوم این است که منتقدین تآترِ ما نیز، هم اندک‌اند، هم قدرتِ اجرایی ندارند، هم حقوق‌بگیرِ دولت‌اند. یک کانونِ منتقدانِ نصف و نیمه‌ی تزیینی داریم که اغلب کارگردان و نویسنده و بازیگرِ تآتر محسوب می‌شوند. هیچ منتقدی نداریم که اختصاصن به کارِ نقدِ تآتر بپردازد. همه هم اغلب محدودیت‌ها و معذوریت‌هایی دارند که نمی‌گذارد آن‌چنان که باید و شاید، نقد کنند.
مشکلِ سوم این است که در تآترِ ما، نقد، فقط جنبه‌ی اظهار نظر دارد. هیچ نمایشی نیست که اجرای‌اش منوط به نظرِ هیئتِ منتقدان شده باشد. به زبانِ ساده‌تر، اگر اجراهای تآترِ مشهد به جای تصویب در بازبینی‌های آن‌چنانی، توسطِ تعدادی منتقدِ حرفه‌یی‌ی تآتر بررسی و تأیید می‌شد، دیگر این همه مکافات نداشتیم. اگر تآتریست‌ها به جای آن که مدام دل‌واپسِ نکاتِ اعتقادی‌ی بازبین باشند؛ نگرانِ تأمینِ نظرِ منتقد بودند تا مجوزِ فنی و علمی بگیرند، هرگز شاهد این همه کارهای آبکی و بی‌محتوا نبودیم.
به عقیده‌ی من، برای آن که بتوانیم تآتری پویا، نوجو و نوگو داشته باشیم، و نیز بتوانیم فیلترِ مناسبی برای ورودِ استعدادهای تازه بر سر راه قرار دهیم تا هر کس از هر کجا نتواند ادعای کارگردانی و بازیگری و نویسنده‌گی کند، می‌توان یکی از دو راهِ زیر را پیش‌نهاد داد:
نخست:
به جای آن که اجرا یا عدمِ اجرای یک نمایش را منوط به نظرِ هیئتِ بازبینی کنیم، هیئتی متشکل از یک منتقد، یک کارگردان، یک بازیگر، یک نویسنده و یک دراماتورژ تشکیل دهیم که پیش از هر اجرا، اثر را «بازبینی‌ی هنری» کنند. کارِ این هیئت، نقدِ محتوا و ساختارِ نمایش است و نظراتش برای بهبودِ کار ارایه می‌شود. نه آن که بخواهد جلوی کار را بگیرد و برای بود و نبودش تصمیم بگیرد. بل‌که ایراداتِ کار را برطرف کند. این هیئت، کارها را رتبه‌بندی کرده و امتیاز می‌دهند. بر اساسِ بیش‌ترین امتیاز [که مبنای‌اش می‌تواند ۱۰ نمره یا ۱۰ ستاره باشد] نمایش‌ها اولویتِ اجرا خواهند گرفت.
دو:
هر نمایشی –چه برای عموم و چه برای جشنواره‌ها- پیش از آن که روی صحنه برود، باید اجرای ویژه‌ی هنرمندان یا ویژه‌ی منتقدان داشته باشد. «نخستین» اجرا باید برای هنرمندان و منتقدان صورت بگیرد نه آخرین اجرا. و نویسنده، کارگردان، دراماتورژ و بازیگرانِ اصلی‌ی نمایش، باید ملزم گردند تا در جلسه‌ی نقد و بررسی‌ی اثرِشان، پاسخ‌گوی پرسش‌ها و ابهاماتِ پیش آمده باشند. اگر اجرای ویژه‌ی هنرمندان [یا ویژه‌ی منتقدان] توانست که مخاطبانِ خود را راضی از سالن بیرون بفرستد، می‌تواند اجراهای بعدی‌اش را ادامه دهد، در غیرِ این صورت، باید تا رفعِ ایرادات، متوقف بماند.
البته ناگفته نماند که در هر دو روشِ پیش‌نهادی‌ی بالا، «رعایتِ انصاف» از سوی داورانِ نمایش، امری حتمی و بدیهی ست. متأسفانه یکی از بدترین مشکلاتِ ما در تآترِ امروزِ خراسان، دور افتادنِ هر دو سوی نمایش [آفریننده و مخاطب] از جاده‌ی انصاف است. نه اغلبِ این وری‌ها می‌توانند بدونِ اِعمالِ سلیقه‌های شخصی نقد کنند و نه اغلبِ آن وری‌ها می‌توانند از روی سواد و آگاهی و تجربه، پاسخ‌گوی شبهات باشند.
تآتر برای همه است. هم آن کسی که هیچ تجربه‌یی ندارد، هم آن کسی که سال‌ها تجربه کسب کرده. فقط باید پُلِ ارتباطی میانِ این دو را طوری ساخت که هر دو سوی رابطه، با هم در تعاملِ سازنده و فعال باشند.
بدبختی این‌جا ست که هر کس روز جمعه با بروچه‌ها جلوی درِ آمفی‌تآتر سیگار روشن می‌کند، شنبه، نوه‌خاله‌ی پیتر بروک از آب درمی‌آید!
اگر یک بار و برای همیشه قبول کنیم که باید پله به پله و بعد از گذراندنِ سه مرحله، واردِ دنیای تآترِ حرفه‌یی شویم، همه‌ی این مشکلات حل خواهد شد:
پله‌ی اول: آموزشِ صحیح درباره‌ی تآتر و مبانی‌ی تآتر ببینیم.
پله‌ی دوم: هر تجربه‌یی که می‌کنیم، به بوته‌ی نقد بگذاریم.
پله‌ی سوم: باور کنیم که باید برای هر زحمتی، حق‌الزحمه‌یی در نظر بگیریم.
مادام که برای ورود به تآتر، گزینشِ علمی وجود نداشته باشد، مادام که یک تآتریست آموزشِ تخصصی و آکادمیک ندیده باشد، مدام که نقدِ منصفانه، تعیین‌کننده‌ی حیاتِ اجرای یک نمایش نباشد، مادام که تآتریست‌های ما ماچی و صلواتی کار کنند، همینی هستیم که الآن هستیم.
تآتر ما زمانی درمان می‌شود که: تآتریستِ آموزش دیده و باسواد، تجربه‌اش را مدام در معرض نقدِ منتقدانِ قرار داده و برای همه‌ی عواملِ اجرای نمایش‌اش، قرارداد و دست‌مزدی در نظر گرفته باشد.
روزی که این سه با هم اجرا شدند، بدانید که تآترِ خراسان، جهانی خواهد شد.
*نمایشنامه نویس، منتقد و مدرس تئاتر


