برگزیده

تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۲/۰۸ - ۱۸:۵۶

«کپل» و «مخمل» را بیشتر دوست دارم

گفت‌وگو با عادل بِزدوده، خالق عروسک‌های خانه مادربزرگه، شهر موش‌ها و پسرخاله فهیمه جوان- «عادل بِزدوده»، عروسک‌ساز، نویسنده و کارگردان نمایش عروسکی است. او دانش‌آموخته رشته نمایش عروسکی از دانشکده هنرهای دراماتیک دانشگاه هنر تهران است. می‌توان او را یکی از تأثیرگذارترین افراد در پیدایش نمایش عروسکی مدرن در ایران دانست. او خالق بخش بزرگی […]

«کپل» و «مخمل» را بیشتر دوست دارم

گفت‌وگو با عادل بِزدوده، خالق عروسک‌های خانه مادربزرگه، شهر موش‌ها و پسرخاله

فهیمه جوان- «عادل بِزدوده»، عروسک‌ساز، نویسنده و کارگردان نمایش عروسکی است. او دانش‌آموخته رشته نمایش عروسکی از دانشکده هنرهای دراماتیک دانشگاه هنر تهران است. می‌توان او را یکی از تأثیرگذارترین افراد در پیدایش نمایش عروسکی مدرن در ایران دانست. او خالق بخش بزرگی از نوستالژی‌های کودکان دهه‌های پنجاه، شصت و هفتاد ایران است. عروسک‌های پسرخاله، زی زی‌گولو، شهرموش‌ها، خونه مادربزرگه و الو الو من جوجوام، از جمله ساخته‌های دست اوست. عروسک‌هایی که کودکان نسل قبل با آن‌ها بزرگ شده‌ و قسمتی از هیجانات کودکی خود را با آن‌ها تجربه کرده‌اند. عادل بِزدوده، مهمان جشنواره بین‌المللی تئاتر عروسکی «جیگی جیگی» در مشهد بود و فرصتی دست داد تا در حاشیه این جشنواره، گفت‌وگویی با او داشته باشیم.

**جناب بزدوده، همه ما بخشی از لذت‌های کودکی‌مان را مدیون شما هستیم. اما چهره شما را زیاد ندیدیم و دست سازه‌های شما بسیار مشهورتر از خود شما شدند. چه شد که عروسک‌ها از شما جلو زدند؟

*زمانی که در سال ۵۰ وارد نمایش عروسکی شدم، می‌دانستم چه بخشی از وجودم باید حذف شود و کدام بخش باید به‌روز شود. زیرا همیشه یک‌سری منیت‌ها در انسان وجود دارد که دوست دارد دیده شود. من اما هیچ وقت دغدغه حضور فیزیکی نداشتم و این بخش از وجودم را کلا حذف کردم.

 

**چه کسی شما را آموزش داد و چطور وارد دنیای عروسک‌ها شدید؟

*من در فضای بسیار صمیمی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان رشد کردم و آنجا این امکان را برای من فراهم کردند که خودم را بشناسم. همان‌جا و در سن جوانی تصمیم گرفتم در دنیای نمایش عروسکی که هنوز کسی این دنیا را نمی‌شناخت، وارد شوم. آن زمان کانون پرورش فکری، یک استاد از چک‌اسلواکی دعوت کرده بود به نام «اسکار باتک». در واقع استاد و پیش‌کسوت ما، استاد اردشیر کشاورزی، که سازنده عروسک‌های هادی و هدی هستند، ایشان را دعوت کرده بودند. من آن زمان  ۱۸ ساله بودم و عروسک‌سازی را از این استاد چک‌اسلواکی یاد گرفتم و از همان‌جا شروع به کار حرفه‌ای کردم. بعدها در دانشگاه دیدم تجربه‌ای که من در طراحی و ساخت عروسک به دست آورده‌ام را حتی بچه‌های ترم‌های ۳ و ۴ هم ندارند.

 

**اولین عروسک‌هایی که ساختید چه بود؟

*اولین عروسکم یک پیرمرد با دماغ قوزدار بود که اسمی برای آن نگذاشتم. دومین عروسکی که ساختم یک دختربچه بود. این عروسک‌ها جزو آموزشی بود که آقای باتک به ما می‌داد که مثلا تکنیک ساخت عروسک‌ها با متریال مختلف چگونه است. مبنای کارش هم همیشه برخلاقیت و آفرینش بود برای همین ما در طراحی آزاد بودیم. همین آموزش‌ها باعث شد من هم در ساخت عروسک و هم در بازی با عروسک نسبت به بقیه جلو بیفتم.

