برگزیده

تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۰۸/۱۴ - ۱۴:۱۰

سالروز درگذشت « صفیر» کودکان و نوجوانان مشهد

یادداشت داوود کیانیان به بهانه ۱۳ آبان، سالروز درگذشت خیمه شب باز و سیاه بازِ نامدار، « ماشالله اسدی نژاد» مشهدتئاتر- هیچ اندیشیده اید که؛ چرا تئاتر مشهد با این همه محدودیت ها در نوع خودش پیشگام و گسترده است؟ یکی از دلایل مهم اش آنست که ریشه در آبشخور گذشته های پر بار خودش […]

سالروز درگذشت « صفیر» کودکان و نوجوانان مشهد

یادداشت داوود کیانیان به بهانه ۱۳ آبان، سالروز درگذشت خیمه شب باز و سیاه بازِ نامدار، « ماشالله اسدی نژاد»

مشهدتئاتر- هیچ اندیشیده اید که؛ چرا تئاتر مشهد با این همه محدودیت ها در نوع خودش پیشگام و گسترده است؟

یکی از دلایل مهم اش آنست که ریشه در آبشخور گذشته های پر بار خودش دارد؛ شبیه خوانی، نمایش سیاه بازی (رو حوضی)، نمایشهای عروسکی و نمایشهای روشنگرانه همگی نمایشهایی است که در این شهر از قدمتی قابل تامل برخوردارند.

پاسداشت فعالین این رشته ها که در گذشته های دور و نزدیک با هزاران مشکل، در هموار کردن این راه کوشیده اند، پاسداشت والدین این خانواده است و آنکس که برای خانواده اش احترامی قائل نیست، به یقین از این خانواده نیست.

یکی از این شاخه ها؛ نمایشهای عروسکی است که ما هنرمندانی مردمی؛ همچون « جیگی جیگی ننه خانوم» و « ماشاء الله اسدی نژاد » را داشته ایم. ماشاء الله تنها در راه اندازی نمایشهای عروسکی و تداوم آن پیشگام نبوده، بلکه در سیاه بازی نیز دستی قوی داشته است. این هنرمندان را باید به خاطر سپرد، زمانشان را بیاد داشت. تلاش هایشان را گرامی داشت, چون پایه های فرهنگ این کشور و بویژه این شهر را در بخش هنر مستحکم کرده اند. اسدی نژاد؛ مبارک را در سیاه بازی به صورت زنده سالهای سال در تئاتر این شهر تجربه کرد تا این که « سیاه » دچار تحول شد و در خیمه اش متولد گشت و او مرشدش شد تا برای کودکان و نو جوانان آن زمان پیام آور شادی و امید باشد.

کودکان آن زمان در کودکی چه داشته اند؟ آیا در آن زمان که بسیار هم دور نیست، رادیوی ویژه ی کودکان بوده است؟ تلوزیون بوده که برنامه های کودک داشته باشد؟ کتاب و مجله و سینما و تئاتر کودکان بوده که کودکان را سرگرم کند و آموزش بدهد؟ در زمانی که فرهنگ مسلط،« بازی» را از کودکان که « زندگی» آنان است، دریغ می داشته، ما کودکان آن زمان با فقر و بیماری بزرگ شدیم. حتی کودکستانها نیز برای قشر خاصی بود که ما را به آن راه نبود. در چنین زمانی ما نیز چیزی داشتیم که موجب وجد و شادی امان می شد: خیمه ی عروسکی کوه سنگی که در آن « مبارک» به هنر نمایی مشغول بود. بزرگترها همیشه به اصرار کودکان پای این خیمه می ایستادند و کودکان با قهرمان خود به سرزمین رویاها می رفتند. صدای مبارک همیشه برای بزرگترها ترجمه و تکرار می شد. چون هر کسی زبان او را خوب نمی فهمید. اما ما بچه ها زبانش را خوب می فهمیدیم. تنها ما بودیم که نیازی به ترجمه و تکرار کلماتش نداشتیم و با تخیل کلمات خود را می ساختیم.

روحش شاد « ماشاء الله اسدی نژاد » که جانش را در صدایش ریخت تا سوتک « مبارک» زنده بماند. تا کودکانی چون ما که هیچ نداشتیم، لااقل« مبارک » را داشته باشیم. « مبارکی» که خیلی چیزها بود.

داوود کیانیان – دوازده آبان ماه نود و پنج


برچسب ها : ,
دسته بندی : تازه ترین ها , یادداشت
ارسال دیدگاه

تبلیغات