برچسب ها :
دسته بندی : یادداشت
دیدگاه کاربران کل نظرات :66
  • فرشته فارغ

    تاریخ : ۱۹ - تیر - ۱۳۹۴

    سپاس ودرود


    پاسخ دادن

  • سجاد حسین پور

    تاریخ : ۲۰ - تیر - ۱۳۹۴

    هرچه از ابتدای این یادداشت به انتها رفتیم از آخر نفهمیدیم این همه شمارش یک دو سه … بندهای مختلف تز ایشان چه کمکی به رسیدن به پاسخ سوال ابتدایی ایشان کرد : ” چرا برای ورود به تئاتر مشهد، گزینشِ علمی وجود ندارد؟! ”
    متن ایشان قرار بود بگوید “چرا برای ورود به تئاتر مشهد گزینش علمی وجود ندارد” ، نمیدانیم چه شد که سر از نقد جشنواره ها و نحوه ی بازبینی و منصف بودن و نبودن بازبین ها و این مسئولین فلان و … در آورد و از آن مهم تر چه شد که از این موضوع ( که بیش از نیمی از حجم مطلب ایشان را شامل می شود ) یکهو در سه سطر به مسیر طلایی پله پله تا رسیدن به “یک تئاتریست حرفه ای و با سواد ” رسیدند ؟؟؟ پله پله ای که آخرش به این ختم شد که هر که میخواهد وارد این عرصه شود ابتدا باید حق‌الزحمه‌ ی آن را بپردازد !!! کاش استاد شماره کارت میدادند تا این تازه واردان الساعه این حق الزحمه را کارت به کارت میکردند که یکدفعه پله ها را سه تا یکی طی کنند و خلاص …
    امیدوارم مشکل این نمایشنامه نویس، منتقد و مدرس تئاتر مشابه مشکل خیلی از هنرمندان رانتی مشهدی نگرانی بابت تنگ شدن جایگاهشان در وضعیت فعلی نباشد چون کمتر استادی را به خاطر داریم که مکالمه ی شاگرد (شاید آماتورش) را در ابتدای مطلب نقدش هجی کند تا از آن دست مایه ای برای تحقیر شاگرد و بالابردن جایگاه خود بسازد . یعنی واقعا تئاتر و هنرهای مرتبط با آن تا این حد محدود شده و ما آنقدر با کمبود عنوان مواجه هستیم که حالا منتقد ما باید یک خاطره ی به زعم خود جالب و جذاب را به عنوان موضوع نقد خود انتخاب می کند ؟ کاش به جای این همه حرص و جوش که منجر به کلمه پراکنی مذکور شد یک موضوع آموزشی را انتخاب می کردند که شاید به درد همان شاگرد (شاید آماتور) شان می خورد .


    پاسخ دادن

  • حميد

    تاریخ : ۲۰ - تیر - ۱۳۹۴

    تاتر بدون بازیگر غیر قابل تصور است، تجربه ی چند ساله ام می گوید هیچ جریان جدی ای در بازیگری و هیچ بازیگری که مسیر بازیگری حرفه ای را طی کرده باشد وجود ندارد، آنچه هست استعداد فردی است، اصىلن هیچ زمینه ای برای انتقال صحیح دانش و مهارت از خوبان و بزرگان تاتر مشهد به نسل بعدی در هیچ دوره ای نبوده است، تاتر مشهد از انواع حاشیه دردمند است، بلد تاتر کم داریم و انها که هستند یکه و تنها هستند و خواسته اند یکه بتازند، اگر فرایند تولید تاتر را متکی به بازیگر نویسنده و کارگردان بدانیم ، خلا جدی معلم است، حضور لبریز مشهد از ادم های نیمه بلد است، مشهد معلم ندارد، تاتر مشهد را استعداد های جسته گریخته سر پا نگه داشته اند، گروه معنایی ندارد و حتی گروهایی که ساماندهی و ثبت شده اند تیم نیستند، شاید فوتبال به داد ما برسد، خوب همه چیز که نداریم ، حرف آخر ، همیشه بازسازی بسی دشوار تر از از نو ساختن است، اما قهرمان کسی است که باز سازی می کند ، امید هست که تلاش های بچه های خوب تاتر مشهد مسیری در طلبگی هنر پیدا کند و جان تازه بگیرد، قهرمان نسل نو خواهد بود


    پاسخ دادن

  • arash

    تاریخ : ۲۰ - تیر - ۱۳۹۴

    منم دوسدارم بدونم، شما که مدرس تئاتری،اصن تا حالا روی صحنه رفتی؟کارگردانی کردی؟


    پاسخ دادن

  • شهرستانی

    تاریخ : ۲۰ - تیر - ۱۳۹۴

    استاد خیرابادی
    ماهم سپاس و درود
    اما هرانچه گفتید درباب دوستان مشهدی بود.
    پس ما شهرستانیها چه؟
    هرچه از مسوولین مشهدی تقاضای اموزش می کنیم فقط چشم میشنویم .
    در مواقع ضروری -انهم برای جلوگیری از هدر رفتن بودجه یک ورک شاپ یکروزه میگذارند که معنی تاتر هم دران ناتمام میماند.
    شورای نظارت هم که جای خود دارد. مثلا …نمایش باید دقیقا مانند متن باشد وکارگردان اجازه کم یا زیاد کردن متن را ندارد.
    باسوادتاتری هم که تا دلتون بخواد …..نــــــــــــــــــــــــداریم-مخصوصامسوولین…
    و……..
    حالا لااقل انجا کسی نوه خاله پیتر بروک میشود که سردر امفی تاتررا دیده است….امــــــــــــــــــا………
    ارش عزیز برای ماهم بنویس…


    پاسخ دادن

  • مریم

    تاریخ : ۲۰ - تیر - ۱۳۹۴

    سلام

    با عرض تشکر از آقای خیر آبادی عزیز

    من هم با گفته های شما موافقم .
    میشود این کارگروه را تشکیل داد و از وجودشان به بهترین نحو استفاده کرد.
    به نظر من اگر شرط معرفی کار آماده اجرا به شورای نظارت ، داشتن تائیدیه این کارگروه باشد ، میشود گفت این بهترین حالت برای ارتقاء سطح تئاتر در این استان باشد. البته اگر قرار بر اجرای این طرح باشد بهتر است در سطح استان همزمان اجرا شود تا دیگر کسی نتواند به بهانه شهرستان قصد دور زدن قوانین را داشته باشد.
    البته بگذریم از آنهایی که فقط کارشان کپی نمایش های دیگران است که متاسفانه همان کار آماده را هم نمیتوانند به نحو احسنت انجام دهند.


    پاسخ دادن

  • سروش رضایی

    تاریخ : ۲۰ - تیر - ۱۳۹۴

    آقای خیر آبادی لطفا یه ریزه تو نوشتن متنتون دقت کنید تا اینقدر غرور و بی احترامی توش نباشه. ببخشید من دو دهه است در تئاتر نیشابور کار می کنم و تئاتر مشهد رو هم دنبال کردم ولی شما رو نمی شناسم و اصلا از شما اسمی نبوده. چه طور میگید تازه واردها واونا رو تحقیر می کنید. مگر شما سواد علمی و دانشگاهی دارید. به خاطر ارتباطاتی کارای شما چاپ شده. این دلیل نمیشه به دیگران توهین کنی برادر. یه کم نوشته های دیگران رو بخونید تا ملایم تر بنویسید. در ضمن من یادم نمیاد نقد قوی ای از شما خونده باشم.


    پاسخ دادن

    • تئاتری نیشابوری

      تاریخ : ۲۱ - تیر - ۱۳۹۴

      چه جالب نیشابور ابر شهریه برای خودش ها…منم که خیلی ساله در نیشابور تئاتر کار می کنم هنوز اسم سروش رضایی رو نشتیدم!!!!!


