برگزیده

تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۲/۰۷ - ۱۳:۵۳

مردن به سبک رمان های روسی

نقدی به نمایش «علائم حیات در کره مریخ» مشهد تئاتر-حسین وحدتی، نویسنده و منتقد تئاتر مشهد این روزها در سالن بهار مجموعه تئاتر شهر چند جوان خوش ذوق تئاتری از «علائم حیاتی در مریخ» با مردم شهر حرف می زنند آنها بر این باورند که مرگ یکی از پدیده هایی است که می تواند انسان […]

مردن به سبک رمان های روسی

نقدی به نمایش «علائم حیات در کره مریخ»

مشهد تئاتر-حسین وحدتی، نویسنده و منتقد تئاتر مشهد

این روزها در سالن بهار مجموعه تئاتر شهر چند جوان خوش ذوق تئاتری از «علائم حیاتی در مریخ» با مردم شهر حرف می زنند آنها بر این باورند که مرگ یکی از پدیده هایی است که می تواند انسان را به سمت خرافه پرستی بکشاند .

صحرا رمضانیان به همراه گروه اجرایی نمایش «علائم حیاتی در کره ی مریخ»، با دست مایه گرفتن عنصر فیزیکال پدیده ی مرگ بعنوان شغل دو قاتل حرفه ای که از مردن دیگران ابزاری برای زنده ماندن خود می سازند ، قصد نفوذ به ماهیت ذهنی مرگ در انسان هایی را دارد که نوع تعامل و برخورد آنها با مرگ با مردم عادی بسیار متفاوت تر است . و همین تفاوت تبدیل به مهمترین ویژگی نمایشنامه است و ابزاری برای کشف دغدغه های نویسنده در باره مرگ که منجربه تبیین دراماتیک نظریه های روانشناسانه و گاه فلسفی ایشان می شود. و برای این تبیین تئاتری این نوع اندیشه های همسو با تئوری هایی که در موسسات فرا آکادمیک جهان و تحقیقات مدرن ذهن پژوهی هایی که باورهای بشری را آنالیز و کالبد شکافی می کنند ، صحرا رمضانیان سالن بهار مجموعه ی تئاتر شهر مشهد را به آپارتمان و زیستگاه دو قاتل حرفه ای با نامهای شری و مارتی ، تبدیل می کند که در طراحی این زیستگاه شباهت هایی به کارگاه تولید مرگ یا حتی غسالخانه هایی که می شناسیم پیدا می کند . خاصا میزهای عریض و طویل سفید رنگ که حصاری شده است برای دو قاتل و جالب اینکه تقریبا بیشترین میزانسن ها را در فضای محدودی که این سه میز فراهم می سازد شاهد هستیم . این طراحی و حضور و بود اسیر گونه ی دو شخصیت نمایش نوعی جبر را تداعی میکند مع از شغل یا محیط بر انسان حاکم شده است . مارتی و شری تنها هنگامی از حصار این جبر نمادین سه میز خارج می شوند که به اجبار قصد خروج از مکان را دارند و تنها یک بار بیرون از این حصار میزانسنی طراحی شده است که هنگام بی هوشی و مستی / مهدی ضیا چمنی / شری است که کاش همان نیز در آنسوی میز روبروی تماشاگر اتفاق می افتاد .

