برگزیده

تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۸/۲۴ - ۸:۲۶

«در جستجوی داستان»

نقدی بر نمایشِ «خیاط» نوشته و کار مصطفی نصیری

«نماد» و دنیای پیچیده ی آن ویژه ی انسان است. در حقیقت رمز و نماد، شانه به شانه ی‏‎ ‎‏آدمی حرکت داشته و همواره با رویکرد های رشد یافته ی تکامل بشر و اندیشه اش پیش رفته‏‎ ‎‏است. نماد شاخصی است...

نقدی بر نمایشِ «خیاط» نوشته و کار مصطفی نصیری

به نام او که پروانه حیران اوست
«نماد» و دنیای پیچیده ی آن ویژه ی انسان است. در حقیقت رمز و نماد، شانه به شانه ی‏‎ ‎‏آدمی حرکت داشته و همواره با رویکرد های رشد یافته ی تکامل بشر و اندیشه اش پیش رفته‏‎ ‎‏است. نماد شاخصی است از گستردگی آمال و‏‎ ‎‏خواسته های بشری و رنگارنگی درایت و اندیشه و دریافتهای حسی و انتزاعی او. به همین‏‎ ‎‏جهت نماد سازی، ابزاری است برای تفهم و تفهیم معانی دور از ذهن.
نمایش «خیاط» به نویسندگی و کارگردانی مصطفی نصیری در تلاش است با استفاده از اسطوره و نمادگذاریِ آن در دنیای امروز، فضایی در قالب رئالیسم جادویی خلق کند. نمایش خیاط برداشتی شخصی از داستان های شاهنامه فردوسی است، که سعی می کند در فضایی عاری از زمان و جغرافیای مشخص، داستان خودش را روایت کند. اینکه تا چه حد در روایت و حرفی که نمایش می خواهد بزند موفق است، بستگی به پیرنگِ سازمان یافته در متن و ارائه درست آن به مخاطب دارد. به نظرم در این گونه نمایش ها پیرنگ داستانی اهمیتی فراتر از شخصیت دارد. در واقع شخصیت ها در نمایش، بسته به اینکه چه می کنند، اهمیت دارند نه اینکه چه کسانی هستند.
خب در یک سوم ابتدایی اجرا، نمایش از این موضوع ضربه می خورد. یعنی ارائه اطلاعاتی از داستان آنقدر کم می باشد که مخاطب تا نیمه های نمایش در جستجوی داستان با خودش درگیر است. این موضوع در رمزگشایی داستان تاثیری عمیق دارد و باعث می شود تردیدی بین نمایشگر و تماشاگر اتفاق بیافتد. این تردید از جنسی است که مخاطب را از روایت دور می کند و مجذوب اجرای خوبِ بازیگرانِ نمایش می کند. البته در این نمایش ارائه اطلاعاتِ کافی از کاراکترهای کدگذاری شده در مونولوگ های آنها بسیار درست از آب درآمده است. در واقع شخصیت ها شناسانده می شوند اما اینکه چه کاری قرار است انجام دهند، تبدیل به رمزهای پیچیده ای شده است که مخاطب از گشایش آنها عاجز است. این چالش ها باعث می شود برداشت مخاطب از نمایش به اندازه تعداد مخاطبان آن باشد و هر بیننده برداشت شخصیِ خودش را داشته باشد.
«خیاط» هر چقدر در متن چالش دارد در اجرا تمیز و شسته رُفته است. از بازی بازیگران و هدایت صحیح آنها توسط کارگردان بگیرید تا استفاده درست از طراحی میزانسن ها، صحنه و موسیقی. مصطفی نصیری در جایگاه کارگردان توانسته با فرمت اجرایی درست برخی از چالش های متن نمایش را پوشش دهد. استفاده صحیح و بجا از افکتهای موسیقی در راستای فضاسازیِ نمایش، بسیار تاثیرگذار است. همچنین روایت بخش هایی از داستان که بیرون از مکانِ خانه اتفاق می افتد، توسط فردی که حضور ندارد و فقط صدای آن را می شنویم ایده ی جذاب و جالبی است که کمکِ شایانی به حفظ ریتم نمایش کرده است.
در انتها باید این موضوع را در نظر بگیریم که آثارِ نمایشی، باید برای مخاطبان عام خلق شود، چون عمده ی مخاطبانِ نمایش ها، مخاطبان عام هستند. اینکه بگوییم نمایشِ من برای مخاطبان خاص و اصولا روشن فکران خلق شده است، اشتباه است. مخاطب عام به همان اندازه فهیم و قابل احترام است و هنرمند باید از پیچیدگی ها گذر کند و به سادگی روایت کند.

امیر عبداللهی
عضو کانون منتقدان انجمن هنرهای نمایشی خراسان رضوی
۲۲ آبانماه نود و هفت


برچسب ها : , ,
دسته بندی : تازه ترین ها , نقد , یادداشت
دیدگاه کاربران کل نظرات :1
ارسال دیدگاه