شما اینجا هستید: پایگاه تخصصی اطلاع رسانی مشهد تئاتر »» تازه ترین ها »» شهرستان ها »» کاشمر »» نوستالژی زیبای دوران کودکی هر بزرگسالی در این نمایش هویداست
کد خبر: 43339

تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۰۶/۳۰ - ۱۹:۰۲

نوستالژی زیبای دوران کودکی هر بزرگسالی در این نمایش هویداست

یاداشت سعید مغانی نژاد، هنرمند تئاتر کاشمر به بهانه اجرای نمایش «قصه پادشاه سرزمین قصه ها»

مشهدتئاتر– حدود نیم قرن از شکل‌گیری تئاتر کودک و نوجوان در ایران می‌گذرد.اما متأسفانه این جریان نمایشی جز در مقاطعی کوتاه هرگز مورد توجه دست‌اندرکاران، متولیان و مسئولان امر قرار نگرفته‌ است.

به اعتقاد بسیاری از صاحب‌نظران هرگونه سرمایه گذاری مادی و معنوی و برنامه‌ریزی عمیق و دراز مدت جهت رشد و اعتلای جامعه می‌بایست با کودکان آغاز شود. کودکانی که وارث و حافظ تمدن آینده‌اند. بنابراین هرقدر کودکان به لحاظ رشد ذهنی و ادراک معنوی غنی و پربار گردند در حقیقت تمدن انسانی پربار می‌شود.

منصور خلج، نویسنده، کارگردان و پژوهشگر تئاتر کودک در گفتگویی با کتاب ماه کودک و نوجوان در تعریفی از تئاتر کودک آن‌ را به لحاظ ساختاری بسیار شبیه نمایش بزرگسالان می‌داند:”یک نمایشنامه خوب کودک دقیقا همان مشخصات نمایشنامه بزرگسال را دارد به اضافه این‌که باید در فرصتی کوتاه به انجام برسد و موجز باشد تا کودک را جذب کند. باید سرگرم کننده هم باشد و به لحاظ تربیتی، چیزهایی به او بدهد.”

اینروزها در سالن سرو شهرستان کاشمربا همکاری انجمن هنرهای نمایشی کاشمر، نمایشی بر روی صحنه می رود که آینده ای روشن را برای اهالی تاتر شهرستان و شاید استان درخصوص کودک ونوجوان رقم میزند؛ «قصه پادشاه سرزمین قصه ها»

پرده باز می شود. طراحی صحنه ای زیبا و منحصر بفرد. موسیقی دلنواز وشاد. نمایش آغاز می شود. اجرایی که لحظه لحظه اش تماشاییست و خنده بر لبان مخاطب موج می زند. حتی بزرگترها همزاد پنداری می کنند و ذوق ذوقشان می شود. امشب خواب گزار دربار فال همه را در گوی بلورینش می گیرد و فالشان را باحال در هم می آمیزد. پادشاه و دخترش نیز هنرها می آفرینند.ا مبولانسشان هم می آید تا کسانی را که غش خنده هستند به دیدار چوپان دروغگو وگوسفندانش ببرد. اگر پیام رسان دربار مجالی بدهد….مبارک نمایش هم زیبا چهره ای ساخته است در این جمع و در گروه نگاه، حضور کارگردانی موفق و کاربلد را دیدم که در شامگاه غرورهای کاذب هنری این مرزوبوم, سحر بی ریایی را رقم زده بود. سحر حمیدیان، کلاغ قصه ها را به خانه رساندند و دیگر نگران رسیدن کلاغ نیستم. اجرای شب اول همزمان با شب عید غدیر را به مهدی، بیماری که برای دیدن لحظه های شاد آمده بود تقدیم کردید. مهدی غم وبیماری را فراموش کرد وخداراچه دیدید شاید شفایی از این همه عشق و زیبایی برایش رقم بخورد.

در اولین شب اجرا .تماشاچی حیفش آمد که نمایش تمام شدولی لذت دیدن این اجرا را بعنوان عیدی برای آشنایانش برد. نوستالژی زیبای دوران کودکی هر بزرگسالی در این نمایش هویداست…

 

0

مطالب مرتبط

دیدگاه کاربران

نظر آری - توهین نه

کل نظرات :1

  • سعید مغانی نژاد

    تاریخ : ۳۰ - شهریور - ۱۳۹۵

    سلام درود بر سید تاتر استان ودوستان هنرمند ویاوران عرصه اجرا…دست مریزاد به خانواده بزرگ منش مشهد تاتر….ازاینکه دست نوشته ی ناقص این حقیر را از پنجره ی زیبای مشهد تاتر به نمایش گذاشتید ,بی نهایت سپاسگزارم…دمتان گرم ..لطفتان پایدار ومهرتان افزون….

    3+

    پاسخ دادن

ارسال دیدگاه