      پاسخ دادن

  • یک تئاتری

    تاریخ : ۲۰ - تیر - ۱۳۹۴

    با چه ترازویی میگید منتقد نداریم آقا! نمی دونم نگاه شما چیه ولی بدونید منتقد داریم. خوبشم داریم. مگه … نیست. یه کم برید نقد بخونید


    پاسخ دادن

  • محمد اسدی نژاد

    تاریخ : ۲۰ - تیر - ۱۳۹۴

    عالی بود … مرسی که به من درس دادین …


    پاسخ دادن

  • عباس جانفدا

    تاریخ : ۲۰ - تیر - ۱۳۹۴

    درود بر آرش عزیز
    با این دیدگاه که سایاست دروازه‌های باز برای تاتر موجب رشد این هنر خواهد شد به شدت مخالفم و موافق با مطلب شما که حداقل برای کارگردانی باید پارامترهای فنی وجود داشته باشد تا سطح کیفی تاترمان دچار افت نشود . تنها خود اهالی تئاتر میتوانند منجی این هنر باشند


    پاسخ دادن

    • arash

      تاریخ : ۲۱ - تیر - ۱۳۹۴

      وقتی عده ای نون خور یه جا باشند، باید از هم دفاع کنند، بقیه متن هارو بخونید، تئاتر مشهد، خیلی وقتی بی حرکت مونده! مرسی که نجاتش دادین ، خدا قوت


      پاسخ دادن

  • جهان دست

    تاریخ : ۲۰ - تیر - ۱۳۹۴

    برادرها مثل همدیگه ان. فقط شماها تئاتر رو می فهمید و بس؟!!!


    پاسخ دادن

  • سعیدتوکلی

    تاریخ : ۲۰ - تیر - ۱۳۹۴

    جناب ارش خیرآبادی من به شما فقط به عنوان یه تماشاگر حرفه ای تاتر احترام میگذارم ودیگر هیچ …تاتر کشیدن سیگارMarlboro,شال گردن وست مشکی ونگاه از بالا به پایین نیست عزیز دل من .من نمی دونم شما کجا تاتر این شهر هستید چون هیچ اثری رو از حضرتعالی ندیدم .دوست عزیز تاتر عمل است نه قطار کن کتاب در کتابخانه ی شخصی وعکس گرفتن با آن؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!امیدوارم هرچه سریعتر اثری را از شما شاهد باشیم درغیر اینصورت امیدوارم از این فضاشوید وآن را به دست صاحبان عمل گرای آن بسپارید یاحق


    پاسخ دادن

  • سعیدتوکلی

    تاریخ : ۲۰ - تیر - ۱۳۹۴

    جناب آرش خیرآبادی من به شما فقط به عنوان یک تماشاگر حرفه ای تاتر احترام میگذارم.ودیگر هیچ….تاتر کشیدن سیگار Marlboro..شال گردن وست مشکی ونگاه از بالا به پایین نیست عزیز دل من ..من نمی دانم شما کجای تاتر این خطه از کشوری…چون هیچ اثری رو از حضرتعالی ندیدم دوست عزیز .!تاتر عمل است نه قطار کردن کتاب در کتابخانه ی شخصی وعکس گرفتن با آنها؟؟؟؟؟!!!!!!امیدوارم هرچه سریعتر اثری را ازشما شاهد باشیم درغیر اینصورت بهتر است ازاین فضا دور شویدوآن را به دست صاحبان عمل گرای آن بسپارید صلاح شما دراین است .،ضمنا منتقدهای درجه یک ازاین خطه درتاتر ایران حضور دارند …مطالعه بفرمایید اقای جواد اشکذری عزیز .استاد رضا حسینی گرانقدر.استاد سعید تشکری ودکتر مهدی نصیری ،حامد امانپور عزیز واقای علی اسدی وفرشید تمری بزرگوار ،یاحق


    پاسخ دادن

  • محمد

    تاریخ : ۲۰ - تیر - ۱۳۹۴

    من با آقای سعید توکلی موافقم. منتقد قوی نداریم چیه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! زمانی که شما اصلا تو تئاتر حضور فیزیکی نداشتید آقایی مثل حامد سلیمان زاده بعد از اسامی که آقای توکلی نام برده اومد و با احترام و علمی کار نقد رو نهادینه کرد. در ضمن کار عملی هم اجرا می کرد اگرچه اذیتش می کردند و بهش سالن نمی دادند. این نگاه بالا از پائین خنده داره


    پاسخ دادن

  • قربانی

    تاریخ : ۲۰ - تیر - ۱۳۹۴

    دوستانی که آقای خیر آبادی رو نمی شناسند ، خواهش میکنم کمی و فقط کمی رزومه آثار ایشان را مورد برسی قرار دهید بعد ، بنده خدا رو مورد نکوهش قرار بدید. هر چند بنده هم تمام و کمال با نوشته ایشان موافق نیستم ولی این را بدانید آرش خیرآبادی نزدیک به ۲ دهه در تاتر فعالیت دارند و نوشته ها ی ارزشمندی از خود به یادگار گذاشته اند…لطفا قبل از ابراز عقیده ،ویا مقایسه با دیگران کمی اطلاعات خود را بروز کنید….


    پاسخ دادن

    • arash

      تاریخ : ۲۱ - تیر - ۱۳۹۴

      شما اگه کار صحنه ای از ایشون دیدی معرفی کن ماهم بریم ببینیم مرسی


      پاسخ دادن

  • حميد

    تاریخ : ۲۱ - تیر - ۱۳۹۴

    با گزینش چیزی حل نمی شود، یه دکان دیگر باز می شود و بس ،، هر کس که مثل دوستان ما یه چیزایی بلده در مقام معلم و استاد قرار نمی گیره، حرفه ای بودن در یک شغل یعنی خروجی داشتن، و معلم حرفه ای باید شاگردی داشته باشد که الان حرفه ای شده باشد ، مثلن بتونیم بگیم شاگرد من خسرو شکیبایی مرحومه، کسی نمی تونه رد کنه چون دیگه نیست، الان آقایونی و خانومایی که معلمی تاتر می کنن خوب حق دارن شاگرداشون رو استیج لندن و شهرهایی بازی می کنن که ما ندیدیم، خوب نمی تونسم رد کنیم، دوستانی که ادبات دراماتیک درس می دن شاگرداشون نویسنده هایی شدن که متناشونو نمی شه خوند چون ترجمه می شه برای رپرتوار های فرانسه قرن ماضی، نمی شه ام رد کرد، کارگردانا ها که کارگردانی یاد نمی دن، ادعایی هم ندارن


    پاسخ دادن

  • سعیدتوکلی

    تاریخ : ۲۱ - تیر - ۱۳۹۴

    جناب قربانی بنده به شما هم احترام میگذارم …ابراز عقیده شما رو هم رد نمی کنم …از سایت محترم مشهد تاتر خواهشمندم رزومه جناب خیر ابادی عزیز رو در این سایت منتشر بفرمایند تا با دو دهه فعالیتهاونوشته های ارزشمند یادگاری ایشون اشنا بشیم وباذکر نمایشنامه هایی که به اجرا رسیده میخواهم به اطلاعاتم افزوده بشه وبه روز بشم درمورد اتفاقات جدید تاتر مشهد باتشکر .امیدوارم بنده دچارمقایسه نا به حق نشده باشم اقای قربانی پیگیری بفرمایید ممنونم


    پاسخ دادن

  • حميد

    تاریخ : ۲۱ - تیر - ۱۳۹۴

    تو نه ، من آره یا به بیان بهتر مو خوبوم!
    شمشیر زبان بعضی ها در نیام کام ، جاش تنگه ، بره چی مزنی، یک نفر حرف می زند، اصلن شعر می سراید، حق حرف زدن را که نمی شود از او گرفت، حالا اگه برای لحظاتی یعنی تا مدتی که من دارم گوش می کنم حرف های غلط طرف مقابل روی هوا معلق باشند چی می شه؟ الا اگه من بگم ۵ به اضافه ١ با ایران می شن ١١ تا چی می شه؟ مذاکرات دچار بحران می شه ؟ همه مون بدبخت می شیم ، نه؟


