برگزیده

تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۲/۱۰ - ۱۸:۰۵

حضوری بر تولدت، امیر…

مشهدتئاتر- محمد اسدی نژاد: نگاهی به زندگی هنرمند پیشکسوت تئاتر مشهد، «امیر نخاولی» یادمان باشد که صحنه های زیبای امروز نمایش حاصل سوختن بال هـای نسلی ست که به آسانی کار نمایش نکردند. از جان و دل مایه گذاشتند و با کمترین امکانات صحنه هـا آفریدند تا فرهنگ و هنر کشور را تناور تحویل نسل […]

حضوری بر تولدت، امیر…

مشهدتئاتر- محمد اسدی نژاد: نگاهی به زندگی هنرمند پیشکسوت تئاتر مشهد، «امیر نخاولی»

یادمان باشد که صحنه های زیبای امروز نمایش حاصل سوختن بال هـای نسلی ست که به آسانی کار نمایش نکردند. از جان و دل مایه گذاشتند و با کمترین امکانات صحنه هـا آفریدند تا فرهنگ و هنر کشور را تناور تحویل نسل امروز دهند. دهم اردیبهشت به خود می بالد که نام یکی از استوار مردان عالم هنر خراسان را در خود جای داده است.

دهم اردیبهشت ۱۳۳۱ پا به عرصه گیتی نهاد. شهرت وی « امیر» لیک نامِ شناسنامه ای او علیرضا است.

باری، امروزه امیر نخاولی از هنرمندان سرشناس خطّه پهناور خراسان است که جایگاهش بر تارُک ادبیات و تئاتر خراسان بر کسی پوشیده نیست امّا بقول مولانا: خوشتر آنست که سر دلبران* گفته آید در حدیث دیگران


دکتر محمّد علی لطفی مقدم:

مردی که نقل اوست به هر بزم و محفلی

آزاده ای کـریـم منـش ، بـا صفـا دلـی

اردیبهشـت ماه به دنیـا گشـود چشـم

تندیس عشق و بهر « امیـر نخاولی»


 

داوودِ کیانیان: او شاعر است، شعرش شاعرانه است، قصه هایش به شعر می ماند، تئاتر هایش رنگ و بوی شعر دارند، شاعری متعهد به آرمانهای اجتماعی که هیچ شعر و قصه و نمایشنامه اش را خالی از این دغدغه نمی یابی. زندگی اش نیز شاعرانه است، رنجش نیز. چنان که خانواده اش. او با شعر زندگی می کند. شعری که عشق و انسانیت از آن می تراود. او را از زمانی که شعری نمی گفت، قصه ای ننوشته بود، نمایشی به اجرا نگذاشته بود، می شناسم. او همیشه برای من و دیگرانی که او را می شناسند، یک شعر بوده است، اگر شعر را از « امیر نخاولی» بگیری چیزی از ش نمی ماند. شاید هم به جای شعر باید از واژه ی « عشق » استفاده کرد. تولد او تولد یک عشق است. پس تولدش مبارک. این همان چیزیست که ما هرچه قدر داشته باشیم بازکم است.

 

رضا صابری: به مقدار زیادی که حافظه ی تاریخی ام اجازه می دهد امیر نخاولی از همان آغاز دنیای رنج آور فکر و فرهنگ ، درس و تدریس و علم آموزی را برگزید و در این مسیر پر تلاطم فراز و فرود های بی شماری را تجربه کرد . گاه تلخ و غم انگیز به سایه رانده شد و گاه در روشنای زندگی فرصت یافت به دنیا لبخندی نشان بدهد.

تولد امیر نخاولی مرد دوست داشتنی ، عزیز و بزرگ و فراموش نشدنی مبارک سایه اش مستدام و دوستی و رفاقتش ماندگار و حضورش گرما بخش جمع دوستان.


 

دوران دبستان را در مدرسه تدین، دبیرستان را در هدایت و دانشگاه را در دانشگاهِ فردوسی مشهد گذراند و با مدرک لیسانس فارغ التحصیل شد.  نخستین استاد هنری وی شهید آستانه پرست بود که مناظره را به او آموخت و از همان دوران دبستان به نوشتن  و اجرای نمایش های کودکانه پرداخت. رفته رفته علاقه او به نمایش شدت پیدا کرد و با هنرمندانی چون رضا صابری، فیروز صباغی، محمد باغبان( خواننده)، زنده یاد امیر قویدل، احمد حلوی، محمد تقی نژاد و جمعی دیگر محشور شد و در سالن های شیرو خورشید، نیرو هوایی، شیرخوارگاه، دبیرستان فروغ و دبیرستان هدایت به اجرای نمایش های متداول آنزمان پرداخت. او علاوه بر کار نمایش به سرودن شعر و نوشتن مطالب ادبی و انتقادی با روزنامه آفتاب شرق همراه شد و در صحفه ادبی آن روزنامه قلم زد.

در بدو ورود به دانشگاه نخستین کار نمایشی اش در دانشگاه را تحت عنوان نابغه ای از دودِمان آریارمنا نوشه کورس سلحشور به لطف داریوش ارجمند در تالار رازی اجرا نمود و در همانجا با هنرمند بوشهری ایرج صغیری رفاقت نمود. سپس میراث نوشته بهرام بیضایی را در تالار دانشکده ادبیات به نمایش در آورد. چوب زیرِ بغل بهمن فرسی و تفنگهای ننه کارار از برتولت برشت از کارهای بعدی وی بود. او در سال ۱۳۵۱ دکتر فاوست را به اقتباس از گوته نوشت و برای جشن توس کاوه آهنگر را تألیف نمود.

در سال ۱۳۵۲ سینمای تجربی دانشگاه نخستین گام هایش را در جهت فیلم سازی برمیداشت که او در فیلم سوگ به کارگردانی هوشنگ یونسی بازی کرد و پیش از آن ارتباط مدام و کارهـای مقدماتی را با دوستانی همچون حسین باغیاری، مهرداد تدین، علی معصوم دوست و علی حریری پی جویی و به پایان رساند. دو سال بعد به دانشسرای راهنمایی تحصیلی راه یافت و به دعوت استادش آقای رحمت الله ابریشمی – نمایشنامه نویسی برای رادیو را آغاز کرد که امروزه از قدیمی ترین نویسندگان رادیو خراسان محسوب می شود. به همیاری همین استاد فرهیخته کتاب بزرگداشت « بزرگان علم و ادب » ایران را به رشته تحریر در آورد. اما شعر و قصه نویسی دو زمینۀ دیگری بودند که هرگز از آنها دل برنکند که می توان از آثار قصه نویسی او  به قصه « کوچه درختی» که در فصلنامه بینالود بچاپ رسیده است، اشاره کرد.

امیر نخاولی با همۀ فاصله ها از عالم نمایش، زیر ذره بین بودن هایش در عرصه هنر همچنان ارادت و مهروزی و دوستی متقابلش با داوود و رضا کیانیان، داریوش ارجمند، رضا صابری و سایر دوستانِ هنرمندش باقی ست.

او در سالهایاخیر سه بخش شاهنامه فردوسی را به شعر ساده و فولکور سروده است و بیشتر از ده دفتر شعر و چندین قصه چاپ نشده دارد.


 

«مشهد تئاتر» نیز زادروز این هنرمند قدیمی و فرهیخته هنر نمایش و ادبیات خراسان را تبریک گفته و برایش سلامتی بهمراه طول عمر را آرزو دارد.


برچسب ها :
دسته بندی : تازه ترین ها , گزارش
ارسال دیدگاه

تبلیغات