IMG_1176

طراحی صحنه کاربردی و تضمین کننده تولید فضای مرگ و کشتن است . شروع نمایش با موسیقی خوبی که توسط مرتضی فتاحی انتخاب شده است با رقص قاتل بر اندام مقتول و معشوقه اش را شاهد هستیم تا شاهد باشیم که هم شغلش را چون معشوقه ای دوست دارد و هم نشان و گزارشی باشد از نحوه ی کشته شدن یک قربانی که حتما معشوقه اش بوده . بهادر اورعی پیش از این نشان داده که قابلیت های خوبی برای بازیگری دارد و در این نمایش نیز به خوبی توانسته از نگاه های هدایت شده و و استایل و آناتومی چهره و بدن خود در طراحی شخصیت ِمارتی بهره ی مناسبی ببرد. با صدای زنگ خطر مهدی ضیا چمنی شروع می شود این صدا که از آن برای اعلان ورود و خروج افراد به ساختمان استفاده شده است و در یک اکت نیز بعنوان افکت استفاده می شود در تداوم حس و تقویت فضای خطر و هشدار به تماشاگر و همراهی بیشتر او خوب عمل می کند . اما مهدی ضیاء چمنی که بازیگری متفاوت شناخته شده است در این نمایش موفق می شود از فیگورهای شناخته شده اش دور شود و در این تلاش موفق هم می شود تا اندازه ای که کمترین نشان از جنس و قواره ی بازی که خاص شخصیت روحی او می باشد ؛ دیده می شود . باورد مهدی ضیا چمنی چگونگی و چرایی همزیستی این دو قاتل حرفه ای تا حدی که نیاز سازه دراماتیک اثر است پرده برداری می شود و از جزئیات و حواشی به خوبی پرهیز می شود . این دو دوست و دو همکار تهدیدی برای همدیگر می باشند و این نمادی است از ذهن پر تنش آنها که مرگ رااز رگ گردن به خود نزدیکتر می بیینند . شری . مهدی ضیا چمنی . کشتن را یک کار دم دستی و سرگمی و گاه شوخی وار تعریف و معنا میکند اما مارتی (بهادر اورعی ) کشتن را یک آئین می داند و از کار و حرفه ی خود / کشتن / ا با تفاخرقدسی منشانه ای یاد می کند و حتی به آن نیز عمل می کند چرا که باور دارد تمام قربانیانش انسانهایی بودند که با کشتن آنها آرامش و امینت را برای دیگران به ارمغان می آورد . صحرا رمضانیان با هوشمندی از طریق همین قاتل که برای هر قربانی مراسم و آئین خاصی برگزار می کند نقد و نقبی نیز به تفکرات افراطی فرقه های مذهبی می زند. و از زبان شری به نقد قتل های ایدوئولوژیک می پردازد جایی که می گوید نقاب خیرخواهی ت را بردار . خود خدا هم به زحمت آدمها را تقسیم می کنه به خوب و بد یا گناهکار بودن . چالش میان دو دوست تا آنجا پیش می ورد که تماشاگر متوجه می شود در ذهن هر یک از این دو دوست مرگ دیگری نقش بسته است و دلیل این نقش بستن و انگیزه این قتل احتمالی با ورد زیبا و رویا وار نازنین تفضلی / ابیگل / فاش می شود . ابیگل همان زنی است که پیراهن قرمزش بر تخت مرگ ابزاری شده بود برای رقص و تخیل و لذتی که از کشتن در ذهن مارتی مردی که همسر یا معشوقه ی ابیگل است , نقش می ببندد . ابیگل بودن را نازنین تفضلی زیبا و مانا طراحی و اجرا میکند و حتما به ذهن می نشیند و خاطره می شود . آمدن ابیگل در رویا یا حتی تصورات و خیالات مارتی تا هنگامه ای ادامه دارد که از چرایی کشته شدن خودش به دست مارتی و نیز راز کشته شدن دختر خودش و پرده برداری از وجوه دیگر شری که از نگاه و فهم مارتی دوست هم خانه اش پنهان مانده , به شکل اشاره ای و کوتاه در خلوت مارتی در گوش او زمزمه کند . 

