برگزیده

تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۵/۱۰ - ۰:۲۰

خندیدن توی سالن های چیپس، پشمک و پفیلا

گذری به وضعیت کنونی تئاتر شهرستان نیشابور ———————بهزاد آقاجانی* مشهدتئاتر- سال گذشته با توجه به موفقیتی که پس از بیست و اندی سال برای تئاتر نیشابور بدست آمد – که به نظر من تازه برگشتیم به جایگاه بیست و اندی سال پیش – که باز هم به نظر من موفقیت چندانی هم نیست و نیز […]

خندیدن توی سالن های چیپس، پشمک و پفیلا

گذری به وضعیت کنونی تئاتر شهرستان نیشابور

———————بهزاد آقاجانی*


مشهدتئاتر- سال گذشته با توجه به موفقیتی که پس از بیست و اندی سال برای تئاتر نیشابور بدست آمد – که به نظر من تازه برگشتیم به جایگاه بیست و اندی سال پیش – که باز هم به نظر من موفقیت چندانی هم نیست و نیز با توجه به تغییراتی که در حوزه مدیریت فرهنگی و هنری شهرمان بوجود آمد در گفت و گوهایی که با دوستان و اهالی تئاتر داشتم به جرات میتوانم بگویم که از زبان اکثر آن ها درباره چشم انداز تئاتر نیشابور واژه امید را شنیدم و عموم دوستان به بهبود اوضاع تئاتر امیدوار بودند.
اما هنوز تغییری بنیادی در حوزه تئاتر صورت نگرفته که بماند، اوضاع از بد نیز بدتر شده است. سالن های تئاتر به جای اینکه مهد هنر، اندیشه و فرهنگ باشند محیط ادا اطوار، دلقک بازی، لوده گری و سطحی نگری شده اند.
بند یک – اولین گلایه و نقد من به اهالی تئاتر شهرستان است. مخصوصا به کسانی که در کمتر از یک سال گذشته نمایش هایی چون اعترافاتی درباره زنان (قابل توجه است که کارگردان این نمایش دبیر شورای نظارت بر تئاتر شهرستان نیشابور می باشد)، دایورت، از نیشابور تا قصر شاهی و درد سرهای مرد مرده (قابل توجه است که کارگردان این نمایش نیز دبیر شورای نظارت بر تئاتر شهرستان نیشابور می باشد ) را به روی صحنه برده اند.
وجه مشترک نمایش های بالا لوده گری و لوده انگاری است و این یعنی توهین به شعور مخاطب. توهین به مدیوم تئاتر و فرهنگ. می دانم مخاطب تئاتر پای این تئاتر ها می خندد و ریسه می رود ولی این دلیل بر موفقیت و تئاتر بودن این دست اجراها نیست. آری، مخاطب تئاتر می خندد اما نه به موقعیت کمیک دراماتیک بلکه گاهی احساس می شود که مخاطب یک قدم از اجرا و عوامل نمایش پیش تر رفته. می تواند تخمه بشکند، چیپس و پفک و پفیلا بخورد و ببیند. ببیند. ببیند. بله، او به اجرای خوب نمی خندد بلکه حماقت افراد بازی و در نهایت کارگردان است که او را به خنده وامی دارد. حماقتی که چنین تدبیری برای تماشاگرانش تدارک دیده است.
حماقتی پر از شوخی های جنسی مبتذل که اکنون در کوچه و بازار نیز یافت نمی شود. حماقتی که تا مرز پایین رفتن شلوار پیش می رود و تا انتهای اجرا دست برنمی دارد. که الفاظ رکیک به زبان می آورد. که از باد معده می گوید. که وجه مشترک دیگرشان لهجه نیشابوری است. که زیبایی لهجه نه، بلکه تمسخر آن. که هر چه آدم بی ادب و احمق و کودن است به لهجه نیشابوری حرف می زند. که هرچه آدم خوب و منطقی و گل و بلبل است به زبان رسمی معیار یا رسمی تهرانی.
به خدا سوگند که تئاتر متر دارد و هر آنچه که غیر از معیار و عناصر اوست، تئاتر نیست.
به خدا سوگند که تئاتر لاله زاری نیز متر خودش را دارد. پس توصیه من به دوستان این است که لااقل بروند تئاتر لوده ژانر خودشان را ببینند. بروند خوبش را ببینند تا برگردند خوبش را اجرا کنند. اصلا بروند کپی کنند اما این آفت های فرهنگی را مثل ویروس توی سالن های تئاتر پخش نکنند. لطف کنند، منت گذاشته و با تئاتر چنین نکنند.
حال نکته جالب اینجاست که نمی دانم چرا دوستانی که خود نیشابوری نیستند تمایل و علاقه بیشتری به این لهجه نشان می دهند؟ روزی از یکی از این دوستان غیر نیشابوری _ تاکید می کنم غیرنیشابوری -دلیلش را پرسیدم و ایشان در جواب من گویند:
ببین بهزاد جان، یه جور حس ناسیونالیستنی !!!!!!!!! ( خوانندگان عزیز در صورت عدم آشنایی با مقوله ناسیونالیسم واژه مورد نظر را در دانشنامه رسمی ویکی پدیا دنبال کنند )

البته در انتهای این بند نقد نامه خویش بسیار عذر خواهم که نام شریف نمایش یا تئاتر را در سطور بالا برای چنین آفت های فرهنگی به کار برده ام. به همین خاطر برمی گردم و عنوان نمایش را خط زده و نقد خود را وامی دارم به جنگ هایی– تاکید می کنم جُنگ هایی – چون : اعترافاتی درباره زنان ((قابل توجه است که کارگردان این نمایش دبیر . . .
خب ، حالا میرسیم سر وقت نقد نامه و گلایه بعدی

– بند دو
کسانی که عنوان واضح و مبرهن این جُنگ های مبتذل را خط میزنند و نام نمایش یا تئاتر میگذارند. بله ، متاسفانه خیلی رک و راست و حسینی قسمت عمده این آشفته بازار فرهنگی – بند یک – به دلیل عملکرد بد شورای نظارت بر نمایش شهرستان نیشابور در طول عمر کوتاه این شوراست .
حالا چند سوال مطرح می شود که من جوابی برای آنها نیافتم اما مسوولین مربوطه قطعا پاسخگو خواهند بود .
یک . در کارنامه تئاتری اعضای حاضر شورای نظارت چه نکته مثبت و حائز اهمیتی برای پیشبرد فرهنگ و تئاتر نیشابور دیده شد ، که این آقایان به اداره کل معرفی شدند ؟ ( لازم به ذکر است که این شورا در زمان نبود ریاست محترم حال حاضر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامیجناب آقای عباس کرخی معرفی شده اند .در واقع ایشان این گروه را تایید و معرفی نکرده اند)
دو. چرا از زمانی که شورای جدید سر کار آمده نمایش نیشابور با مخ توی لوده بازی و لوده نگری افتاده است و چرا در زمان شورای نظارت پیشین شاهد چنین اتفاقاتی نبوده ایم و چرا باز هم در دوره قبلی به جد با این نمایش ها برخورد می شد؟
سه. اگر نمایش بی کیفیتی از سوی یکی از اعضای شورای نظارت بر نمایش روی صحنه بیاید توسط چه کسی رد خواهد شد؟
چهار . چرا شورای نظارت فعلی کاری را رد نمی کند؟
پنج. چرا شورای نظارت قبلی رد می کرد؟
شش. اعضای شورای نظارت فعلی بعد از پایان یافتن نمایش به آشنایان خود که از قضا نمایش را دیده اند چه می گویند ؟
الف ) خواهش می کنم، به هر حال وظیفه است.
ب ) دیگه به هر حال می دونین در حد پتانسیل بچه های شهرستانه دیگه.
ج ) آره بابا، خودمونم می دونیم. کاری نمی شه کرد.
د ) می دونی، حوصله دشمن تراشی ندارم.
ه ) بزار همینچن تا رفیقمون رو هم از دست ندیم.

