برگزیده

تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۱/۱۹ - ۱۹:۲۱

نگاهی به شایدهای تآترِ استان در سالی که پیشِ رو داریم

سال ۱۳۹۷ و نیاز به سه تحول بزرگ در تآتر خراسان

مشهدتئاتر- آرش خیرآبادی: مدرس، نمایش‌نامه‌نویس و منتقد تآتر.   سال که نو می‌شود، واژه‌هایی مثلِ «نو شدن»، «تغییر کردن»، «بهبودِ اوضاع» و نظایرش، خیلی به گوش می‌خورد. طبیعی است که تآتری‌ها هم هم‌گام با نو شدنِ سال، به فکر تغییر و تحولاتِ مثبت در روندِ کارشان باشند. به همین دلیل، یادداشتِ نخستِ سال ۱۳۹۷ را […]

سال ۱۳۹۷ و نیاز به سه تحول بزرگ در تآتر خراسان

مشهدتئاتر- آرش خیرآبادی: مدرس، نمایش‌نامه‌نویس و منتقد تآتر.

 

سال که نو می‌شود، واژه‌هایی مثلِ «نو شدن»، «تغییر کردن»، «بهبودِ اوضاع» و نظایرش، خیلی به گوش می‌خورد. طبیعی است که تآتری‌ها هم هم‌گام با نو شدنِ سال، به فکر تغییر و تحولاتِ مثبت در روندِ کارشان باشند. به همین دلیل، یادداشتِ نخستِ سال ۱۳۹۷ را به سه محورِ کلی اختصاص دادم که در آن، سه نیازِ مبرمِ تآتر برای ایجادِ تحولاتِ مثبت، برشمردم. بدیهی ست که این‌ها نظرِ شخصی‌ی من‌اند و مخطبان هر یک ممکن است دیدگاه‌های دیگری داشته باشند.

نیازهای سه گانه‌ای که برخواهم شمرد، به باورِ من، پایه‌ای‌ترین نقطه‌های تحولِ تآترِ خراسان‌اند و می‌اندیشم اگر ما بتوانیم در این سه موضوع، موفق عمل کنیم، تا سال‌های سال، تآتری رو به جلو خواهیم داشت:

***

قانون:

نخستین خلاء بزرگِ امروزِ تآترِ ما، قوانینی ست که تکلیفِ ارکانِ مختلفِ هنرهای نمایشی و نیز ارتباطِ میانِ آن‌ها را تعریف و قاعده‌مند کند. ما نیاز مبرم به وضعِ قوانینی داریم که در آن، هر کس تکلیفِ خود را بداند و عمل کند. قوانینِ مختلفی چون قانون‌های مرتبط با قراردادها، دست‌مزدها، شیوه‌ی اجراها، تقسیمِ وظایف، بازرسی، ارزیابی، آموزش و… که هر کدام به نوبه‌ی خود، دارای اهمیت‌اند و به صورتِ مستقیم یا غیرمستقیم با یک‌دیگر ارتباط دارند.

ما به شدت نیازمندیم که جمعی مرکب از حقوق‌دانان، هنرمندان، مسوولان و اصحابِ فکر، دورِ هم بنشینند و بدونِ درنگ برای تمامِ شئونِ تآترِ خراسان، قوانینی تهیه و تنظیم کنند که بر اساس‌اش، هر کس در هر گوشه‌ای از استان، چهارچوبِ وظایف‌اش را بداند، جای‌گاه‌اش را بشناسد، میزانِ بهره‌های اقتصادی‌اش را بسنجد و خلاصه، یک‌بار برای همیشه، تکلیف‌اش با تآتر، روشن شود.

قوانین، چراغِ راهِ ما برای رسیدن به نظم‌اند و نظم، خود، نیازِ لازمِ امروزِ تآترِ ما ست تا بتواند از این وضعیتِ مبهمی که دارد، بیرون بیآید. وضعِ قوانین مرتبط با دست‌مزدها، نظمِ حق‌الزحمه‌ها را به بار خواهد آورد و این بلاتکلیفی و چندگانه‌گی که در پرداختِ دست‌مزدها هست، همیشه از میان خواهد رفت. وضعِ قوانین مرتبط با آموزش، نظمِ آموزش را به بار می‌آورد، و هم‌چنین قوانینِ اقتصادی، نظمِ اقتصادی را هم‌راه خواهد آورد.

***

آموزش:

دومین خلاء بزرگِ امروزِ تآترِ خراسان، آموزش است. اما نه آموزش به معنای آموزاندن. به معنای آموزش دیدن. در یکی دو ساله‌ی گذشته، مدرسین و مربی‌یانِ تآترِ ما به حدی رشد کرده‌اند که گاهی برخی از هنرجویان، بعد از دو یا سه جلسه حضور در دوره‌های آموزشِ تآتر، دعوی‌ی استادی! می‌کنند و خود، به تربیتِ هنرجو می‌پردازند!