    پاسخ دادن

  • حميد

    تاریخ : ۲۱ - تیر - ۱۳۹۴

    زنوم بر دیده تا دل گرده آزاد!
    تاتر یعنی سالن نمایش دراماتیک در شهر ، خوب ما تو مشهد نداریم، یعنی تابلو های راهنمایی ترافیک همچین جایی رو به مردم و زوار حرم امام رضا و مسافرین نشون نمی دن،
    تاتر یعنی نمایش دراماتیک روی استیج ، خوب از حکایت و غزل قصیده و سپید و دکلمه و سرود و سخنرانی تا همین اخبار تلویزیون هیچ جیز این مردم درام نیست، صرفن خیلی که گیر می کنن اوضاشون درامه! که این اصلن درام ادیپ شاهی نیست ، تراژیک ما تراژیک اونا نیست
    آیا مشهد رضا صابری را می شناسد؟
    ترجیع بند )
    ولی مخاطبی که در همین مشهد تاتر درست درمون دیده شاید یک بار برای همیشه دلش می خواهد به تاتر بیاید وقتی کله ونگ نیاز های اولیه اش نباشد، در این شرایط غم آلود ما گرد هیچ می گردیم،
    مثل کسی که از او بپرسند چرا داری نفس می کشی؟
    مثل خانواده ای که پر از مرگ است به هم چتگ و دندان نشان می دهیم ، اما هم را زخمی هم نمی کنیم

    ممنون ام از دوست ناشنای گرامی که نوشتند، که چی؟
    بچه های تازه وارد را به واقعیت های زندگی بر گردانید، جدن هنر عاقبت ندارد در این سامان، برگردید دنبال خوراک مسکن و پوشاک،


    پاسخ دادن

  • تئاتر دوست

    تاریخ : ۲۱ - تیر - ۱۳۹۴

    هر آدمی برای خودش رزومه ای داره اما هیچ وقت دلیل نمیشه با قلمش دیگران رو مورد تمسخر قرار بده. ایشون هیچ جایگاهی در نقد تئاتر کشور ندارند آقایون بعد اینجا حرف از منتقد می زنند. با نظر سعیدم موافقم. رزومه ایشونو بزارید. حاتمی نژاد، سلیمان زاده، امان پور، اشکذری و … چیکاره هستند پس؟!!!


    پاسخ دادن

  • حميد

    تاریخ : ۲۱ - تیر - ۱۳۹۴

    یه نظریه مقبول هست که منتقد هنرمندیست بالقوه که روزی دوست داشت آرتیست شود


    پاسخ دادن

  • یک تاتری

    تاریخ : ۲۱ - تیر - ۱۳۹۴

    وال به حال تاتر این شهر که ایشون استاد تاترش باشند و مدرک تخصصی تاتر بدهند….


    پاسخ دادن

  • یک تاتری

    تاریخ : ۲۱ - تیر - ۱۳۹۴

    منظور ایشون از تمام این حرفها این بود که به کلاسهای من بیایید و دوره ی اکااااااااااااادمیییییییییییک ببینید.. vaooooooo


    پاسخ دادن

  • پوریا

    تاریخ : ۲۱ - تیر - ۱۳۹۴

    من هنرجویی تازه کار بیش نیستم.
    متن نویسنده عزیز و کامنت های دوستان را خواندم.
    نکاتی به ذهنم رسید که خواستم خدمت عزیران عارض بشم:

    ۱- تیتر مطلب، که یکی از دوستان گفته بودن «ربطی به موضوع نداره»، به نظر من یک نوع مطالبه گری هست، یعنی همه این مشکلات را داریم چون گزینش علمی برای ورود به تئاتر نداریم.

    ۲- علم، ناشی از انباشت تجربه است. اگر در تئاتر رویکرد علمی نداشته باشیم، یعنی این که تجارب دیگران را نادیده بگیریم. مثل توجوانی که آقای خیرآبادی مثال زدند.

    ۳- بنده خودم طرفدار عملگرایی (پراگماتیسم) هستم، اما گمان نمی کنم عمل گرایی، نادیده گرفتن تجارب پیشینیان (علم) باشد.

    ۴- در مورد نکته ی مطروحه آقای خیرآبادی در مورد پرداخت حق الزحمه: برای روشن شدن ابعاد جالب این پیشنهاد آقای خیرآبادی، به آن دسته از خوانندگان به دور از غرض و پیشداوری، پیشنهاد می کنم به واژه شناسی کلمه “Professional” رجوع کنید.


    پاسخ دادن

  • یک تئاتری

    تاریخ : ۲۱ - تیر - ۱۳۹۴

    پوریا چقد شبیه یکی می نویسی؟


    پاسخ دادن

  • قربانی

    تاریخ : ۲۱ - تیر - ۱۳۹۴

    جناب توکلی عزیز…نمیدونم شما همان آقایی هستید که در تاتر مشهد فعالیت دارید و یا نه… اما جهت اطلاع جنابعالی و با توجه به کامنت شما ، میتوانید رزومه آقای خیر آبادی رو از همان عزیزانی که در نوشته خودتان (حسینی ، تمری ، اشکذری و …) نام بردید برسی بفرمایید …جهت اصلاع بیشتر شما اوایل دهه ۸۰ شمسی آقای حسینی متنی از خیرابادی رو کار کردند(جشنواره کشوری بود گمان کنم ) و همان متن با عوامل حرفه ای تر در اواسط دهه ۸۰ در جشنواره عاشوراییان در تالار تاتر شهر تهران به روی صحنه رفت…هم اکنون نیز آقای تمری متنی از آقای خیرابادی رو در حال تمرین هستند…این ۲نمونه از نوشته های خیرابادی است که اتفاقا در زمان خود بازتاب زیادی داشت…همچنین میدانم در چند جشنواره استانی هم اثار ایشان توسط دیگر کارگردانان کار شده است…به روز کردن اطلاعات در زمان حاظر عمل مشکلی نیست عزیز دل !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


    پاسخ دادن

  • حميد

    تاریخ : ۲۱ - تیر - ۱۳۹۴

    گنگ های تاتر مشهد هویت خود و کارکودشان را از دست داده اند، برخی فکر می کنند که همین که یک عده ای را برای خود داشته باشند و جلوی بقیهه را بگیرند ، موفق شده اند، گنگ های واقعی می دانستند به کیا نیاز دارند ، کارگردان ‘ مربی های الان نمی دونن به کیا نیاز دارند، نیازهای خود را به صورت مقطعی از بچه های علاقه مند بر طرف مس کنند بعد علاقه مندان حیران در تاتر باید سری توی سر ها داشته باشند، بیچاره ها نمی دانند سر خط کجاست، چون سر خطی اصبن وجود ندارد، روزگاری که تاتر مشهد پدر داشت بهتر بود، راه رفتن روی زمین دشوار بود، اما حضور کوتاه هم یک دنیا لذت داشت، الان همه هستند بدون اینکه لذت بودن و حضور را حس کنند، سخت می شد وارد شد، من از سال ۱۳۸۵ سع می کردم وارد تاتر مشهد بشوم ، سخت می پذریفتند، و هرگز نپذریفتند، تا اینکه به پشتوانه تحصیلات خودم را چپاندم توی دست و پا، هنوز هم معلوم نیست که هستم یا نه، ولی از آن جا که پیام هایم تایید می ضود فکر کنم باشم، دلم برای پدر تاتر تنگ شده، باهم دوست باشین بجه ها، ما یتیمان فرهنگستان هنریم، کار جدی، عشق و خواندن، و آموختن، بهترین شیوه ی یاد گرفتن خواندن زیاد است، بی خیال شو آف


    پاسخ دادن

  • سعیدتوکلی

    تاریخ : ۲۲ - تیر - ۱۳۹۴

    جناب اقای قربانی تاتر خراسان یک بازیگر بنام سعید توکلی دارد ..بله من خودم هستم رزومه ی کاری لطفا برای من مثال نزنید اون هم در سال ۸۰یک متن ان هم در جشنواره عاشورایی !!!ودر سال ۹۴هم یک نمایش ان هم هنوز در مرحله ی تولید منظور بنده وحرف من چیز دیگریست که درک ان سالها طول می کشد تا به ان برسی پس لطفا خیلی عجول نباش …شما هم لطف بفرمایید بگید کی هستید تا بیشتر با شما اشنا بشم


    پاسخ دادن

    • سرخرطمی حنایی..