هفت. حاضر هستند خانواده خودشان را برای تماشای نمایش های حاضر به سالن تئاتر بیاورند؟ اگر آری در بدو ورود به سالن به آن ها چه خواهند گفت؟
الف) بفرمایید تئاتر!
ب ) به این می گن تئاتر همسرم، پسرم، دخترم، دایی جون، عمو جون، داداش، آبحی ؟!!!
ج ) خوب نیست، رحمم اومد. خرج کرده طفلک ولی خب …
د ) زود تر شروع کنن بریم دیگه.
ه ) کار به اینجاها نمی کشه بهزاد جان. همون یه بار که دیدم بس بود داداش .
و حالا یک نفس عمیق. راستش نمی دانم ولی من حاضر به چنین خیانتی نیستم. توصیه ام به شورای نظارت این است که اگر قایل به رعایت نکات بنیادی و ریشه ای تئاتر نیستند، اگر نمی توانند رودربایستی را کنار بگذارند و اگر پاسخ مناسبی برای این سوالات ندارند هر چه زودتر برای خوشنامی خویش هم که شده کرسی نظارت را ترک کنند و در ادامه از مسوولین محترم مربوطه خواهش می کنم فکری به حال این آشفته بازار فرهنگی کنند. بزرگوارانی هستند که خانه اول و آخرشان تئاتر است حتی اگر از صحنه دور باشند: جناب آقای کریمی و لطف آبادی با چند دوره حضور در جشنواره فجر. استاد محمود عطار اولین رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی نیشابور و اولین دبیر جشنواره تئاتر فجر . جناب آقای اثنی عشری معلم قدیمی تئاتر شهرستان. آقای گنجی که گنجینه اجراهای فاخر شهرستان هستند . جناب آقای مشکیان و . . .

بند سوم – عدم وجود شورای فنی
قابل توجه است که این بند تاکید رئیس انجمن نمایش شهرستان جناب آقای عباس روشن ضمیر و همچنین رئیس محترم اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان جناب آقای عباس کرخی بود که ماه گذشته مطرح شد اما توسط بعضی از اعضای شورای نظارت به بهانه مشکل موازی کاری با تصمیمات این شورا نادیده گرفته شد.
خب ، به نظرم تا همین جا کافیه و سخن رو کوتاه می کنم. فکر میکنم عدم وجود بند سوم خود به تنهایی حاکی ماجراست و سخن آخر اینکه:
میلان کوندرا می گوید: امید فرضیه ای است که قائل به بهبود اوضاع است. من هم به قول محمد یعقوبی به قسمت اول جمله خیلی باور دارم: امید یک فرضیه است. یعنی آدم ها با هم توافق جمعی می کنند که بیاین با هم امیدوار باشیم. به نظر من وضعیت فعلی تئاتر نیشابور تایید «بیاین با هم امیدوار باشیم» است تا جمله « نه، امید وار کننده است»

*نمایشنامه نویس، کارگردان و کارشناس تئاتر نیشابور


برچسب ها :
دسته بندی : یادداشت
دیدگاه کاربران کل نظرات :50
  • حميد

    تاریخ : ۱۰ - مرداد - ۱۳۹۴

    راه نجات مردمی شدن نمایش است، تئاتر مثل همه ی چیزهایی ست که توده ی مردم نخواسته اند و احد الناسی نتواسته است چیزی که مردم نمی خواهند را به آنها بخوراند
    حالا راه مردمی شدن چیست؟
    ضمنن باید بگویم که اگر تئاتر مردمی همان تئاتر پفیلایی باشد نمی توانیم گارد بگیریم، چون مردم می خواهند، نمی توانیم خود را با یک جهش یک هو از توده جدا کنیم و به بوی آن ها توهین کنیم، چون بو چیزی نیست که از تن و لباس خود ما هم برود حتی اگر تاریخ فلسفه و غرب را از بیان فروغی دربار در کتاب مکتب های ادبی اش خوانده باشیم. یا تصحیح سعدی اش را خوانده باشیم . روشنفکری ای که شییه کیک تولد پارک دانشجو باشد بوی آب مرده می دهد.
    مردم را با تئاتری که دلمان می خواهد
    فلک نمی تواند آشتی دهد
    باید تئاتری که مردم می خواهند را به آنها بدهیم
    تئاتر جانفدا تلاش خوبی است
    بگذارید به سالن بیایند بعد خفتشان کنید
    فقط انتظار می رفت که خفت بشوند و یک تحفه ای هم به کودک خرد تمتشاگر پفک خور داده شود
    یک آگاهی هم توی پفیلا بریزند
    یک هنری هم توی قر و فر چیپس به خرج دهند
    اشکالی ندارد اگر آگاهی توی پفک باشد و تماشاگر بخورد
    تاثیر خود را می گذارد
    مگر چاپلین خیلی کار با کلاسی را در سینما شروع کرد
    مگر استاد تمام انواع رقص بیاید دلقک بشود کم مردانگی می خواهد
    کم باید غرورش را بشکند؟
    خوب اگر خیلی کار درست هستید ، راه باز است
    شما هم از همان کار هایی که راحت تر بازبینی را رد می کنند بسازید، هنر خود را هم نمایش دهید
    خدا وکیلی همین کمدی های چاپلین را بشین باز هم ببین
    توی حرکاتش ظریف شو
    لحظه ای نیست ک نرقصد
    اما نمی گوید من دنسرم
    چون تماشاگرش دنس نمی خواهد
    ولی هنرش را أداپته می کند
    یک کمدی فیزیکالی از خود نمایش می دهد که هیچ کس نمی تواند تکرارش کند
    چاپلین شو دوست من


    پاسخ دادن

    • شهاب

      تاریخ : ۱۰ - مرداد - ۱۳۹۴

      دستبوس حمید جان…
      آنچه تاتر را بیش از پیش گوشه گیر وهنر تزئینی دور از سبد فرهنگ خانوار میکند توهماتی است که امثال آقای آقاجانی در ذهن خود پرورده اند.یعنی هنری فخرفروش که وظیفه اش تپاندن تفکرات فلسفی(مثلا فلسفی)و در حقیقت گنده گوییهای بی سرو تهی است در گوش و ذهن تماشاچی(اگر تماشاچی داشته باشد)و پنهان کردن ناتوانی خود در پشت این نقابهای مثلا روشنفکرانه..
      دوما من از بچه های نیشابور شنیدم که جانبداری ایشان از گروه نظارت قبلی ریشه در امتیازاتی است که از وابستگی و پاچه خواری آنها نصیب ایشان گشته است..والا هنرمندان این شهر متفق القول خواهان برکناری آنها بودند…
      و سوما منش این انسانها از توهین به کسانی که دست کم به اندازه سن او سابقه تاتر دارند مشهود است…
      باعث تاسف است که این چنین بی اخلاقیها به بدنه تاتر نفوذ پیدا کرده است که پیشکسوتی را به کل نمیشناسند…


      پاسخ دادن

      • احسان گ

        تاریخ : ۱۱ - مرداد - ۱۳۹۴

        اگه نیشابوری نیستی دوست عزیز و بهزاد رو نمیشناسی باید بدونی که من و خانواده من که حق زیادی به گردن فرهنگ این شهر داریم وقتی شنیدیم که برای شهرمون موفقیت دوباره بدست اومده از تهران برگشتم نیشابور تا بهش دست مریضاد بگم و برگردم . شما هم این دغل کاران رو زیاد باور نکن . این ها سال ها نان خورده اند از صربه زدن به فرهنگ و تئاتر .