 

**بعد  از آن آموزش‌ها، شما وارد دنیای حرفه‌ای شدید و امروز که به سوابق شما نگاه می‌کنیم، کارهای درخشانی مثل عروسک‌های شهر موش‌ها را می‌بینیم. آن‌ها را چطور ساختید که تا این حد ماندگار شدند؟

*مهم‌ترین مسئله‌ای که باعث ماندگاری این عروسک‌ها شد، بحث و جدل‌ها وگفت‌وگوهای قبل از ساخت، بین من که طراح و سازنده بودم با سناریونویس، کارگردان و تهیه‌کننده بود. قبل از ساخت، باید راجع به کاراکتر صحبت شود که این کاراکتر چه کسی است. به لحاظ اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی کیست. این بحث‌ها باید انجام می‌شد تا یک عروسک خاص خلق شود.

 

**نتیجه آن بحث و گفت‌وگوها، در ذهن شما تبدیل به یک چهره می‌شد.

*زمانی که فکر می‌کردیم حرف زدن کافی است، من شروع می‌کردم به ساخت ماکت اولیه با خمیر مجسمه. وقتی کار اولیه را با خمیر می‌سازم، در واقع به افکار و اندیشه‌هایم عینیت می‌دهم. بعد باز روی آن کار خمیری، بحث می‌کردیم و روی جزئیات آن تغییراتی می‌دادیم. زمانی که به آخرین نقطه فاینال می‌رسیدیم، همه می‌دانستیم این عروسک کیست و چه شخصیتی دارد. بعد از آن ظرف ۵ ساعت یا یک روز آن عروسک را می‌ساختم.

 

**بنابراین ساخت اصولی و هدفمند عروسک‌هایی مثل پسرخاله، برای آن‌ها هویت و شخصیت اجتماعی و رفتاری خاصی را رقم می‌زند؟

*نه. این‌طور نیست. زمانی‌که از دل یک متن، شخصیت‌ها هویت پیدا می‌کنند، این هویت فقط مربوط به سازنده عروسک نیست. بلکه عروسک نیاز به صدای مناسب و عروسک‌گردانی خوب هم دارد. یک شخصیت عروسکی موفق، زاییده عروسک‌سازی اصولی، انتخاب صدای خوب و عروسک‌گردانی درست است. این سه ضلع مثلث، هر کدامش لنگ بزند، کار موفقی به دست نخواهد آمد.

 

**شما کدام‌یک از عروسک‌هایتان را بیشتر دوست دارید؟

*همه آن‌ها بچه‌های من هستند. رنجی که برای هرکدام از آن‌ها کشیده‌ام به یک اندازه بوده است. ولی گاهی آدم احساس می‌کند بچه‌های اولش را بیشتر دوست دارد. «کُپل» در «شهر موش‌های ۱» و «مخمل» و «زی زی‌گولو» را خیلی دوست دارم. این‌ها هر کدام در ژانر خودشان منحصر به فرد بودند که البته باز هم تأکید می‌کنم که نقش تأثیر‌گذار صدا و بازی دهنده، به شدت به این عروسک‌ها هویت داده است.

 

**راستی حال عروسک‌ها چطور است؟ سرنوشت آن‌ها چه شد و کجا هستند؟

*بعضی از آن‌ها زنده‌اند اما خب بسیاری هم از بین رفته‌اند. از عروسک‌های «خونه مادربزرگه» فقط چند عکس باقی مانده‌است. متأسفانه تلویزیون نگهداری از عروسک‌ها را به یک انباردار سپرد که هیچ چیزی از نگهداری عروسک نمی‌دانست. عروسک‌ها به مرور فاسد شدند و حیوانات اسفنج آن‌ها را خوردند. اما «زی زی‌گولو»، توسط خانم برومند، در شرایط ایده‌آل نگهداری می‌شود. «شهر موش‌های۱» هم در شهرک غزالی در یک انبار روی هم ریخته شده بودند و فکر می‌کنم آن‌ها هم از بین رفته باشند. اما «شهر موش‌های ۲» تحت نظارت خانم منیژه حکمت که تهیه‌کننده کار بودند، فعلا جای خوبی نگهداری می‌شوند.

 

**چه اتفاقی افتاده‌است که نسل جدید نمی‌تواند از این عروسک‌های خوب بسازد؟ به نظرم عروسک‌های جدید ارتباطی با بیننده برقرار نمی‌کنند.