      تاریخ : ۲۳ - تیر - ۱۳۹۴

      با سلام به همه دوستان عزیز…
      خدا کنه دوست عزیز آقای توکلی بودی درسته؟ که گفتن خراسان یه تاتری به اسم توکلی بیشتر نداره از سر غرور و تکبر نباشه..
      افتادگی آموز اگر طالب فیضی هرگز نخورد آب زمینی که بلند است…
      ممنونم از نظر شخصی دوست عزیز خیر آبادی در قالب مقاله…


      پاسخ دادن

  • سعیدتوکلی

    تاریخ : ۲۲ - تیر - ۱۳۹۴

    ضمنا جناب قربانی نام نمایشی که درسال ۸۰به قلم خیرابادی عزیز نوشته شده واستاد رضا حسینی بزرگوار کارگردانی کردند مثنوی سرخ ونام نمایش اقای تمری هم که به گفته شما درحال نگارش توسط ایشان است منم ارش منم عباس میباشد جهت به روز کردن اطلاعات شما..


    پاسخ دادن

  • یک تئاتری

    تاریخ : ۲۲ - تیر - ۱۳۹۴

    سهند خیرآبادی از کی تا حالا اسمت شده پوریا. خودت تو گروه تمری یکبار یه نوشته دادی بخونم مثل همین بود دقیقا. من سپیده ام.


    پاسخ دادن

    • پوریا عربی

      تاریخ : ۲۲ - تیر - ۱۳۹۴

      نه بابا من یکی دیگه ام. تازه شروع کردم. 🙂 pourya.arabi@outlook.com


      پاسخ دادن

    • atiye

      تاریخ : ۲۲ - تیر - ۱۳۹۴

      مودب باش ( یک تاتری =سپیده) اسم هنرمندان پیشکسوت رو با احترام ببر حتی اگه تاتری هم نیستی لطفا به تاتریها احترام بزار


      پاسخ دادن

  • فرشته فارغ

    تاریخ : ۲۲ - تیر - ۱۳۹۴

    هرروز در اینترنت از سربریدن خبرمی نویسند.ریشه ی فرهنگ سر بریدن از کجاست؟ریشه ی فرهنگ از ریشه زدن از کجاست؟ اتحاد داشتن درصلح خوبه یا درتعرض وتهاجم؟وقتی می نویسیم بدانیم که خدا می داند دروغ می نویسیم یا راست؟وباید یک روز جوابگو باشیم.باید بدانیم هدفمان از نوشتن این مطلب نفاق است یا صلح یا ساختن یک راه درست.باید بدانیم هدفمان نابودی نیست.همگی وآرش خیرآبادی دلسوخته تئاتر هستیم وسعی در بهتر شدن تئاترمشهد داریم.پس اتحاد دوستانه داشته باشیم.در صفحه ی مجازی رضا ثروتی بخوانید که چه درد دلهایی از تئاتر تهران دارد اما شکست نخورد و ۴نمایش ارزشمند بر روی صحنه برد که هم اکنون چندین کشور خارجی از او همکاری خواستند.در آخرین نمایش او به نام “فهرست”که بهار رضی زاده بازی می کند بی نهایت استقبال شده.او ایستاد و سعی کرد انتقادها را گوش کند وبهتر بسازد.موفق باشید .


    پاسخ دادن

  • حميد

    تاریخ : ۲۲ - تیر - ۱۳۹۴

    در نهایت فکر می کنم به یک جنگ واقعی احتیاج داریم، به ضربه های واقعی، ترسو ها چیز پرت می کنند به هم، حالا چرا جنگ؟ یکی از دیدگاه های عمومی بین تاتری ها این است که بگذارید همه باشند، من هم موافقم بچه های علاقه مند همه جا باشند، اما موافقم که به جای چینگ چینگ دست به عمل بزنیم و درست و حسابی یقه بگیریم، آن موقع دیگر کسی زیادتر از وجودش ادعا نمی کند ، چون می داند جلوی همه از فلانی خورده و فععلن تا مدتی هوس عرض اندام نمی کند، در چاله میدان می زنند توی دل و جیر هم و فک پیاده می کنند واقعن، اما با لمپن های هنرمند و عشق لاتی های روشنفکر چگونه باید رفتار کرد؟ به نظر می رسد استفاده از چماق و دار و دسته مناسب باشد، پایین آوردن اجرای سخیف از روی صحنه مناسب باشد، به سر کشیدن خشتک نویسندک سارق مناسب باشد، خورد کردن قلم پای بازیگر قیقاج حین رفتن روی صحنه مناسب باشد، بچه های علاقه مند می توانند جذب یکی از این دار و دسته ها شوند و انرژی های نؤجوانی وجوانی خود را به خوبی ساماندهی کنند، لطفن از پخ کردن های بی مورد صرف نظر کرده و به میدان بیایید، بزنید ببندید بگیرید ، این ها امروزه به هیچ وجه منافاتی با امنیت ملی ندارد، ببینم چکار می کنیین؟؟؟؟؟


    پاسخ دادن

  • قربانی

    تاریخ : ۲۲ - تیر - ۱۳۹۴

    آقای توکلی ،عزیز دل!!!!!!!! اولن بنده ادعایی ندارم (مثل بعضیها) در ثانی گمان کنم خود آقای خیر آبادی قطعن این کامنتها رو میخونه و خوشم می آد که اصلن هیچ عکس العملی نشون نمیده!!!! (حتمن براش اهمیتی نداره) . در ارتباط با جشواره عاشوریان هم حتمن اونقدر اهمیت داشته که یکی مثل آقای حسینی برای اون جشواره کار کرده و در بهترین سالن تاتر کشور اجرا شده…عرض کردم آقای خیر آبادی در چندین جشواره استانی به عنوان نویسنده حضور داشتند …میتونید سوال کنید…در ارتباط با اسامی اثار ایشون به دلیل دوری من از تاتر ،حضور ذهن ندارم ،ولی میدونم که ایشان در سال ۹۲ هم نمایشی در جشواره استانی داشتند(گمان کنم نیازی ،کارگردانش بود)و همینطور در اوایل دهه ۸۰ نوشته ایشون در جشواره استانی (فکر کنم فردوس بود ) حضور داشت …جالب اینه یکی مثل من که از حواشی تاتر دور است اینا رو میدونه ولی، یکی یک دونه تاتر مشهد نمیدونه !…به هر حال احترام پیشکسوت همیشه باید سرلوحه هنردوستان قرار بگیره!!!! انتقاد خوبه ولی بی احترامی به کسی که از جنابعالی خیلی بیشتر سابقه داره ……………………………………..