        پاسخ دادن

    • جواد گنجی

      تاریخ : ۱۱ - مرداد - ۱۳۹۴

      ببینید دوست عزیز جناب حمید خان مسئله تئاتر نیشابور از این حرف ها گذشته … بنده به عنوان پیشکسوتی که حالا شاگرد بقیه دوستان هستم توی این چند سال گذشته تئاتر نیشابور دیدم که بی سوادی و بد سلیقه گی دوستان تئاتری باعث خوراندن خوراک مسموم و فاسد به این تماشاگرا شده . اینطوری نیس که ما فک کنیم مردم نمیفهمن من میفهمم پس باید خودمونو بکشیم پایین در حد اونا ، خیر . هنرمند هم مرحله اول باید فرهیخته باشه نه اینکه بیاد از باد معده بگه به قول بهزاد عزیز . ببینید حرف زیاده تو این مجال نمیشه کامل حرف زد ولی منظورم اینه که خود هنرمند هم باید فرهیخته باشه نه اینکه خودش لوده گری رو باب کنه .من دیگه عرضی ندارم.


      پاسخ دادن

    • احسان گ

      تاریخ : ۱۱ - مرداد - ۱۳۹۴

      بهزاد آقاجانی ستاره است و امید دارم که بماند . از او خواهش کرده ام که بماند . اگر بخیل ها و حسودان بگدارند .


      پاسخ دادن

    • فرانک

      تاریخ : ۱۱ - مرداد - ۱۳۹۴

      جناب آقاجانی گلی هستند در میان این همه خار که تنها هدفشان درامد زایی و اسیب رسانی ناخواسته به فرهنگ مردم شهر کوچمان است.چقدر خوب است که یکی از راه رسید و به مردم نشان داد که هنوز “کسی اینجا هست ” کهوقلبش برای تیاتر میتپد.


      پاسخ دادن

    • افسانه فتح آبادی

      تاریخ : ۱۱ - مرداد - ۱۳۹۴

      اقای اقاجانی ناجی نمایش فاخر شهر ما هستند و گرنه با این بلوای تئاتر قطعا به قهقرا رفته بودیم . خوشحالم که که ایشون چراغ راه رو با همه سختی ها و مشکلات صبورانه در دست گرفتند .


      پاسخ دادن

  • حميد

    تاریخ : ۱۰ - مرداد - ۱۳۹۴

    راه مردمی شدن راه چاپلین است


    پاسخ دادن

    • محمد رضایی

      تاریخ : ۱۰ - مرداد - ۱۳۹۴

      دوست عزیز و از گرد راه رسیده اقای بهزاد اقاجانی البته چون تازه وارد عرصه تاتر شدید حافظه شما یاری نمیکند که شورای نظارت بر نمایش قبل نمایش از جیغ اباد تا یونیورسیتی را همزمان با جشنواره تاتر استانی مجوز داد و تمام استان خراسان شاهد اجرای این نمایش تماما فحش توهین و مزخرف بودند . دو سال پیش شما کجا بودی که صدای اعتراضت را کسی نشنید. حال که با یکبار حضور در جشنواره ی استان چنین برافروخته و از جانب دیگران تحریک شده ای و قول حضور در هیات نظارت خوره جانت شده بهتر است بدانی و یاداوری کنم که حضور شما در جشنواره تاتر استان مدیون حضور همین شورای جدید است چون یادت نرفته که شورای قبل نمایش قبلی شما را چنان ضعیف و مزخرف پنداشته بود که نه جواب رد و نه تایید داده بود . و فقط گفته بود این بار نادیده میگیر


      پاسخ دادن

      • یه شهروند

        تاریخ : ۱۰ - مرداد - ۱۳۹۴

        آقای رضایی اینکه چه کسی تازه از راه رسیده چه کسی نه اصل موضوع نیست دوست محترم، جمله “دیرای و درست” برای هیچ یک از ما غریبه نیست!!! در همه دوران ها چه آن زمان که امثال من و شما نبوده ایم و چه از زمانی که امثال من و شما از راه رسیدیم و بوده ایم خوب و بد وجود داشته ،تاکید میکنم خوب و بد در کنار هم اما الان گویا بد بودن به کمی خوب بودن هم میچربد،قصد توهین به هیچ کسی نیست ،اما جایگاه افراد تغییر کرده ،کاربلدان و کاردانان بودن جای خودشان را به کا راه اندازان داده اند، اینکه گمان برود “همه چیز” در گذشته گل و بلبل بوده و صحیح و درست که فکاهی بیش برای تحول حالمان نیست،اما بی شک هر آنچه بوده از الان و وضعیت کنونی بسیار بهترو فاخرتر بوده (رجوع شود به آرشیو تئاتر های نیشابور) اما به جد میگویم که دلسوزان آن دوران تعدادشان به یقین از امروز بیشتر بود!من شهروند نیشابوری ام نه تئاتر کار میکنم و نه از تئاتر میدانم اما تئاتر به وفور میبینم، اما چندین سال است که دیگر تئاتر نرفته ام تا همین پاییز سال گذشته!!!اگر شما تئاتری هستید این دردست! نه اینکه من شخص مهمی هستم نه،اینکه امثال من کم نیستند،کاش قدری اندیشه ضمیمه کارتان شود تا قبل کوبیدن سر انگشتانتان بر صفحه کیبورد یک لحظه از زاویه شهروندی و هنری به مساله نگاه کنید،قطعا از دکمه Back space بیشتر مدد میگرفتید و اندیشه ای بهتر رقم میزدید،مردم ما بیش از خنده به حفظ شعورشان اهمیت میدهند،چیزی که این روزها در تئاتر ما کمتر اهمیتی به آن داده میشود


        پاسخ دادن

      • مجید کاکولی

        تاریخ : ۱۱ - مرداد - ۱۳۹۴

        ممد جان ، خودت بهتر میدونی که بهزاد حصور توی شورای تظارت قبلیو هم رد کرد . سعی کنیم حرفی بزنیم که بگنجه و گدنه تا دلت بخواد حرف مفت و چرتی هست که از دهان بیرون میریزه .


        پاسخ دادن

  • سعید

    تاریخ : ۱۰ - مرداد - ۱۳۹۴

    بهزاد عزیز، تسلیت واژه کوچکی است در برابر اندوه عزیز شماو خانواده تئاتر این شهر!
    جناب حمید خان هم که در بالا چندسطری نوشتند باید خیال مقایسه چاپلین و اینان را از سر بدر کنند! چاپلین کجا، جهان… کجا!!!


    پاسخ دادن

  • حميد

    تاریخ : ۱۰ - مرداد - ۱۳۹۴

    چشم ولی مقایسه نکردم که


    پاسخ دادن

  • نیشابور

    تاریخ : ۱۰ - مرداد - ۱۳۹۴

    آقای محمد رضایی
    اگه تو همون محمد رضایی نیشابوری باشی که آمارتو هم من دارم هم همه . پس اینقدر بلوف نزن .


