شما اینجا هستید: پایگاه تخصصی اطلاع رسانی مشهد تئاتر »» برگزیده »» تازه ترین ها »» یادداشت »» شهامت فکر کردن داشته باش
کد خبر: 45595

تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۰۸/۱۴ - ۱۴:۱۶

شهامت فکر کردن داشته باش

مشهدتئاتر- یاداشت وحید عباسی،د بازیگر تئاتر مشهد درباره حواشی کارگاه «شعر تئاتر» در مشهد

حق و حقیقت پیوسته از ابتدای پیدایش خوشایند آدمی بوده و سعی در یافتنش را ماجرای زندگی او کرده است. چرایی ها و چیستی ها…
همیشه حادثه ای رخ میدهد، طوفان پیامدها وغبارغلیان احساسات و مناقشات را پشت سر میگذارد و فرو می نشیند. اما بعد ازمدتی که مه خشم و هیاهو کم رنگ میشود و گفتمان های احساسی و گاردهای برآمده از آن، که راهی به حل مسئله و یافتن چرایی ها و حقیقت را نمیدهد فرو می ریزد، زمان را برای بازنگری واقعه و فکر کردن به مسائلی که حتی پا را فراتر از آن اتفاق و حادثه میگذارد آماده می کند.
اکنون که اتفاق کارگاه “شعر تئاتر” با تدریس “رضا ثروتی” که کارگردان تئاتر وعضوی از خانواده ی بزرگ تئاتر ایران است، با تمام پیام ها و نظرات گوناگون در گفتگوهای مجازی که پیرامون کم وکیف کارگاه شد، به پایان رسیده است، پرسش هایی را به ذهن متبادر میکند که برای نگارنده بعنوان نسل تازه ای از تئاتر که با میراث گذشته اش و پدیده ای که امروز در این کشور بعنوان تئاتر با آن رو بروست، مهم و قابل تأمل جلوه میدهد.
کارگاه تئاتر چیست؟ استانداردهای کارگاه یا ورکشاپ تئاتر چیست؟ منظور و چرایی برگزاری کارگاه های تئاتر در جهان چیست و در ایران چطور؟ آیا کارگاه های تئاتر ما در ایران با جریان و استانداردهای جهانی پیش میروند؟ در ایران ما _ تهران و شهرستان ها از جمله جغرافیای این اتفاق، مشهد _ آیا کارگاه ها بیش از منظور اصلی تعریفی شان( که از پاسخ سه سوال اول برمی آید) به ویترین جشنواره ها و ایجاد رزومه های درخشان و پر از نام و برند انجمن های نمایش، حوزه ها و گروه های خصوصی تئاتر تبدیل نشده اند؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، راه تصحیح و بازگشت به استانداردها چیست؟ مخاطبین کارگاه های تئاتر باید چه کسانی باشند؟غربال هنرآموزان از مبتدی تا حرفه ای حتی بر اساس موضوع هدفمندی که کارگاه تئاتر را در بر میگیرد تا چه حد لازم و در زمره ی استانداردهای مذکور قرار میگیرد؟آیا صِرف توان پرداخت هزینه ی کارگاه توسط هنرآموزان میتواند کمیت و کیفیت لیست تشکیل دهنده ی شرکت کنندگان کارگاه تئاتر را رقم بزند؟ رابطه مدت زمان کارگاه های ما با محتوا و موضوعی که برایش مشخص میکنیم چیست؟ آیا حجم محتوا تعیین کننده ی واقعی مدت زمان ورکشاپ است یا چند ساعت خالی در جدول زمان بندی جشنواره و عدم توان مالی و پرداخت هزینه های استاد از سوی دعوت کنندگان؟ قبول یک کارگاه در کنار سفری با موضوعی مشخص و غیر مرتبط با آن در مدت کوتاه دو روز چقدر توانست در کیفیت خود با پاسخ های سوالات بالا قابل انطباق باشد؟ آیا پراکنده گویی های بسیاری از کارگاه ها و انتقال تجربه ی صِرفِ استاد در مدت زمانهایی که همیشه نسبت به موضوع بحث کوتاه است میتواند برابر هزینه اش ثمر بخش باشد؟