    پاسخ دادن

  • مهدی حسینی نسب

    تاریخ : ۲۳ - تیر - ۱۳۹۴

    سلام بنده نقدهای اقای خیر ابادی رو دنبال میکنم و بسیار جالبه اما فک میکنم رابطه ها در تاتر بیداد میکنه و پشت در ماندن استعدادها باعث میشود که خو د افراد کار بسته تا بتوانند خود نمایی کنند و ما باید علاقمندان را گزینش کرد و بعد تعلیم داد و از انها استفاده کرد. نه اینکه یه عده که وقتی بازیشان را میبینی میفهمی جز همان سابقه هیچ چیز بیشتر از تو ندارند سابقه ای که ۹۰ درصدش با رابطه بوجود میاد و وقتی رابطه راه تجربه رو واست باز کنه قطعا زره ای استعداد هم تورا بالا خواهد کشید. بیایید بدون در نظر گرفتن حواشی از افراد استفاده کنیم خالص باشیم هممون تورو خدا مشکل از ریشست باور کنید ریشه تاتر و خیلی از دوستان با کسوت مشکل دارند نه تازه وارد هایی که با عشق از همه چی میزنند و تمرین های طولانی رو بدون دستمزد انجام میدن از خودمون شروع کنیم تا تاتر بارور بشه


    پاسخ دادن

  • سعیدتوکلی

    تاریخ : ۲۳ - تیر - ۱۳۹۴

    اقای قربانی سعی کن بی احترامی وبی حرمتی نکنی چون من هم بلدم دهنم رو باز کنم ضمنا دوست محترم سوابق افراد در ذهن تاتر خراسان می ماند وبس …هر کسی هستی ونوچه ی هر شخصی هستی با اسم مستعار ابراز وجود نکن مرد باش سرت رو بالا بگیر وحرفت رو درست بزن خوشبختانه من رک حرف میزنم وسرحرفم هم هستم من همیشه برای پیشکسوتان احترام قائلم ومعتقدم همه ی افراد حق کارکردن در تاتر را دارند اون فردی هم که درهر نمایشی حتی هم سرا هم بوده حق کارکردن داره اگر به درجه ای از دانش شعور وفهم رسیده باشه قطعا کار خوبی انجام میده وبه جو حرفه ای تاتر می پیونده واگر بی دانش کاری رو انجام بده از این حرفه ناخوداگاه حذف میشه .لطف کن همیشه برای عرض اندام اول فکر کنی وبعد حرف بزنی …این را برای همه در تاتر خراسان می گویم اقایان دوستان هنرمندان حرفه تاتر برای شخص خاص ،گروه خاص،باندخاص ومهریه کسی نیست تاتر مال تمام افراد جامعه است مال تمام انسانهایی که شوق خدمت به هم کیشان خود دارند ورساندن پیامی در قالب شعور. من به شخصه در تمامی این سالها برای هر فردی که تازه وارد تاتر شده وجسارت دارد ارزش قائلم وازجان ودل کمکش میکنم دوستان تازه وارد تاتر سلام کار کنید با تمام توان .بیاموزید ،مطالعه کنید ،ببینید ودرک کنید قطعا از میان شما بزرگانی به تاتر کشور معرفی خواهند شد .آزمون خطا حق هر انسانیست …این حکومت نظامی مزخرف ونگاه ازبالا به پایین درتاتر را بس کنید .سلام برهمه ی .بازی سازها …هم سراها…وتازه واردان تاتر خوش آمدید دست خدای بزرگ همراهتان ..


    پاسخ دادن

  • مهدی حسینی نسب

    تاریخ : ۲۳ - تیر - ۱۳۹۴

    من از شما استاد بزرگ درخواست میکنم که نقدی را با این موضوع و نگاه بنویسید …… پرحاشیه ها یک قدم جلوتر از استعداد و بی حاشیه بودن …… ایا اینطور نیست شما بهتر از هرکسی میدانید که امروز کسانی که حاشیه دارن و یا در ظاهرشان بسیار ممیزی وجود دارد در نظر کارگردانان ببشتر جلوه میکنند تا ادمهای ساده و خاکی نشین تاتر … چرا به این مسایل توجه نمیکنید اگر با کشتار تازه واردها تاتر درست میشه پس ای پیشکسوتان عزیز تیغهایتان را تیز کنید ما حاضریم پیشمرگتان شویم تا باز هم با روابطتان جایزه ها را از ان خودتان کنید و به تفریحات غیر هنریتان در فضای هنر ادامه دهید … بکشید و بالا بروید


    پاسخ دادن

  • سامان

    تاریخ : ۲۳ - تیر - ۱۳۹۴

    جناب قربانی من فکر میکنم شما متن های برادر ایشون سهند رو با ایشون اشتباه کرفتید. سهند خیر ابادی ساکن تهران هستند


    پاسخ دادن

  • یک تئاتری

    تاریخ : ۲۳ - تیر - ۱۳۹۴

    atiye: شما مودب باش که درکت از پیشکسوت شده سهند خیرآبادی!!!!


    پاسخ دادن

  • جهان دست

    تاریخ : ۲۳ - تیر - ۱۳۹۴

    متنت خیلی بی ادبانه است آقای خیر آبادی.خود این جوری نوشتن ثابت می کنه ایشون رزومه پرباری نداره که اینقدر به خودش اجازه توهین به دیگران رو می ده


    پاسخ دادن

  • محمدحسن زاده

    تاریخ : ۲۴ - تیر - ۱۳۹۴

    سلام با احترام به همه دوستان بخصوص سعیدعزیز
    من چون چندنمایش ازآرش کارکرده ام جهت اطلاع عرض می کنم .
    ۱- نمایش آرزونامه (حضوردرجشنواره عاشورائیان کشور- اجرای عمومی ۲۵ شب درتربت حیدریه )
    ۲- نمایش تنهای محض (اجرادراولین جشنواره تئاتردینی کشوروکسب چهارجایزه نویسندگی ،دوبازیگری و کارگردانی-اجرادرجشنواره تئاترصاحبدلان کشورسال ۱۳۹۱)
    ۳- نمایش خاتون خورشید(اجرادرجشنواره استانی قردوس وکسب جوایزبازیگری و کارگردانی – اجرای عمومی بمدت ۱۲ شب درتربت حیدریه.
    ۴- مثنوی سرخ توسط استادحسینی که گفته شد.
    ۵- هم اکنون نیزنمایشنامه ای رابه سفارش بنده درحال نوشتن است .
    با همه ی این احوال وگفته های دوستان شایدگفته های ایشان نقاط ونکات قابل تاملی انشالله داشته باشد.
    بامیدروزهای طلایی تئاترخراسان.


    پاسخ دادن

  • قربانی

    تاریخ : ۲۵ - تیر - ۱۳۹۴

    توکلی…غزیز دل!!!
    بنده به هیچ کس بی احترامی نکردم و فقط یاداوری کردم که یک نو رسیده باید به پیشکسون خود احتراام بگذاره….شما هنوز دهان مبارک را نگشوده اید به همه میتازید ، تمسخر میکنید و … وای به روزی که دهان شریف! باز شود ( فکرش رو بکن!!!!) ….قربونت ، مگه گود زورخونه هست که رجز میخونی و حریف میطلبی….من بی احترامی کردم…خوبه که تمامی کامنتهای بنده و شما موجوده … آقای خیر آبادی مطلبی رو نوشتند ، جنابعالی میتونید به مطلب ایشون نقد وارد کنید، ولی اینکه نوع سیگار و پوشش شخص مورد نظر رو تمسخر کنید و پیسکسوت خودتو (من هیچ …آقای حسن زاده که از بزرگان تاتر استان هستند کسوت آقای خیرابادی رو نسبت به شما تایید کردند)تماشاگر تاتر بنامید و اثار ایشون رو کوچک بشمارید… این نهایت ادب و متانت شخص شخیص شماست؟؟؟؟؟؟ اگر هنرمند بودن اینگونه است….قربونت….همش مال خودت …من اسمم رضاقربانی ، سالهای دور در جوارهنرمندانی با ادب و مخلص بودم که گمان نکنم شما اونها رو بشناسید…