    پاسخ دادن

  • ندا

    تاریخ : ۱۰ - مرداد - ۱۳۹۴

    یادم میاد آقای سلیمان زاده چهار سال پیش تو کلاسهاش می گفت که بالاخره موجی از نوشته های انتقادی باب میشه که خیلی از چیزا رو تغییر می ده. حالا می فهمم چی میگه


    پاسخ دادن

  • شهاب

    تاریخ : ۱۰ - مرداد - ۱۳۹۴

    برای تنویر افکار..
    ۱٫اینکه خودمان را همه بدانیم نشان از هیچی ماست..تاتر هنریست برای تماشاچی..پس در درجه اول اوست که تصمیم میگیرد چه تاتری بهتر است…اینکه نمایشی تولید کنیم و بعد با ۱۰۰ نفر تماشاچی خود را داعیه دار تاتر فاخر بدانیم توهینی است به شعور هزاران تن دیگر که حاضر نیستند نمایش مارا ببینند..شما در حلقه ناچیز اطرافتان گم شده اید وگمان میکنید که هرکه در این حلقه نیست فارغ از دنیای نمایش است..حال اینکه در حقیقت صاحبان اصلی تاتر شما و نمایشتان را نپسندیده اند و ۹۹ درصدی که نمایشهای دیگر را می پسندند را نادیده گرفته اید
    ۲٫این مشگل بسیار بزرگیست که شخصی تنها با ۲ سابقه کار نمایش کسانی با ۲۰ یا حتی بیشتر سابقه به صحنه بردن نمایش را افرادی لوده و گمراه در تاتر بخواند…شما در همین مدت کم تاتر و اهل آن را شناختید؟مگر جز این است که برای دیدن نمایش فاخرتان التماس تماشاچی را میکنید در حالی که سابقه بازدید ۱۶۰۰۰ تماشاچی از یک نمایش در دست یکی از همین کسانیست که از نظر شما تاتر بلد نیستند..استاد
    اینکه یک نفر بخاطر تنها یک بار حضور در جشنواره استانی اینقدر باد شود که احساس کند بر قله تاتر استان ایستاده و میتواند برای بقیه هنرمندانی که دست کم ۲برابر سن او کار تاتر کرده اند راه هنرمند بودن و شدن ترسیم کند مشگل بزرگیست که به وفور در بین تازه تاتریان دیده میشود..بسی تاسف…
    ۳٫٫جای تاسف بزرگیست که احساس کنیم اگر بقیه از چشم ما به دنیا نمی نگرند پس حتما در اشتباهند..


    پاسخ دادن

    • یه شهروند

      تاریخ : ۱۰ - مرداد - ۱۳۹۴

      لطفا از مخاطب برای بیان افکار خودتان مایه نروید!!! اینکه مهدکودکی ها و پیش دبستانی ها بشوند تماشاچی آثار شما و افتخار ۱۶۰۰۰ نفره شان را یدک بکشید جای بسی تاسف است!چون آن دیگر تئاتر نیست نمایش است،و مدیوم و تعرفش متفاوت!!!
      شعور مخاطب معنی خاص خود را دارد ،کار فاخر سطح شعور را بالا میبرد،بیننده تئاتر سالن را به عنوان جایی برای سرگرمی انتخاب نمیکند وگرنه میرود سینما به اصطلاح ۳الی ۵ بعدی خیلی مدرن تر و جذاب تر!!!!!!! بیننده تئاتر می آید کار خوب ببیند کار فاخر و درست،می آید لحظه ای فکر کند ،حس بگیرد و چیزی یاد بگیرد نه بخندد و ته آن بگوید که چی حیف پولم
      لطفا معیار تعیین سطح شعور مردم را در میزان تماشاچی ها نسنجید این میشود یک توهین بزرگ،سطح شعور مردم یعنی میزان رضایت آنها و هرآنچه یاد میگیرند،رسالت یک تئاتری یک سینماگر خنداندن مردم به هر قیمتی نیست این کار دلقک هاست ،رسالت تئاتری و سینماگر آگاهی رسانی و بالابردن سطح سواد و شعور مخاطب بدون دیکته در مدیوم تصویرست


      پاسخ دادن

  • محسن مسعودی فر....تاترجوان

    تاریخ : ۱۰ - مرداد - ۱۳۹۴

    درود…جناب بهزاد استاد بزرگ تاتر در عرض دوسال…لطفا حرمت نگه دار…بگذار ناگفته ها پنهان بماند…فقط یه خواهش لطفا خواهشا فقط یک نمایش توجه بفرمایید یک نمایش به اجرا عموم برسون تا مردم کارت ببینند …رفیق من مخالف کیفیت نمایشها نیستم اما زشت که ادعای تحصیلات داشته باشی و اخلاق صفر …قسمت دوم بیشتر کار کن مهمتر از چیپس وپفک دادا….


    پاسخ دادن

    • حمید سالاری

      تاریخ : ۱۱ - مرداد - ۱۳۹۴

      یک نمایش رو ایشون پاییز پارسال به اجرا رسوندن … کارشون رو بنده دیدم . خیلی ها دیدند . خب ؟


      پاسخ دادن

    • مجید کاکولی

      تاریخ : ۱۱ - مرداد - ۱۳۹۴

      یک نمایش رو که پارسال اجرا گذاشت تیم آقای آقاجانی … استقبال هم میتونم بگم ده برابر استقبال از نمایش های عادی و معمولی بود . متاسفانه مشکل شما اینه که کار لوده و مضحکه میکنید اما باز هم تماشاگر ندارین . متاسفم برای اخلاق و تحصیلاتت آقای مسعودی فر . سنگ زدن به بال پرندگان تو رو پرنده نمیکنه . سعی کن پرواز رو یاد بگیری .


      پاسخ دادن

    • سروری

      تاریخ : ۱۵ - مرداد - ۱۳۹۴

      اخلاق ؟!!!! خخخخخ ببین کی داره درس اخلاق می ده؟ خخخخخ محسن مسعودی فر…. دمت گرم محسن ، خیلی وقت بود نخندیده بودم. دمت گرم… تور و خدا بازم بگو بخندیم.هاهاهاها


