برگزیده

تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۷/۱۴ - ۲۰:۱۹

خانواده‌ای نه چندان محترم

نگاهی محتوایی به تئاتر «خانواده محترم اردکانی» به کارگردانی امیر بشیری مجتبی محمودی- فعال فرهنگی: “خانواده محترم اردکانی” نه‌چندان محترم است و نه‌ساختار محکم یک خانواده اصیل ایرانی را دارد، باوجود اینکه از دور منظره زیبایی دارد و خوش‌پرستیژ است. به گزارش خبرگزاری فارس، “خانواده محترم اردکانی” نه‌چندان محترم است و نه‌ساختار محکم یک خانواده […]

خانواده‌ای نه چندان محترم
نگاهی محتوایی به تئاتر «خانواده محترم اردکانی» به کارگردانی امیر بشیری

مجتبی محمودی- فعال فرهنگی: “خانواده محترم اردکانی” نه‌چندان محترم است و نه‌ساختار محکم یک خانواده اصیل ایرانی را دارد، باوجود اینکه از دور منظره زیبایی دارد و خوش‌پرستیژ است.

به گزارش خبرگزاری فارس، “خانواده محترم اردکانی” نه‌چندان محترم است و نه‌ساختار محکم یک خانواده اصیل ایرانی را دارد، باوجود اینکه از دور منظره زیبایی دارد و خوش‌پرستیژ است، اما وقتی از نزدیک درون آن به‌نمایش در می‌آید شاهد طوفان و تلاطم‌هایی هستیم که این روزها گریبانگیر خانه بسیاری از ما شده و حالا در تئاتر شهر مشهد در بوستان ملت، هنرمندانه روایت می‌شود.

خانواده محترم اردکانی نه خیلی دور است نه خیلی نزدیک! واقعی و قابل باور است و انگار برشی از زندگی این روزهای بسیاری از پدر و مادرانی را نشان می‌دهد که انتظار دارند فرزندانشان از روی آرزوهای آن‌ها شبیه‌سازی شوند و هم‌شکل و شمایل سفارش و شعارهای آنان قد بکشند، اما واقعیت چیز دیگری است!

واقعیت شاید این باشد که گاهی والدین آنقدر غرق عرق ریختن زیر بار زندگی و کار خودشان می‌شوند و فقط بایدها و نبایدها را تحویل بچه‌ها می‌دهند که عشق در خانواده کیمیا می‌شود و نخستین خواستگار حُکم رهایی از بند خانه را برای دختر تشنه محبت می‌یابد و پسر خانواده نیز درگیر و دار تعارض نقش خودش ناچار به‌تمارض و خودزنی می‌شود.

خانواده محترم اردکانی زیر پوست خیلی دیگر از خانواده‌های اردکانی جامعه را بدون روتوش! رونمایی و عیان می‌کند، در حالی که مراقب است طعم صداقتش کام مخاطب را تلخ نکند و بلکه برعکس بارها و بارها گل لبخند بر لب‌ها مهمان شود.

نقد پنهان بروکراسی خشک و کارمندپروری بی‌روح در قالب مادر کارمندی که کازیوهای اداره‌اش را بیش از علایق فرزندانش می‌شناسد و نیز تلنگر به‌پدری که فرزندانش را مشابه شاگردان کلاسش نمره می‌دهد! در این نمایش با ظرافت گنجانده شده تا تماشاچی بنا بر ظرفیت و سن و سال و شرایط خودش در زندگی قابلیت یکی شدن و همذات‌پنداری با یکی از چهره‌های این قصه را داشته و به‌راحتی خودش را در آیینه آنها پیدا کند به‌خصوص اینکه جوان یاغی داستان(فریدون) فراتر از تیپ به‌شخصیت و هویت رسیده و چالش‌های طنزآمیزش با خانواده جدی است تا همراه با تبسم، نَفَس‌ها در سینه حبس شود و عقربه‌های ساعت‌ متوقف بمانند!

گودبای پارتی ساده پسر خانواده محترم اردکانی در آستانه سربازی نمایش آتشفشان بغض‌ فروخورده خیلی از جوانان امروز است که با عشق‌های امروزی مانند فیلم و سینما می‌خواهند زندگی را بازی کنند و جوان داستان ما آرتیست نقش رضا موتوری شده است!

دختر خانواده البته قدری منفعل است و شاید متنفر از جنس مخالف! به‌طوری که سرانجام خانواده محترم اردکانی! به‌شیوه معمول و متعارف با بادا بادا مبارک کلیشه‌ای به‌پایان نمی‌رسد و بلکه در هاله‌ای از بیم و امید تعامل، مخاطب را به‌تامل در زندگی خودش دعوت می‌کند.

.. و اما در روزهایی که نمی‌توان با خانواده به‌خصوص فرزندان به‌استادیوم رفت و فوتبال بدون توهین و ناسزا تماشا کرد و حتی خیلی از فیلم‌های سینمایی و گاهی تلویزیونی را دورهمی بیننده بود، خانواده محترم اردکانی نمایشی خانوادگی است به‌نویسندگی محمد چرمشیر و کارگردانی امیربشیری که می‌شود به‌سلامت دید و از آن لذت برد.


برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.


دسته بندی : برگزیده , تازه ترین ها , نقد
ارسال دیدگاه