    پاسخ دادن

  • سعیدتوکلی

    تاریخ : ۲۵ - تیر - ۱۳۹۴

    شما خیلی بی ادب وبی شخصیت تشریف دارید اقای قربانی همون بهتر که از تاتر دوری منظورت از نو رسیده چیه مردک احمق من ۱۴ساله تو تاتر این استان زحمت نکشیدم که تو به من بگی نو رسیده حرفم رو زدم واز کلفت تر از تو هم ترسی ندارم مردک


    پاسخ دادن

  • سعیدتوکلی

    تاریخ : ۲۵ - تیر - ۱۳۹۴

    اگر برای تو این شخص پیشکسوته برای من حکم یه تماشاگر رو داره وبس اقای محترم من شماره ی تماسم رو میذارم تماس بگیر تا جوابت رو بگیری ۰۹۳۶۴۹۱۴۲۹۷


    پاسخ دادن

  • سعیدتوکلی

    تاریخ : ۲۵ - تیر - ۱۳۹۴

    اقای قربانی هرچی دلت خواست گفتی اقا ما نو رسیده ی تاتر شما پیروپیشکسوت تاتر ای مو سپید بلند وبالای تاتر این شماره ی تماس من تماس بگیر تا روشنت کنم اینجا محل خالی کردن عقده های شخصی شما نیست این مطلب از قول خیرابادی یک توهین بیشتر نیس وبس ،این تلفن تماس من ۰۹۳۶۴۹۱۴۲۹۷


    پاسخ دادن

  • حميد

    تاریخ : ۲۵ - تیر - ۱۳۹۴

    با عرض پوزش نظرمو در باره ی کلمه ی پیش کسوت بگم، پیش خوب یعنی قبل ، اشاره به گذشته ، از قبل و ایناست، اما کسوت یعنی لباس ، مثلن میگوینذ فلانی در کسوت استادی است، یعنی لباس اساتیذ هاروارذ را می پوشد، یا قدیما که علما لباس ابن سینا ها رو می پوشیدن، الان مجازن می شهبه معنی شغل یا حرفه باشه، با احترام به همه ی موی سپیدان جان جانان ، صرف این که پیش تر باشید برای شما ارزشی نمی آفریند، اینکه جلو تر باشید آفرین دارد، احترام بزرگتر به جای خود ولی در میدان هنر و دانش ، از قبل بودن در یک جغرافیا معماری یا فضا و … ارزش نیست، تجربه ارزش است، چرا ؟ چون می تواند انتقال پیدا کند، اگر انتقال پیدا نکند من به جرعت می گویم طرفی نبسته اید، ًچرا این اندازه از تلگرام و وایبر استقبال شد، چون می شه انتقال داد، اطلاعات داد اطلعات گرف، باعثه تاسفه تاتری که هدف والای اون ارتباطه شاهد هیچ داد و ستدی نیست، هیچ چیز از زیر شنل پیش کسوت ها درز نمی کند، احترام سن و سال وظیفه ی قطعی ما بچه هاست ، فهمیدن آنچه ارزش کار بیش کسوت است مسئولیت خودش است، اگر بچه ها نمی دانند مفصر خود پیش کسوت است. شیره ی درختک تاتر را نکشید، جان ندارد، می میرد، مشهد هیچ بستری برای آموزش تاتر ندارد، در اردیبهشت تاتری که انوشیروان بود خانم دکتری درخواستی داشت، اگر آن امکان ندارد، همانطور که یاد گرفتید یاد بدهید، نسخه بدهید دست بچه ها، خواهش می کنم


    پاسخ دادن

  • حميد

    تاریخ : ۲۵ - تیر - ۱۳۹۴

    چرا اینا همدیگرو نمی شناسن؟

    احتمالن به چشم هم آشنا نیومدن ، یعنی قبلن کتک کاری نکردن
    یه طور کلی ما تهدید ها را بهتر بررسی می کنیم تا فرصت ها را، مثلن ببینیم ا چه جالبه ، من می تونم با ایشون گپ بزنم ، از تاتر گمشده مان بگوییم،

    وقتی خودت را با چنگ و دندان نگه داشتی توی این بکش بکش به که ش به که ش ، فرقی نمی کند ، قلم برداشتن و نوشتن خیلی باید حساب شده باشد، این بچه ها تمام هویتشان بازیگری ست ، بازیگر ند، یک مختصات هست که کمی آنجا عزت دارند ، به خاطر هنر ، قلم نباسد سر بخورد و یک آدم را سر بدهد، استفاده های رسانه ای و خیر و برکت های جنبی مشهد تاتر به کنار، این جا اگر خانه ی همه نباشد ، اگر برای کسی نا امنی ایجاد کند، چون دستمان به جایی نمی رسد ، سر دبیر محترم باید جواب بدهند، به کی ؟ به .. به کی؟
    چون اساسن بل به شو و هرج و مرج خود نمایی می کند، کسی نیست ظاهرن
    به وجدان بده یه بار
    به خدا
    نمی دونم


    پاسخ دادن

  • حميد

    تاریخ : ۲۵ - تیر - ۱۳۹۴

    دوست گرامی
    آقای خیر آبادی عزیز
    کیفیت ورود به تاتر را خود تاتر تعیین میکند، اینکه بچه ها چقدر او کی اند باید دید تاتری که روی صحنه است چقدر اوکی است، با این تاتر ها هیچ بعید نیست که امر برای دیگرانی هم مشتبه بشود که آن ها عم می توانند، تجربه شان هم موفق بوده لامصب، توانستهاند عین تاتر های روی صحنه را دو بیاورند،
    اما نقد هنری
    نقد هنری اگر به جای اینکه یقه ی بچه ها را بگیرد بزند به خال بچه ها حساب کار را می کنند، البته سخت است بتوان برای مخاطب نقد درست و علمی نوشت، جانکاه است، بلدی می خواهد، به میدان اصلی بتاز عزیزم، شما تاتر های مطرح مشهد را درست برای بچه ها نقد کن ، تحلیل کن ، خودشان کلاهشان را قاضی می کنند، نیازی به گروه تفتیش عقاید نیست

    بعد هم قربونت برم آسیب شناسی مگهه به همین شلیاست، حرفتو بزن بگو من اینم، چرا عنوان، عنوان یه چه درد می خوره، این همه حرف قلنبه سلنبه تو این مملکت زده شده، چی شد، حرف دلتو زدی دمت گرم ، رنگآمیزی علمی چرا?