      پاسخ دادن

  • شهرستانی

    تاریخ : ۱۰ - مرداد - ۱۳۹۴

    دوستان عزیز ح س ش و….
    اگر به صحبتهای بهزادخوب گوش کرده باشید(خونده باشید) از صمیم قلب!!!!!
    میبینید که بهزاد هم سعی دارد پیرو چاپلین باشد….
    مدتی به دلیل بی پولی و نیاز مبرم به پول دنبال کاری میگشتم…تا اینکه رسیدم به محلی که مردم صف کشیده بودند.انجا جایزه بزرگ گذاشته بودند برای کسی که بهترین تقلید از چارلی چاپلین را داشته باشد. منهم با خوشحالی شرکت کردم….ساعاتی در صف بودم تا نوبت به من رسید….و….ازمونم تمام شد.
    در لیست اسامی دنبال نام خودم گشتم…..چهلم شده بودم!!!
    (خاطره خلاصه شده از):
    سِر چارلز اسپنسر چاپلین ((به انگلیسی: Sir Charles Spencer Chaplin) زاده ۱۶ آوریل ۱۸۸۹ – درگذشته ۲۵ دسامبر ۱۹۷۷) یکی از مشهورترین بازیگران و کارگردانان و همچنین آهنگساز برجستهٔ هالیوود و برندهٔ جایزه اسکار است.
    چاپلین در زمینه های سینما و تئاتر ۷۷ سال (۱۸۹۹–۱۹۷۶) فعالیت کرد که شروع فعالیت های وی از سالن ویکتوریا انگلستان به عنوان پسربچه‌ای آغاز شد…
    منظور بهزار این نبود که کسی را بکوبد.توهین کند یابگوید من از همه بالاترم…اوهم مثل بچه های سرخس وفریمان وبیشتر شهرهای دیگه که اجراهای اینچنین دارند…حرفش اینه که نمایشهایی که فقط جهت خنده وسرگرمی دارند کمتر اجرابشه یا در محلی دیگر غیر از سالن تاتر….مثلا باشگاه ورزشی پارک ویا….باشه وبه اون تاتر نگویند و جنگ (jong)بخوانندش….
    یکی از مشکلاتی که اجرای جنگ دارد دور کردن مردم از تاتر واقعی است….تاترهایی که با بودن این جنگها کم کم از تماشاگرانش کم میشوند…وباید به گفته خود شما عزیزان تماشاگران را التماس کرد…
    تاحالا نمایشهای روی صحنه مشهد را دیده اید…..؟عاشقان و علاقه مندان تاتر در سالن اجرا هیچوقت باخودشان چیپس و پفک وتنقلات نمی اورند….
    بچه های من (۹و۱۱)ساله اند….هر چند وقت یکبار نمایشهای مشهدرا میبینند…یکبار و فقط یکبار به تماشای جنگ بردمشان.بیشتر از ۵دقیقه اول رانتوانستند تحمل کنند…..از سالن بیرون امدندوگفتند ما اومدیم تاتر نگاه کنیم نه چرت و پرت….بهزاد هم که {جشنواره نمایش کوتاه تربت۹۲از برترینهای نویسندگی.کارگردانی.طراحی صحنه بوده .امسال درجشنواره نمایش کوتاه رضوی تربت ۹۴یکی از کارها به نویسندگی اوست.یک کتاب هم داردوکلی متون….تحصیلاتش هم جای خود را دارد…..}جای خود رادارد…
    اینها را گفتم تا شاید متوجه شده باشید مردم هرچه را ببینند به همان عادت میکنند وذایقه شان انرا میطلبد….
    چندشب قبل از مشهد برایمان میهمان امد…سفره را تو حیاط پهن کردیم(جای ش خ)بچه های میهمانمون بعد از شام گفتند وااااای شهر شما چقدر ستاره داره…..
    تماشاگر وستاره هاکه یکی بوده وفرقی نکرده اند…ولی جای دیدن فرق کرده والودگی های هوا…..
    ستاره ها وقتی دیده میشن بیشتر میدرخشن……
    نیشابوری نیستم اما بچه های تاتر نیشابور دوستای منند….م.مسعودی- بناییان-روشن ضمیر-بهزاد- حسینی و…..
    به هر حال به بهزاد هم حق بدهید….فقط نکوبیدش….هرچی نیاشه اونم برای تاتر شهر شما زحمت کشیده و میکشه…فقط طرز فکرش فرق میکنه که من بهش حق میدم…..اخه این مشکل همه شهرستانیها ست…. سرخس فریمان نیشابور و…..
    ———————————————————————–باتشکر شهرستانی———————————————–


    پاسخ دادن

  • فرشته فارغ

    تاریخ : ۱۰ - مرداد - ۱۳۹۴

    شیوع این نوع تئاترا از تهران به شهرستانها درحال سرایت است.وچون اکثرمردم مطالعه ی نمایشنامه ندارند واینقدر غم تو دلشونه که به دنبال یه لحظه خندیدن وشاد بودن در فضای مجاز هستند.فضای مجاز!مشتاقانه بدیدن این نوع سیرکهامی شتابند.درسریالهای تلویزیون اینقدر شمالی حرف می زنند آنهم با لودگی که کم کم تموم ایرانیها لهجه شمالی پیدا کردند.!


    پاسخ دادن

  • مثلا تئاترنیشابور

    تاریخ : ۱۱ - مرداد - ۱۳۹۴

    دوستان،درد تئاترنیشابور پفیلاو…نیست درد فرهنگ وهنر نیشابورفضای تلخی است که سال ها همه را رنج داده ورانده است.
    درد ما پرواز کلاغان بی پروبالی است که آسمان این فرهنگ شهر را تیره می کنند واز قارقارشان چیزی جزخودخواهی برنمی آید…
    هم محمدرضایی عزیز حق داردبنالدکه امسال با تئاتر(سیبی که نصف نشد)همه را به تحسین واداشت ودرچندین شهر اجراهای خوبی داشت و هم بهزادعزیز که با «کسی این جانیست»طرحی نو درتئاتر نیشابور انداخت واکنون خراسان را به تعظیم واداشته است.
    بیایید یکی شویم وازداشته هامان برای همه بهره ببریم نه علیه هم…
    مطمئن باشید این فضای همدلی وهمزبانی ایجادشده درنیشابور ـ مطمئنم ـ دیگر تکرارنمی شود
    خوشا کسانی که فقط قدربدانند…
    به عنوان یک پیشکسوت شعر ازهمه می خواهم به فضایی که ایجادشده دامن نزنندمطمئنم دراتاق ساده ی رییس اداره ی فرهنگ وارشاد اسلامی نیشابور …
    بگذریم و بگذاریم …


    پاسخ دادن

  • جلال

    تاریخ : ۱۱ - مرداد - ۱۳۹۴

    آقای محمد رضایی شما و دوستانتان که سالیان سال است در تئاتر این شهر حضور دارید چه گلی به سر تیاتر زده اید برادر ؟


    پاسخ دادن

  • حمید سالاری

    تاریخ : ۱۱ - مرداد - ۱۳۹۴

    بعد از ده دوازده سال توی نیشابور یه تئاتر به معنی واقعی دیدم و اونم کار آقای آقاجانی بود . دمتون گرم . افتخار نیشابورید . بقیه هم توی همه این سال ها فقط حرف مفت بوده که زدن و فقط الکی سر و صدا کردن .


    پاسخ دادن

  • احسان اتابکی

    تاریخ : ۱۱ - مرداد - ۱۳۹۴

    سلام به همه…
    فکر نمیکنم کسی با نقد مشکلی داشته باشه اما نقدی که سازنده باشه و بتونه کمکی بکنه به تئاتر ، نقد همراه توهین و تخریب به اشخاص کاریست….. در ابتدا نکته ای که جالب بود این است که چطور کاری را که ندیده اند به نقد آن پرداخته اند !!!!!!!! جناب کاکلی عزیز شما برای کسی متاسف شدین که بیشترین سابقه و حضور و مقام های مختلف در جشنواره ها دارد ، چراتخریب ؟؟؟ کارنامه ی هرکسی مشخص است پس حرمت ها رو نگه دارین…. موفق باشید


    پاسخ دادن

  • مجید کاکولی

    تاریخ : ۱۱ - مرداد - ۱۳۹۴

    دوست عزیز از پوسترهای سخیف این نمایش ها میشه فهمید که قراره چه اتفاقی روی صحنه بیفته . کار سختی نیست . من برای کسی متاسف شدم که بیشترین سابقه حضور و مقام های مختلف چی رو داره دقیقا ؟ جشنواره های دست دوم ک سوم و چهارم . از بسیج گرفته تا معلولین ؟ شما به اینا میگین مقام ؟ ایشون با آقای آقاجانی توی جشنواره تربت حضور داشتند که هیچ افتخاری بدست نیاوردن و آقای آقاجانی درو کرون جشنواره رو . در جشنواره استانی هم که آقای آقاجانی دوباره درو کردند و باعث افتخار شدند ولی این آقا و دوستان دیگه توی بازبینی قبول نشد کارشون . از چی دفاع میکنین ؟ از کی ؟


    پاسخ دادن

  • کسرا کوثر

    تاریخ : ۱۱ - مرداد - ۱۳۹۴

    بهزاد آقاجانی رفت تئاتر خوند و برگشت اموخته هاشو آموزش داد . آموزش داد . بازیگر ساخت . توی تربت با شاگردای دبیرستانیش معجزه کرد . دوباره اموزش داد و آماده شد برای استانی و بعد بیست شش سال نیشابور اول شد در استان . کسایی که بر خلافش حرف میزنن یا از جمله بنوی و لحنشون معلومه که قصد تخریب دارن از نظر من که دانش آموخته سینما هستم و بقیه تیاتری ها باطل هست . ما بعد از سال ها تفاوت آدم دلسوز و با سواد رو با ادمای بی سواد و یاوه گو رو روی صحنه تئاتر فهمیدیم .