بعید می‌دانم در هیچ کجای جهان به این شیوه‌یی که ما امروز داریم، تآتر را آموزش بدهند. مهم‌ترین، حساس‌ترین و اصلی‌ترین مراکز در کشورهای گوناگون، مراکزِ آموزشی‌اند. قوانینِ مراکزِ آموزشی تا به آن حدّ سفت و سخت است که گاه، برخی از منتقدان، سیاست‌گزارانِ آموزشی را متهم به نژادپرستی و تبعیضِ میانِ انسان‌ها می‌کنند.

به عنوانِ نمونه، نگاه کنید به قوانینِ پذیرشِ آموزگاران در وزارتِ آموزش و پرورشِ کشورِ خودمان. نزدیک به صد ویژه‌گی در این قانون نام برده شده که با دارا بودنِ هر کدام از آن‌ها، مدرس، اجازه‌ی تدریس در مقاطعِ مختلفِ آموزشی را نخواهد داشت. ما حتا اگر بخواهیم قواعدِ حاکم بر انتخابِ مدرسینِ دانش‌گاهی را در آموزش‌گاه‌های خود پیاده کنیم، بسیاری از مربی‌یانی که امروز بدونِ هیچ نظارتی مشغول به تدریسِ تآترند، از گردونه‌ی آموزش خارج خواهند شد.

استانِ خراسان به شدت نیازمندِ آن است که طبقِ قواعد و قوانینِ مشخص و با نظارتی بسیار دقیق هم‌راه با بازرسی‌ها و آزمون‌های پی‌درپی، سیستمِ آموزشی را رصد کرده و تربیتِ نیروی انسانی را در هنرهای نمایشی، به دقت تحتِ کنترل گیرد.

***

شهرستان‌ها:

گرچه بارها اشاره کرده‌ام، اما چاره‌ای جز تکرارش نمی‌بینم که لفظِ شهرستان برای شهرهایی که جز مرکزِ استان هستند، خطا ست. با این همه، مجبورم این غلطِ مصطلح را به کار گیرم تا تعبیرِ شهر، با مشهد اشتباه گرفته نشود.

شهرستان‌های استانِ خراسان، معادنی غنی از گوهرهای کم‌یاب‌اند که استعدادهای درخشان، در آن‌ها فرصتِ رشد نمی‌یابند. وظیفه‌ی مسوولانِ تآتر مرکز است که در پی‌ی این استعدادهای پیدا و پنهان، شهر به شهر و کو و به کو بگردند و برای‌شان فرصتِ شکوفایی ایجاد کنند.

بگذارید آینده‌گان، دورانِ ما را به عصرِ شکوفایی‌ی استعدادهای درخشانِ تآتر در شهرستان‌های استان یاد کنند و به مجموعه‌ی قوانین و قواعدی که برای ایجادِ زمینه‌ی رشد آن‌ها تهیه خواهد شد، آفرین گویند. بگذارید سالِ ۱۳۹۷ آغازِ یک جنبشِ همه جانبه در عرصه‌ی تآترِ استان‌ها شود و هنرمندان و هنرجویانِ شهرستانی، بتوانند با کم‌ترین هزینه و بیش‌ترین بهره، در تآتر عرض اندام کنند.

قبول دارم که برخی از هنرمندان در برخی از شهرستان‌ها، تنبلی می‌کنند و به جای کوشش، بیش‌تر از شرایط می‌نالند. ولی این به عهده‌ی مرکزنشینان است که زمینه‌ی رشد را چنان فراهم آورند تا حتا کاهل‌ترین هنرمندانِ شهرستانی نیز راغب به فعالیت شوند و آن اندازه قوانینِ حمایت‌کننده ببینند که راهی جز پیش‌رفت برای‌شان نماند.

***

سخن پایانی:

ما می‌توانیم سالی که در پیشِ رو داریم را، به سالی پر از موفقیت‌های چشم‌گیر در هر سه عرصه‌ی یادشده تبدیل کنیم. آن‌چه در انتظارِ تآترِ ما ست، به دستِ خودمان شکل خواهد گرفت. عزم‌ها را جزم کنیم و نگاه‌مان را از رضایتِ مسوولانِ بالادستی بگیریم و هدف را رضایتِ اهالی‌ی تآتر، بگذاریم.

تآتر زمانی رشد می‌کند که اهالی‌اش راضی و آسوده‌خاطر باشند. اهالی‌ی تآتر را دریابیم، اوضاعِ تآترمان خود به خود درست می‌شود.


برچسب ها :
دسته بندی : تازه ترین ها , یادداشت
ارسال دیدگاه