*اگر خاطرتان باشد گفتم که در ساخت یک عروسک، مجموعه دست‌اندرکاران ساعت‌ها با هم صحبت می‌کردیم. الان اما به عروسک‌ساز می‌گویند ما یک خرگوش می‌خواهیم. او هم خرگوش می‌سازد. اما وقتی به من می‌گفتند یک گربه بساز که اسمش مخمل است، می‌نشستم صحبت می‌کردم که مخمل کیست؟ کجا زندگی می‌کند؟ لوس است یا آب‌زیرکاه؟ خوب است یا بد ذات؟ تمام بار فرهنگی و اجتماعی شخصیت‌ها مطرح می‌شد که من بفهمم این گربه چه باید باشد. دیگر اینکه ما برای یک گروه خاص برنامه نمی‌ساختیم، بلکه ما همه ایران را نگاه می‌کردیم. در حالی‌که امروز برنامه‌سازها مخاطب خودشان را نمی‌شناسند. مخاطب شناسی بلد نیستند، با یکدیگر هم مشورت نمی‌کنند و نتیجه همین می‌شود که می‌بینیم.

 

**کانون پرورش فکری در جوانی برای شما فرصت رشد و آموزش را فراهم کرده است. امروز این فرصت را چطور می‌توان در اختیار جوانان شهرستان‌هایی مثل مشهد قرار داد تا استعدادهای جدید کشف شود؟

*من به عنوان کسی که در دامان کانون پرورش فکری بزرگ شدم، بر خودم واجب می‌دانم که به تمام مربیان فرهنگی و هنری کانون‌های استان‌ها، نمایش عروسکی و شیوه ساخت و ساز عروسک را آموزش بدهم که مربیان بتوانند این آموزش‌ها را به بچه‌ها منتقل کنند. برای همین همیشه سفرهای استانی می‌روم. اتفاقا دو سال پیش یک هفته مشهد بودم و در خدمت۴۰ نفر از مربیان کانون از شهرستان‌های خراسان. من از این بابت خیالم راحت است که این آموزش‌ها را انتقال داده‌ام.

 

**ممنونم که به فکر جوانان مشهدی بوده‌اید و برای آموزش آن‌ها گام برداشته‌اید. واقعیت این است که مشهد استعدادهای نهفته زیادی در حوزه‌های مختلف هنری دارد. به نظر شما برای کشف این استعدادها چه باید کرد؟

*افراد با استعداد در همه جای این مملکت وجود دارند. ولی مدیرانی که در آن زمان برای ما کار می‌کردند، در کشف استعداد ما تعیین‌کننده بودند. مدیر اگر کننده‌کار نباشد و در تخصص و جایگاه خودش ننشسته باشد، نمی‌تواند استعداد‌یابی کند. فلان شخص چون مناسباتی دارد و گاهی تئاتر دیده است، می‌آید مثلا مسئول تئاتر کشور می‌شود. مشخص است این آدم برنامه و دیدگاهی ندارد. آخرین صحبتی که رئیس مرکز تئاتر در سال ۱۳۵۴ به عادل بزدوده ۱۸ ساله گفت، این بود که «عادل، تو یک لوح زرین در وجودت داری که روی آن نوشته عادل برابر است با تئاتر عروسکی. برو به دنبال نمایش عروسکی» . سال ۵۴ آن آدم حرفه‌ای این را در من دید. ولی الان مدیران اصلا چنین قدرتی ندارند که استعدادی را تشخیص بدهند.

 

**گاهی اما خود جوانان همت می‌کنند و کارهایی را مثل همین جشنواره «جیگی جیگی» به نتیجه می‌رسانند. نظرتان درباره این جشنواره چیست؟

*«جیگی جیگی»، ورق و کتاب کهنه و خاک گرفته‌ای بود که در تاریخ گم شده بود. آفرین به این بچه‌ها که خاک روی این کتاب را پس زدند و آن را دوباره زنده کردند. من به آن‌ها گفتم این کار سختی است، اما جا نزنید. فرهنگ عمومی و عامه را مطرح کرده‌اید و این از غیرت و مردانگی شماست. فرهنگ عامه را باید ارزش گذاشت. من از شما می‌پرسم «جیگی جیگی» بهتر است یا «باربی»؟ باربی در این مملکت بیداد می‌کند و همچنان از امثال جیگی جیگی‌ها حمایت نمی‌شود.

 

**در آخر اگر حرفی باقی مانده بفرمایید؟

*حرف اول و آخرم این است که باید از بچه‌های زحمت‌کشی که «جیگی جیگی» را از تاریک‌خانه خاک‌گرفته‌ تاریخ بیرون کشیدند، حمایت همه جانبه صورت بگیرد. این حرکت‌ها باید حمایت شود.


برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.


دسته بندی : تازه ترین ها , گفتگو
ارسال دیدگاه