    پاسخ دادن

  • غبار

    تاریخ : ۲۵ - تیر - ۱۳۹۴

    عجب!!!
    تازه می فهمم که چرا باید این وضع تآتر مشهد باشه…
    به هم می تازیم…
    هیچکس رو جز خودمون قبول نداریم…
    چشم دیدن هیچکس رو نداریم…
    فقط بلدیم بگیم من فلان…من بهمان و بقیه هم که اصلا آدم نیستن که بخوان اظهارنظر کنن…
    خیلی راحت به خودمون اجازه می دیم به هم توهین کنیم و سوابق ناچیز خودمونو به رخ دیگران بکشیم…
    تا کسی از سر دلسوزی یه حرفی میزنه، وحشیانه بهش حمله می کنیم که تو اصلا کی هستی؟ رزومت چیه؟ چندتا کار اجرا بردی؟ چند تا جایزه تو جشنواره گرفتی؟
    واقعاً شما تآتری هستید که یه اظهارنظر منطقی و دلسوزانه انقدر شما رو برآشفته می کنه؟؟؟
    به کجای شما برخورد؟؟؟
    چرا یه خرده از همین اساتیدی که با افتخار نامشون رو بردین و ازشون مایه گذاشتین یاد نمی گیرین؟؟؟
    کدوم یکی از این اساتیدی که نامشون در کامنت های بالا برده شده رو دیدین که به دیگران توهین کنند؟؟؟
    من نه قصد دارم از متن آقای خیرآبادی دفاع کنم و نه انتقاد ولی تا جایی که من اطلاع دارم وقتی هنوز خیلی از ماها به دنیا نیومده بودیم ایشون در زمینه تآتر فعالیت داشتن…چقدر خوب بود که حداقل احترام بزرگتر بودنشون رو نگه می داشتیم…
    به جای اینکه نظرتون رو راجع به فحوای متن بنویسید به تیپ و قیافه و شخصیت دیگران بی احترامی می کنید؟؟؟
    شما تآتری هستید؟؟؟
    شما بازیگر تآتر مشهد هستید؟؟؟
    جایگاه شما و من و امثال ما در همین حده که فعلاً می تونیم زیر پیج بزرگانی مثه آقای خیرآبادی، فقط کامنت بذاریم…همین!!!
    فقط از دوست و دوستان عزیز به ظاهر تآتری خواهش می کنم، کامنت گذاری در سایت مشهد تآتر رو تریبون معرفی شخصیت و آثار فاخرشون قرار ندن…
    بذارید ما شما رو روی استیج ببینیم و قضاوت کنیم…


    پاسخ دادن

  • من

    تاریخ : ۲۵ - تیر - ۱۳۹۴

    خاله زنک بازی


    پاسخ دادن

  • mohamad

    تاریخ : ۲۶ - تیر - ۱۳۹۴

    عجب.خوب درست میگه دیگه . شما اگر مطلب خیرابادی رو نمیپسندی درباره همون مطلب دیدگاه خودتو بده…این نمیشه که هر کی اومد نوشته ای در فضای مجازی انتشار داد ما به ریخت و قیافه طرف بتازیم! هر کی هم از نقد ما خوشش نمی آد بهش شماره تلفن بدیم که مثلا تهدیدش کنیم!!!! یاد دوران دبستان افتادم . هر وقت از کسی بدمون می اومد بهش میگفتیم ” زنگ آخر وایستا ” …جون هر کی دوست داری شماره تو به من نده که همین الان بگم من تو دعوا خیلی ضعیفم…همش کتک میخورم!!!!!


    پاسخ دادن

  • قربانی

    تاریخ : ۲۶ - تیر - ۱۳۹۴

    توکلی عزیز دل!!!
    شماره تلفن میدی؟؟؟؟ 🙂 🙂 🙂
    که چی بشه؟؟؟ که من بهت زنگ بزنم ، بهم فحش بدیم ! بعد احتمالن یه جایی قرار بزاریم برای دعوا ( فکرش رو بکن ) 🙂
    بنده نهایت بی احترامی که میتونم به جنابعالی بکنم اینه که بهت بگم : نورسیده …یه نو رسیده مغرور… همین
    از من انتظار نداشته باش بهت زنگ بزنم و فحاشی کنم و یا ادب و منش شما رو حتی تلفنی تحمل کنم …. به خودن بناز بزرگوار …بگو طرف ترسید …ترسید و کم اورد…. غرور روز به روز آدم و نحیف تر و بی چاره تر میکنه ….یادمه چند سال پیش جوانی مغرور نمایشنامه ای خوب و ارزشمند رو خواست کار کنه …گروه خوبی هم بهش کمک کردند …ولی نهایتن نمایش شد کپی بی نقص و کامل از نمایش اصلی که زمانی در پایتخت اجرا شده بود و البته مورد توجه قرار گرفته بود ….نمایش شخص مورد نظر ما اونقدر واضح کپی بود که حتی لباس و طراحی صحنه اونم دقیقن مثل کار اصلی بود …بعد از اجرا اون نمایش شخص نورسیده و مغرور داستان ما سرشکسته شد …گمان نکنم دیگه سمت کارگردانی بره…(این مطلب در راستای نوشته آقای خیر آبادی بود )بله دوست عزیز …غرور ادم و بزرگ نمیکنه…از همه عزیزانی که نوشته من باعث رنجش خاطر اونا شد معذرت میخوام …این آخرین نوشته من در این باب خواهد بود …


    پاسخ دادن

  • نازنین

    تاریخ : ۲۷ - تیر - ۱۳۹۴

    آقای توکلی ، فکر کنم شمار تونو اشتباه دادین . هر چی میگیرم کسی جواب نمیده .اگه میشه دوباره شمارتونو همین جا اعلام کنین باهاتون کار دارم.مرسی


    پاسخ دادن

  • سعیدتوکلی

    تاریخ : ۲۷ - تیر - ۱۳۹۴

    اگر کار بنده کپی بود قطعا نویسنده ان نمایش اقای حمید رضا اذرنگ ونیما دهقان کارگردان ان نمایش جلوی اجرا نمایش بنده رو می گرفتند ولی نمایش بنده سی شب اجرا رفت با استقبال تماشاگر …من در تاتر خراسان فقط وفقط بازیگرم وعلاقه ای به کارگردانی ندارم نمایش خنکای ختم خاطره رو دوست داشتم ویه خاطره ی خوب شد در تاتر مشهد .عزیز برادر من حامی تمامی تازه واردان تاترم وجلوی هر گونه بی احترامی به اونها وامیستم به امثال تو باید فقط فحش داد دیگه ادامه نده اقای محترم


    پاسخ دادن

  • افشين اخلاقي

    تاریخ : ۲۷ - تیر - ۱۳۹۴

    من دیدگاهم اینه که شما باگفتن واژه آماتور دراین نوشته باعث مرگ هنردرشهرخودتون می شید،این حرفا باعث به زوال کشیدن خطه ماخراسان بزرگ می شه،ما همه انسانیم ومن باسعیدتوکلی موافقم
    افشین اخلاقی


    پاسخ دادن

  • افشين اخلاقي

    تاریخ : ۲۷ - تیر - ۱۳۹۴

    آقای خیرآبادی من هم یه روزسیاه لشگربودم وشما بزرگ،الان شماهنوزدرگیرمشهدومن…


    پاسخ دادن

  • mohamad

    تاریخ : ۲۷ - تیر - ۱۳۹۴

    خودت پیام دادی آقای توکلی که ، قربانی پیگیری کن.بعد تازه شماره تلفن دادی تا رودررو جوابش و بدی . حالا میگی تمومش کن!خو از همون اول نباید ادامش میدادی .شاید اگه یکم بیشتر در مورد سوابق خیرابادی تحقیق میکردی احتیاج به این کامنتها نبود.طرف حداقل ۱۵ سال سابقه نوشتن داره بعد شما بهش میگی تماشاگر حرفه ای ! بعد بفرمایید یکی مثل بعضیها که به اندازه انگشتان یک دست سابقه کار عملی ندارند ، اسمش چی میشه . تازه همون کاراش هم کلی شبهه داره!


    پاسخ دادن

  • اسدی

    تاریخ : ۲۷ - تیر - ۱۳۹۴

    آقای توکلی . خوبه که هوای تازه واردها رو داری و ازشون حمایت میکنی ولی فکر کنم از اون مهمتر اینه که احترام پیسکسوتها رو نگه داری برادر جان. شما با این ادبیاتت که به همه میتازی چطور توقع داری کسی باورش بشه میخوای به تازه واردها احترام بزاری. صراحتا” داری میگی باید به منتقدت فحش بدی؟
    اگه اینطوریه که منتظر فحاشی هر کس و ناکسی به خودت باید باشی .


    پاسخ دادن

ارسال دیدگاه

تبلیغات