آیا در مورد اتفاق کارگاه “شعر تئاتر” ۲۵۰هزار تومانی که به زعم ثروتی یک چهارم دستمزد سایر کارگاه هایش است بیشتر است یا “رایگان”ی که به جامعه ی هنری مشهد می بخشد.آن هم به نام همنامش ضامن آهو رضا؟ ضامن آهو کجای این بحث است؟ هزینه و دستمزد، حق طبیعی ست.تئاتر برای مدرس یک شغل است…رایگان؟ آیا به پیروی از انبیاء و قدیسین عالم، این معلم تئاتر اجری از کسی طلب نمی کند؟آیا امام معصوم برای تربیت مردم، “بی مزد و با منت” معارف را و به قولِ اصطلاح لذیذ ثروتی “کشف و شهودش” را با آنان در میان می گذاشت؟ و از طرفی دعوت کنندگان این اتفاق در جمع بستن مدعو و تعمیم به کل اش و حکم دادن و قضاوت یک شهر،که دیگر حتی هنرمند هم نیستد و فارغ از ماجرای یک اتفاقِ تئاتری تنها فقط از یک جغرافیا هستند، چقدر دخیل اند؟ آیا هنوز هم باید رد پای نگاه نژادی و قومیِ مشهدی، اصفهانی، ترک، لر و… در پستوی ذهن ما قشری که خود را متولی فرهنگ ملت میدانیم و بالاخص در ذهن “همنام امام هشتم” جای داشته باشد و در قضاوت هامان هویدا باشد؟ آیا همیشه ما آگاه به تمام شرایط دست به حکم قضاوت میزنیم و آیا استقراء از جزء به کل شیوه ی صحیحی برای قضاوت هاست؟
هنرمند تهرانی چقدر از عمق تأثیر شرایط سیاسی- مذهبی مشهد بر تئاتر که متولیانش آن را “پایتخت معنوی جهان اسلام” معرفی کرده اند آگاه است؟ رضای تئاتر تهران درباره ی پروژه ی مشهد ۲۰۱۷ چه میداند؟ آیا میداند مدتی ست که اهالی موسیقی و (با واسطه و نامحسوس) اهالی تئاتر برای مطالباتشان به بیرون از شهر حواله شده اند؟آیا جمله ی اگر کنسرت میخواهی، مشهدی نباش را شنیده؟ آیا یادمان هست که در این جغرافیا و بلکه در اکثر این کشور پهناور، سیاستی نانوشته حکم فرماست که برای در مشت داشتن هنرمند باید او را محتاج و گرسنه گذاشت؟ آیا ثروتی عزیز میداند که حمایت از تئاتر در مشهد تنها وتنها از یک قشر صورت میگیرد؟ تماشاچیان…تماشاچیان قحطی زده از دیدن تصاویر خوب،شنیدن موسیقی خوب، قصه های خوب و… داشتن حال خوب. آیا میداند که حتی همین فرصت ملاقات هنرمند تئاتر و موسیقی با تماشاچیان خود بر صحنه کم کم برای بسیاری رنگ رویا میگیرد و هنرمند با سکوتی هر چه مسکوت تر و چهره ای شرمسار که نغمه های بسیاری که در ذهن پرورانده بود را نمی تواند برای تماشاچی اش به صحنه بکشد، باید بایستد و کارهایش را یا به صندلی های خالی تقدیم کند یا خالی شدن صندلی ها را تا پرده آخر به نظاره بنشیند. و در پایان هم خدا را شکر کند که چراغ تئاتر شهرش روشن است؟ چراغی که با فقر نان و دانش اش ما را به کورسویش راضی کرده و تماشاچیان مان را ملول.
ما نیز تا کنون چقدر توانستیم در قضاوت هامان درکی از شرایط ثروتی و شاید ثروتی ها داشته باشیم؟ از لابلای حرفهای احساسی اش، تعاریف تراژیکی که از میزبانی مشهدی ها میکند و خود را شهید تر و مظلوم تر از معصوم می پندارد و انطباق با واقعیت و حقیقت را سوال برانگیز میکند ودرون ملتهبی که بواسطه ی زخم هایی که از پاسخ همیشگی به استعداد و نبوغ می آید و بی پرده و به زعم خودش او را به جنون و بیماری کشانده، آیا توانستیم در مواجه با این فرد آسیب دیده عملکردی قابل قبول و انسانی داشته باشیم؟کانت می گوید: شهامت فکر کردن داشته باش.
و ” آگوستو بوآل” کارگردان برزیلی تئاتر در سرآغاز تئوری تئاتری خود به نام ” تئاتر ستمدیدگان” جمله ی کانت را اینطور میگوید: شهامت شاد بودن داشته باش.
اینها و بسیاری دیگر، سوالاتی هستند که از اتفاقات ریز و درشت تئاتر کشورمان و حتی در سایر مسائل تئاتر میتوانند مطرح شوند و با فکر کردن بر پاسخ هایی که به آنها میدهیم و نتایجی که از آنها میگیریم میتوانیم به سمتی برویم که شاید کم و کیف و تکرار شدن یا نشدن آنها را تحت تأثیر قرار بدهد و این فضای مسمومی که تنفس در آن همه ی ما را آلوده کرده و ما را به جان یکدیگر انداخته، به نفع خود پالایش کنیم. مباد روزی که تماشاچیانِ بالای سکوهای قدرت ما را چون گلادیاتورها در میدانی بسته که از هر سو به خودشان میرسد به جان هم اندازند و در غروب بر تباهی اجساد ما بخندند.

وحید عباسی

1+

مطالب مرتبط

ارسال دیدگاه