برگزیده

تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۱۰/۰۵ - ۱۷:۰۳

یک بازیگر تئاتر:

شخصیت‌های پیانیستولوژی چند بُعدی هستند

مشهدتئاتر- بازیگر تئاتر پیانیستولوژی گفت: پیانیستولوژی نمایشی است که شخصیت‌های آن چند بُعدی هستند. مجتبی شفیعی در گفت و گو با خبرنگار ایسنا- منطقه خراسان، در جریان میزگرد تئاتر پیانیستولوژی که در محل این خبرگزاری برگزار شد؛ عنوان کرد: تئاتر را با محمد حسن نیازی در گروه پویا، آغاز کردم و از آنجا با هم […]

شخصیت‌های پیانیستولوژی چند بُعدی هستند

مشهدتئاتر- بازیگر تئاتر پیانیستولوژی گفت: پیانیستولوژی نمایشی است که شخصیت‌های آن چند بُعدی هستند.

مجتبی شفیعی در گفت و گو با خبرنگار ایسنا- منطقه خراسان، در جریان میزگرد تئاتر پیانیستولوژی که در محل این خبرگزاری برگزار شد؛ عنوان کرد: تئاتر را با محمد حسن نیازی در گروه پویا، آغاز کردم و از آنجا با هم دوست شدیم و بعد از آن در نمایش‌های گالاپاگوس، یتیم خانه فونیکس و نمایش‌های رد شده بطری بازی و سوفیای من، همکاری داشتیم.

این بازیگر تئاتر ادامه داد: البته نقش من در یتیم خانه فونیکس خیلی زیاد نبود ولی سعی کردم همان مقدار را خوب بازی کنم که خوشبختانه مورد پسند مخاطب هم قرار گرفت.

وی ادامه داد: در این نمایش، نقش یوهان، مثل بقیه شخصیت‌ها تغییر کرد. یوهان در ابتدای نمایش به یک شکل بازی می‌کند، وسط نمایش به شکل دیگری بازی می کند و مخاطب را فریب می دهد و در انتها حقیقت خودش را آشکار می‌کند.

شفیعی خاطرنشان کرد: این نقش یعنی یوهان، نمی‌تواند بدون ایوان تعریف شود و در واقع هر سه شخصیت اصلی بدون یکدیگر معنای کاملی پیدا نمی‌کنند زیرا بخشی از یکدیگرند و در حرکات، نگاه‌ها، ترسیدن‌ها و گاهی در دیالوگ‌هایشان این امر مشخص می‌شود.

بازیگر نمایش پیانیستولوژی تصریح کرد: هم بازی شدن با مهدی ضیاچمنی و مهسا غفوریان تجربه خوبی برای من است و پیش از این هم گفته بودم که مهدی و مهسا بازیگرهایی هستند که طوری با شما پاس کاری می کنند که اگر گل زن نباشید، قطعا بازیکن خیلی ضعیفی هستید.

وی افزود: در یکی از اجراها من به یک باره نتوانستم دیالوگم را بگویم و مهدی ضیاچمنی بلافاصله و بدون اینکه اشاره ای به او بکنم متوجه این موضوع شد و بدون اینکه مخاطب متوجه مشکل شود، آن را مرتفع کرد و این کار را آنقدر خوب انجام داد که حتی من هم شک کردم که این دیالوگ من بود یا مهدی.

شفیعی خاطر نشان کرد: ایوان و یوهان از نظر کلامی، ریشه مشترکی دارند و در واقع یک نفر هستند و جدا از هم نیستند؛ یکی از طبقه اشرافی است و دیگری در طبقه فقیرتر و در عین حال، همانطور که در جامعه شاهد آن هستیم رقیب یکدیگرند، این دو در طی نمایش، یکی می شوند و این‌طور می‌توان گفت که در انتهای نمایش یوهان دچار خود درگیری می شود و در واقع او خودش را روی صحنه می‌کشد.


برچسب ها :
دسته بندی : تازه ترین ها , گفتگو
ارسال دیدگاه

تبلیغات