    پاسخ دادن

  • حامد

    تاریخ : ۱۱ - مرداد - ۱۳۹۴

    جناب آقاجانی صمن تبریک برای جسارت در متن فوق . بسیار سپاسگزارم که اینچنین بی پرده می تازید . قلمتان و کلامتان مانا .


    پاسخ دادن

  • احسان اتابکی

    تاریخ : ۱۱ - مرداد - ۱۳۹۴

    دوست خوبم من اشاره کردم توهین و تخریب نباشه در کار اما متاسفانه شما انگار…..
    شما به طور مثال از طراحی بنر و پوستر دردسرهای مرد مرده چی فهمیدی مثلا؟؟
    چرا اصرار به تخریب داری؟؟ موفقیت زمانی ارزش داره که با بند پ نباشه ….
    کاری پر از حرف و حدیث!!! از متن نمایش گرفته تا….
    به خصوص متن که هنوز شکایت جواد فرحبخشی از شما دست رئیس ارشاده
    خواهشا تخریب نکنید….


    پاسخ دادن

    • افسانه فتح آبادی

      تاریخ : ۱۱ - مرداد - ۱۳۹۴

      جناب آقاجانی افتخار تئاتر ما هستند . ماه گذشته میگفتن که میخوان برن از نیشابور و من فکر میکنم دلیلش ناملایمتی و بی سوادی اهالی اینجاست که همیشه هنرمندانش رو آزار داده . همه چهره های فرهنگی از نیشابور رفته اند به خاطر کوته فکری اهالی هنر اونجا . اما یک نگاه به مشهد بیاندازید . نگه داشته خکبانش را یا برگردانده . ایشان هم اگر بروند تیاتری نخواهیم داشت . خودمان میکنیم و لایقیم هر چیزی که سرمون میاد .


      پاسخ دادن

  • مجید کاکولی

    تاریخ : ۱۱ - مرداد - ۱۳۹۴

    گیرم که بند پ بوده … بند پ چطوری به دست میاد ؟ نه پدر آقای آقاجانی وزیر ف هنگ و ارشاد هستن و سیاسی هستن و نه روحانی یا کسی که صاحب قدرت باشه … موفقیت ایشون گیرم که با بند پ چطوری بدست اومده ؟ پول مثلا ؟ حرف یا مفت میزنین برای خودتان . حتما ایشان دانش و خلاقیت تیاتری دارند که مورد توجه قرار میگیرند . چرا دوستان شما بند پ ندارند ؟ چرا انقدر کوچکید که از موفقیت و پیشرفت تئاتر شهرتان غمگین میشوید و احساس سرخوردگی میکنید ؟ چرا نمی توانید تبریک بگویید و شاد باشید . همین آقای مسعودی فر اکلین کسی بود که به جناب آقاجانی پیام تبربک داد . حالا بماند که قبل از چقدر رفت مشهد و حراست و این ها تا مانع ورود کار به جشنواره شود . دو رویی موج میزند در تیاتر شهرستان . تیاتر استان خود میداند که با چه ادم هایی طرف است . هم اقای آقاجانی را میشناسد و هم شما را . اگر عیر از این بود قطعا برای مصاحبه به سمت شما می آمد نه ایشان.


    پاسخ دادن

  • مجید کاکولی

    تاریخ : ۱۱ - مرداد - ۱۳۹۴

    نکته بعوی دوست عزیز اینکه همین آقایانی که حال سنگشان را به سینه میزنید کسانی هستند که بیشترین تمایل به کار نکردن شما و امثال شما را دارند . دوستان لطف کردند اساس نامه ای تنظیم نمودند که از این پس کسانی امثال شما جناب اتابکی نتوانند کار و کارگردانی نمایند . به نظر شما این حق طبیعی شما نیست ؟ که از آن محروم شده اید . حواسمان باشد بدانیم سنگ چه کسی را به سینه میزنیم . دیگر عرضی ندارم . همه چیز خود روشن و عیان است .


    پاسخ دادن

  • محمد صادقی یونسی

    تاریخ : ۱۱ - مرداد - ۱۳۹۴

    بهزادجان: خداقوت+خدابه شما صبر دهد/
    ماهم اگر یادت باشد یکسال پیش همچین مشکلی داشتیم/
    http://mashhadtheater.ir/%D8%AD%DA%A9%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%86%D8%AC%D8%A7-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AF-%DA%A9%D9%87/
    ولی الان میفهمم مشکل اینجاست که هرکسی حق رابه خودش میدهد و حق هم دارد/
    ولی این حرف استاد محمدحسن زاده (تربت حیدریه)که همه جا و همه وقت یاور ما بچه های شهرستان بوده و هست رو برای همه شما تاتریهای نیشابور میذارم .
    ما که استفاده کردیم/

    با سلام به دوستان فریمانی
    بااحترام به نظرات همه دوستان، لطفابجای اینکه مشکل روبا گفتگووبدوراز منیت و درفضایی هنرمندانه حل کنید به جان هم نیفتیدکه فقط دیگران از آن سواستفاده می کنند.
    همه ی ما سربازان تئاتریم و به حرمت تئاتر خوددارباشیم ورفاقت راجایگزین حسادت و خودبزرگ بینی نکنیم .
    به نام شهرتان افتخارکنیدو تمام تلاشتان سرافرازی هنرمظلوم ومظلوم و مظلوم تئاتر باشد.
    خدابه همه ی ما صبرهنرمندانه عطانماید.(محمدحسن زاده)
    .
    چندسال پیش استاد عرب امیری چند برگه شیوه نامه شورای نظارت را به بچه های شورای نظارت فریمان دادند که البته الان من از دردسترس بودن توسط شورای نظارت کنونی شهرستانها بی اطلاعم ولی دران به گونه ای با نمایشهایی که تاتر واقعی را زیرسوال میبرد مخالفت شده بود.(جناب استاداشکذری لطفا این شیوه نامه را در صورت امکان در این سایت نمایش دهید.)
    .
    یادمان باشد
    تامسوولین تاتر استان دادرس مانباشند انچه به جایی نرسد فریاد ما مظلومین تاتر است .
    من همه این مطالب مشهدتاتر را میخوانم اما تنها کسانی که دیدگاه نمیگذارند مسوولین مـــــــــــحـــــــــتـــــــــرم تاترند.!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!سپاس


    پاسخ دادن

  • آرش

    تاریخ : ۱۱ - مرداد - ۱۳۹۴

    کارنامه کسایی که پشتیبان جناب آقاجانی هستند رو بزارید در کنار کارنامه رفقای مخالف . جناب اقای کریمی و لطف آبادی و گنجی و محمود عطار … کافیه ؟ بگذارید در کنار کارنامه ممد رضایی و جهان تیغ و مسعودی و … واقعا درست گفتن که چیزی که عیانه چه حاجت به بیانه …. همیشه بدرخشید آقای اقاجانی .


    پاسخ دادن

  • حميد

    تاریخ : ۱۱ - مرداد - ۱۳۹۴

    من!
    آیا اگه اون موقع تئاتر فرنگی بود کمال الملک می رفت تئاتری بشه؟
    چرا من می گم عمرا ، نمی رفت!
    هنر در ایران همواره سلوک فردی عارفانه در جهت انتشار آگاهی های فراتر بوده است، در محمل زیبایی!
    جایی که جلوه گری و طنازی و نمایش گری به اوج می رسیده ، هنرمند از امضای اثر اجتناب می کرده
    خوب که چی؟
    تئاتر یک تعارض ریز فرهنگی با مردم ما دارد، جلوه گری اش زیاده از حوصله ی مردم است.
    نمی خوان این همه خود نمایی و تزویر و فریب رو، دوست ندارند
    اصلن نه اینکه جدن بدشون بیاد، مسخره ات می کنن ، با این ژستی که می گیری!
    هنرمند تئاتر رو ایرانی می خوان
    هنرمند ایرانی تئاتر روی استیج نمایش می دهد. توی زنزگی هرگز نه!
    شو آف هالیوودی ندارد
    اگر یه کم آدم باشیم شاید بتونم کمال الملک رو راضی کنم بیاد تئاتر بسازه.