IMG_1183

این زمزمه ها شاید تبدیل به انگیزه هایی می شود برای تبدیل شدن شری به مقتول بعدی برای دوست و همکارش مارتی . مارتی که کشتن را عمل مقدس و خیرخواهانه ای تفسیر می کند .و آخرین قتلی که برای مارتی توسط تخیل صحرا رمضانیان در این درام نوشت طراحی می شود کشتن شری است که در آخرین بزم می نوشی شان و در عالم مستی خبر می دهد که مبتلا به سرطان خون شده و از دوستش مارتی می خواهد با کشتن ش او را از این مرگی که طبیعت برایش هدیه آورده ونوعی انتقام می داند نجات دهد . اما مارتین نشان می دهد که توان این کشتن را ندارد مگر هنگامی که با آمدن دوباره ابیگل و شنیدن ناگفته هایی از شری انگیزه کشتن شری مبتلا به سرطان خون در او تقویت می شود . و این کشتن باز با طراحی یک شبه آئین و مراسم . تهیه کیک سیب ی که شری خیلی آن را دوست دارد به انجام و علائم حیاتی یک اجرا و نمایش خوب به پایان می رسد .

این نخستین اثری است از صحرا رمضانیان که بطور کامل هم مورد پسندم قرار گرفت و هم انگیزه ای داد برای واکاوی و گفتگو با این اجرا که و این برای من غنیمت فرصتی بود که از یک نمایشنامه نویس خوب یک اجرا خوب و دقیق طراحی شده ای را هم شاهد باشم . البته حتما کارهای صحرا رمضانیان چه در مقام نویسندگی و کارگردانی آنقدر مغتنم بوده اند که مورد توجه دیگر دوستان منتقد قرار بگیرد اما شاید قرار و قرعه براین بوده که ارتباط من در مقام منتقد با آثار ایشان با نمایش علائم حیاتی در کره مریخ آغاز شود که در حقیقت علائم حیاتی تئاتر چه در ساختار نمایشنامه چه در بازیها و طراحی و کارگردانی آن و نیز انتخاب موسیقی به شدت و دقت سعی شده است رعایت و لحاظ شود واز این علائم خوب و سنجیده بهره گرفته شود.

IMG_1563(1)


برچسب ها : , ,
دسته بندی : نقد
دیدگاه کاربران کل نظرات :3
  • fatemeh lagzaee

    تاریخ : ۸ - اردیبهشت - ۱۳۹۳

    besyar ali
    heyf k nemitonam bebinamesh


    پاسخ دادن

  • محمود خسروي

    تاریخ : ۹ - اردیبهشت - ۱۳۹۳

    دوست عزیز,کاش بجای معنی افرینی برای کاری بدون معنی و تعریف ان چیزی که خود روی صحنه شاهد بودیم و گرفتن عکس یادگاری با پوستر کار,کمی نقد درست می نوشتید.
    کجای بازی اقای ضیا چمنی متفاوت.تر از بازیهای قبلی اش بود؟کجای بازی متاسفانه ضعیف بهادر اورعی حتی در حد کارهای قبلی اش بود؟چه اکت یا کنش دراماتیک در این متن قلم شما را جذب کرده بود.اصلا ایا این متن نمایشنامه بود یا یک داستان کوتاه رادیویی که به طرز ملال اوری کش امده بود؟داستان مرگی به سبک فیلمهای هندی…
    —————-
    من به نظرات شما درباره نقد کاری ندارم و احترام قائلم اما عکس گرفتن با پوستر تئاتر مشهد یک تفتخار بزرگ است. و نه تنها ایرادی ندارد بلکه ستودنی است.


    پاسخ دادن

  • saleh

    تاریخ : ۹ - اردیبهشت - ۱۳۹۳

    سلام و عرض خسته نباشید به شما و گروه خوب علائم حیاتی مخصوصصا سرکار خانم رمضانیان با این قلم خوب . به نظر من بر خلاف تواناییهای بازیگران این نمایش بازیها بسیار دور از شخصیتها بود به خصوص بهادر و مهدی و ای کاش دوستان کمی عمیقتر روی همزادپنداری با شخصیتها کار میکردند


    پاسخ دادن

ارسال دیدگاه

تبلیغات