    پاسخ دادن

  • حميد

    تاریخ : ۱۱ - مرداد - ۱۳۹۴

    هنریا همواره یه کار تازه می کنند
    یعنی نو به نو حرفی برای گفتن دارند
    در وجودشان زایش رخ می دهد
    چیزی که سخت أزار دهنده است تفکری دو جایگاهی و عقیم است که بسیار بیشتر از هر کجای این جهان در تئاتر خراسان موج می دند که از آن انتظار زایش می رود
    زایش نرینه و مادینه می خواهد، رد خور هم ندارد
    اما ما ها یا دنبای این یکی هستیم ، یا دنبال اون یکی، خوب بایکی هم به جایی نمی رسیم،
    مثال؛
    سوال این است که ما می خواهیم بدانیم تئاتر خندا آور خوب است یا تئاتر متفکر و غم انگیز؟
    یک عده ای اونطرفی می شن ، یک عده ای این طرفی
    این می شه دو جایگاهی و خوب عقیم بودن ، عقیم موندن و عدم زایش یا مرگ خلاقیت
    می گن ماها در غم بهتر یاد می گیریم، در شادی چیزی به علم نزدیک نیست، بچه ی این دو تا چی می شن؟
    حرف نو و فکر تازه ای که هوا را خوب بکند ، نوزاد خلاقیت است، ننه ی اخمو و بابای سرخوش نیست،
    این جوک های خلاقانه مثال نغزی است که به ما کمک می کند ، فلن چیز با فلان ازدواج می کنند بچه شون می شه بهمان!
    اصولن هر ازدواجی یک بچه به همراه دارد، بچه ی انسان و خشم ، خشونت است
    بچه ی نیکو کاری و انسان، احترام است
    بچه ی تئاتر در پیت و تئاتر روشن فکری کاذب ، در صورت جذب مثبتیات و حذف منفیات ، قدم نو رسیده خواهد بود،
    غم هایی که از لانگ شات چیز هایی برای خندیدن و تسکین دارند، مثلن یک گریز خلاقانه از والدین بد شاید اینطوری باشد،


    پاسخ دادن

  • محمود ع

    تاریخ : ۱۱ - مرداد - ۱۳۹۴

    بهزاد عزیز
    فرزند خلف تئاتر نیشابور
    همیشه سبز بمانی پسرم … به امید اجرای بعدی تو در خارج از کشور . توصیه ام به تو این است که نمان و برو.شبیه لنگری در ساحل دریا سال ها تکان نخورده در گل خواهی ماند .پس نمان و برو. آرزوی من دیدن تو روی بلند ترین قله هاست . از همان روزی که دیدمت دلم با تو و گروهت بود . همیشه سبز بمانی پسرم.


    پاسخ دادن

  • بکتاش

    تاریخ : ۱۲ - مرداد - ۱۳۹۴

    اونی که بعد از(به قول خودش) ۲۰ و چند سال تئاتر کارش اینه و تولید تئاترش هم این ، اون آدم عقب مونده ی ذهنیه که این همه سال در جا زده. و اونی که بعد از ۴ سال درس و مطالعه و پی بردن به تئاتر علمی و سبک های روز جهان میشه بهزاد آقاجانی ، بهش میگن ” نابغه” . حالا هی بهش بگین تازه وارد. بله همین تازه وارد با عقد قرادادهای در خور و توجه کتابش رو ازش می خرن و به چاپ دوم می رسه ، در مشهد ازش دعوت به کار میشه ، برای رادیو فارس می نویسه و هرجایی هم که کار می کنه (حداقل در استان) بقیه می دونن که باید رو دومی و سومی حساب کنن. از دل کلاس هاش شاگردانی رو تربیت می کنه که مطرح استان می شن ، با همین چند صباح اومدنش به نیشابور دوست دارانی داره که به سرش قسم می خورن. شماها چی . بعد از ۱۰ سال کار کردن هنوز برای بازیگر اطلاعیه می چسبونن به در و دیوار که بازیگر می خوایم. و ته کارتون بزبزقندیه و تنبون و سوزش و … و مهمترین آکسسوار صحنه تون ” آفتابه” . خوب اگه آدم بودین و سالی دو نفر رو جذب خودتون می کردین حالا نمی شدین این . تئاتر مطالعه می خواد نه … …با …. توی دخمه.آقای (م ر).امیدوارم گرفته باشی. و اگه از این به بعد جیک بزنی همه چی کف دست مسؤولین خواهد بود.آقای بزبزقندی ساز


    پاسخ دادن

  • محمدرضایی

    تاریخ : ۱۲ - مرداد - ۱۳۹۴

    لطفا دوستانی که مطلب میزارن رزومه نمیخواد بزارن از خودشون ،البته اگه دارن!! فقط اسم و فامیل واقعی خودشون رو بنویسند ببینیم کی هستن که انقدر دغدغه تاتر این شهر رودارن ! حداقل بشناسیم . آدمی که حرفش حق باشه و مستند که نباید بترسه . با نامهای جعلی همه رو نقد کردن راحته و دروغ گفتن راحتتر


    پاسخ دادن

    • یه شهروند

      تاریخ : ۱۴ - مرداد - ۱۳۹۴

      مگه کسی واسه نظر گذاشتن شما بندو تبصره داد که شما واسه بقیه حدو مرز تعیین میکنید؟؟؟اینجا یه مکان عمومی و مدیر داره همونطور که شما اجازه دارید هرچی به فکرتون میرسه بنویسید بقیه هم اجازه دارند ،در ضمن کسی از نوشتن اسمش نمیترسه (قطعا اگه لازم میدونستم مینوشتم)،چرا که من اگه اسمم بذارم شما نمیشناسیدم!!!اونوقت باز متهمم میکنید به دروغ گویی چون شما تصور میکنید هرکی تو این صفحه نظر میذاره حتما از دور و وریاست ،مگه تئاتر شمارو فقط دوستان و درو همسایه هاتون میبینن که تعمیمش میدین به همه مکان ها و فکر میکنید اینجاهم فقط آشناها میان؟
      اسم نذاشتم چون از جانب همین قشری که اسمشونو به عنوان اسم مستعار انتخاب کردم نظر دادم،نظر شخصی ندادم هرچی گفتم رو استناد بودو دلیل،نگران نباشید من رقیب شما نیستم ،ولی در تعجبم از شمایی که روی تک تک بلیطای این مردم حساب میکنید اما دلتون نمیخواد دغدغشون تئاتر باشه!!!!!!!!!!؟


      پاسخ دادن

  • آرمان حسینی

    تاریخ : ۱۳ - مرداد - ۱۳۹۴

    بهترین تئاتری که در پی سالهای متوالی دیدم ، بدون شک میتونم بگم متعلق به جناب آقا جانی عزیز و گروهش هستش !
    بقیه تئاتر های دیگه ای که در سطح شهر اجرا میشد ، میتونم بگم بجز لوده بازی و زیر سوال بردن چیزه دیگه ای نبود !!!
    افرادی در سطح شهر وجود دارن که از دیرینه مشغول به کار تئاتر هستن و تا الان نتونستند هیچ گلی به سره خود و بقیه بزنن ؛ اما جناب آقاجانی با حضور کوتاهی که داشتند ، با کارگردانی فوق العادشون تونستند منتخب چندین جشنواره تئاتر بشن و رنگ و بوی اصلی یک تئاتر واقعی رو دوباره به شهر بازگردونن .
    درون بعضی نظرات دیده بودم که اکثر افراد به جناب آقاجانی توهین کردن !!! اول اینکه بنده باید به اونا یادآور بشم که جناب آقاجانی دارای تحصیلات عالیه هستند و با تحصیلات به این مقطع رسیدن . دوم اینکه ایشون چندین کار رو به اجرا بردن و کارنامشون تا اینجا درخشان بوده و بیشتر خواهد شد !

    به امید موفقییت های بیشتر برای جناب آقاجانی عزیز و گروهشون…


    پاسخ دادن

  • کمیل

    تاریخ : ۱۴ - مرداد - ۱۳۹۴

    وقتی که اعضای شورای نظارت دست اندر کار لودگی به اصطلاح تئاتری باشند مجبوریم از برگشتن به جایگاه دو دهه پیش تئاتر نیشابور خوشحال باشیم…
    وقتی که مردم برای تئاتر دایورت سر و دست میشکنند و در “کسی اینجا نیست” و “او” و “برلین” کسی نیست…


    پاسخ دادن

  • سروری

    تاریخ : ۱۵ - مرداد - ۱۳۹۴

    آقا جون چرا گیر می دین به این بنده خدای شورای نظارتی… خب این بدبخت کارش همین جنگ و چنگولک بازیه دیگه . مگه رو ماشینشو ندیدین. شیشه ی عقب و پنجره ها و کاپوت و صندوق و همه ماشی تبلیغ راه انداختن جنگ هاشه. مجری گری – تقلید صدا – ژانگولر – تردستی و شعبده بازی . آب حوض خالی میکنیم .


    پاسخ دادن

  • سجادصاحبی

    تاریخ : ۱۵ - مرداد - ۱۳۹۴

    تاتر نیشابور سالهاست که به این روز افتاده.. . ما هنوز چیزای قشنگشو ندیدیم. در رابطه با نقدهایی که گفته شد من کاملا موافقم فقط یک جمله توهین امیز بکاربردی بهزادعزیز که ایرادنداره! (اینکه کار فلان شخص دبیر شورا) ذره بین فقط باید روی کارگردان اثر باشه! حالا اگه کسی به اشتباه بزرگترین غلط هنری رو میکنه و درکار آدمایی بازی میکنه که نباید این دیگه پیش میاد! من با ۹۰درصد حرفات موافقم! من ۱۴ساله تاتر کارمیکنم اگه بعضی دوستان ناراحت نمیشن!؟ اکثر اینا رو میشناسم! آدمایی که برای منافع شخصیشون هرکاری میکنن ! آدمایی که ادعا میکنن ! آدمایی که کارشناسی میکنن کی میتونه کارکنه و کی نمیتونه! همونایی که جلو روم دوست فابریک منن و پشت سرم دشمن ! من نمیدونم مواردی رو که توی طومارشون نوشتن کدومشون دارن!؟ بیاین نشون بدین ماهم بدونیم! اونیکه همه جا میگه رزومه نشون بدین مستند!! خودش چی داره!؟ یا بقیه شون! وقتی ما شخصی مثل آقای عطار و بقیه بزرگان رو نداریم کارشناسا و نظارتمون میشن اینا!! من حرفم با اونایی که طومار نوشتن! شماها که ادعا دارید کار بلدید و کارشناس! چرا باید با اومدن یه نفر جایگاهتون رو در خطر ببینید؟! شما که ادعا میکنید رقیب ندارید پس چرا کار خودتونو نمیکنید و سنگ میندازید جلو راه بقیه!؟ شما هیچی نیستید! حداقل به من ثابت شد! یا اونایی که از یه کار طنز (همون لوده بازی خودمون) پول به جیب میزنن و وقتی میخان پول بازیگر رو بدن دیگه جونشون میخاد دراد! و ازونطرف برای تایید کار یه بنده خدایی ازش پول میگیرن تا کارشو تاییدکنن! واقعا مایه تاسفه این چیزا! انقد حرف هست که یکماه فقط باید بنویسم! اینها اومدن توی اداره داد و بیداد که نمتونستن ببینن یه نفر داره کارمیکنه ! حداقل انقد تدبیر هست که فقط ۵ماه روی متن کارکردم! ضعف خودشون رو نشون دادن! بازم یکی بیاد حرف بزنه که چارتا چیز بارش باشه آدم دلش نمیسوزه نه اینکه کسیکه کارش رو صحنه بردن گوساله و گاو و خرگوشه! جمع کنین خودتونو ! من که فاتحه این تاتر رو خوندم شماها هم بخونین! وقتی جایی که آناناس نباشه چغندر و پیاز و شلغم میشه میوه!! حرف زیاد مونده و نقد خیلیا که اسمشون نیومد! ولی بوقتش! گذر زمان بیانگر خیلی چیزها خواهد بود..!


    پاسخ دادن

  • حسین لطف آبادی

    تاریخ : ۲۵ - مرداد - ۱۳۹۴

    سلام و احترام. در اظهارات خوانندگان مطلب آقای بهزاد آقاجانی، فردی به نام محمدرضایی چنین نوشته : « حافظه شما یاری نمیکند که شورای نظارت بر نمایش قبل نمایش از جیغ اباد تا یونیورسیتی را همزمان با جشنواره تاتر استانی مجوز داد و تمام استان خراسان شاهد اجرای این نمایش تماما فحش توهین و مزخرف بودند .» البته که آقای آقاجانی حافظه شان یاری نمیکند، چون نبودند و ندیدند. اما چطور شما که دیدید نمایش را حافظه تان یاری نمیدهد که این نمایش در دانشگاه آزاد اسلامی و برای دانشجویان آن دانشگاه اجرا شده بود و طبق ضوابط نیازی به احذ مجوز از شورای نظارت ندارد. می توانید از اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی سؤال کنید تا توجیه کامل بشوید. و شاید به مصداق اینکه «دروغگو کم حافظه است » شما مبتلا شده اید. و یا اظهار داشتند : « یادت نرفته که شورای قبل نمایش قبلی شما را چنان ضعیف و مزخرف پنداشته بود که نه جواب رد و نه تایید داده بود . و فقط گفته بود این بار نادیده میگیرد». لطفاً بفرمایید مطلب از چه کسی نقل شده است. زیرا دروغی فاحش و ادعایی کذب است.
    آقای محترم ، لطفا به جای فرافکنی ها و نشر اکاذیب ، بروید و به مشکلات خودتان برسید که دامنگیر تئاتر شهرستان و استان شده است.


    پاسخ دادن

  • محمد رضایی

    تاریخ : ۳۱ - خرداد - ۱۳۹۵

    جناب استاد لطف ابادی پس خبر ندارید , نمایش جیغ اباد به مدت ده شب همزمان با برگزاری جشنواره تاتر استان در فرهنگسرای سیمرغ اجرا شد , تمام استان شاهد بودند , فیلم و پوستر و بنر و عکس اجرای فوق امادست و گویا , اگر شما به عنوان عضو شورای نظارت وقت از این اجرا در فرهنگسرا اطلاعی ندارید که چشمتان روشن


    پاسخ دادن

  • تاج مهر

    تاریخ : ۲۶ - تیر - ۱۳۹۵

    ارادت دارم خدمت تمامی عزیزان

    امیدوارم بجای جنگ وجدل به هم احترام بگذاریم ودست به دست هم بدهیم واوضا رو درست کنیم

    درغیر این صورت اول ابروی شهرمان و دوم ابروی خودمان رو ازین بردیم

    موفق وپیروز باشید عزیزان دل


    پاسخ دادن

ارسال دیدگاه

تبلیغات