شما اینجا هستید: پایگاه تخصصی اطلاع رسانی مشهد تئاتر »» تازه ترین ها »» گزارش »» حرفه‌‌ای‌های نوپا
کد خبر: 47045

تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۱۰/۰۴ - ۱۳:۴۶

حرفه‌‌ای‌های نوپا

ابهام‌ها و پرسش‌های یک مدرس تئاتر از قطع همکاری‌اش با کانون تئاتر دانشگاه فردوسی مشهد

مشهدتئاتر-  فتانا عابدینی: شاید هنر یکی از ویژگی‌ها و صفات بارز خداوندی باشد که در وجود انسان به یادگار از آن عهد الست باقی مانده‌است. هنر جلوه‌ای عالی و پدیده‌ای سرشار از راز در وجود نوع بشر است. نمایش به عنوان یکی از مهم‌ترین انواع هنر همواره و از همان ابتدای تاریخ مورد توجه جامعه بشری بوده ‌است. این هنر مهم به‌ دلیل شاخصه اصلی‌اش یعنی ارتباط بی‌واسطه اهل آن با مخاطبان جایگاه ویژه‌ای دارد. بازیگران، کارگردان، نویسنده، باقی اعضا و اجزای صحنه می‌کوشند تا در طول یک زمان کوتاه از فاصله چند متری مخاطب را چنان جذب خود کنند تا آن‌ها خود را جزئی از آن مجموعه بپندارند. از این‌رو اهالی این هنر برخلاف دیگر هنرها به ‌صورت مستقیم با مخاطبان در ارتباط هستند و در همان لحظه اول ممکن است ماه‌ها تلاش‌شان با بی‌میلی مخاطبان روبه‌رو شود.
شاید بارها برای هر کدام از ما پیش آمده‌ باشد که برای دیدن نمایش و تئاتری رفته و بسیار سرخورده و پشیمان از دیدن آن بازگشته باشیم. برعکس شاید بارها شده باشد که برای دیدن یک تئاتر چندین بار به سالن نمایش سرزده باشیم. این همان قدرت هنر نمایش است. قدرتی که از سال‌ها تجربه و تمرین اعضای یک نمایش پدید می‌آید. موضوع زمانی جالب می‌شود که شما برای دیدن نمایشی رفته، از آن بسیار لذت ببرید و گمان کنید که با یک تیم با تجربه و حرفه‌ای روبه‌رو هستید؛ ولی بعدا متوجه شوید که تمام اعضای آن نمایش، حتی کارگردان آن تجربه اولشان بوده‌است. در هر کدام از جلوه‌های هنر، استعداد تنها یک فاکتور و شاخصه در موفقیت می‌تواند باشد. عواملی چون آموزش درست، تمرین، فضای مناسب برای رشد، تجربه کافی و مواردی از این قبیل شاید بسیار مهم‌تر از آن عامل اول یعنی استعداد باشند. زمانی که با یک گروه نو پا روبه‌رو می‌شویم که از قضا بسیار هم موفق ظاهر شده‌اند، به طور قطع عامل تجربه خط می‌خورد. این‌جاست که باید به‌سراغ بررسی عوامل دیگر برویم.
نمایش کمدی «از این آب ننوشید» نوشته وودی آلن و به کارگردانی الهه خواجه و با بازی امیر ندیمی، زهرا رمضانی پور، مژگان خمیس آبادی، مصطفی جلالی، محمد نجفی، هاجر رمضانی، ریحانه طالبی، کیمیا مکرم، افسانه عیدی و امیررضا سبزی و با سرپرسی امیر نجفی که از ۲۸آذر تا دوم دی ماه در آمفی تئاتر پردیس دانشگاه فردوسی برگذار شد نیز یکی از همان نمایش‌هایی بود که بعد از اتمامش مخاطبان هیچ گمانش را نمی‌بردند که این تئاتر، تجربه اول و نتیجه اولین دوره از آموزش‌های اعضای آن گروه باشد.
مشکلات و داستان کلی
کارگردان این تئاتر در مورد داستان کلی این‌گونه توضیح داد: این نمایش یکی از کارهای کمدی وودی آلن است که در مورد یک خانواده توریست آمریکایی است که در جریان یک سوء تفاهم با کمونیست‌ها درگیر شده و به سفارتخانه آمریکا پناه می‌برند.
این نمایش طنز با روایت «پدر درابلی» با ایفای نقش مصطفی جلالی شروع شد. از همان ابتدا دکور، اجزای صحنه، گریم‌ها و لباس‌های بازیگران بسیار حرفه‌ای نمود پیدا کرد. شاید این یکی از اولین عوامل موفقیت جذب مخاطب به نمایش است. داستان تماما در سفارتخانه آمریکا پیش می‌ر‌ود و در طول نمایش هیچ تغییری نمی‌کند. این عوض نشدن دکور در نمایش کار بازیگر را سخت می‌کند؛ زیرا صحنه و دکور که جزء جاذبه‌های بصری نمایش محسوب شده و باعث می‌شود مخاطب خسته و ملول نشود. البته این تهدید هم وجود دارد که فضا تکراری شده و نمایش ممکن است کاملا وظیفه خود را برعکس ایفا کند. اینجاست که بازیگر و باقی ارکان نمایش باید آن‌قدر قوی ایفای نقش کنند که مخاطب به هیچ وجه متوجه تکراری شدن دکور نشود. الهه خواجه در این باره گفت:چون نمایش یک کار دانشجویی بود، با محدودیت‌های دانشگاه روبه‌رو بودیم. ما یک سالن آمفی‌تئاتر داشتیم که سالن تئاتر نبود. برای اجرای دکور، انتخاب لباس و پخش موزیک بسیار دستمان بسته بود. باید دکوری می‌زدیم که به ما اجازه نصب کردنش را بدهند؛ ولی شاید مشکل اساسی نداشتن بودجه بود. اگر قرار بود این کار تمیز و حرفه‌ای ارائه شود، این بودجه ما را هر لحظه محدود می‌کرد.

 

با توجه به سخنان کارگردان این تئاتر و مشکلاتی که باعث می‌شد بازیگرن و عوامل دیگر به جای تمرکز بر روند بازی و داستان به عوامل پیرامونی توجه کنند، این نمایش به حق توانست در کل آن ۹ صحنه خود بدون کوچترین تغییری در اجزای اصلی دکور و تنها با بازی قوی بازیگرانش نه تنها باعث جذب آن‌ها شود بلکه گاه و بی‌گاه آن‌‌ها را به خنده وادار کند. شاید این جمله درست باشد که خنداندن جامعه ایرانی بسیار مشکل است. این نمایش با اینکه کاملا داستانی اروپایی و آمریکایی داشت، در هر صحنه بارها مخاطب را به قهقهه وا داشت. کمدی فاخری که بسیار تمیز و بدون کوچترین اشتباهی از سوی جمعی دانشجو نوپا در عرصه بازیگری تئاتر اجرا شد و به حق توانست مخاطب را از پایان یافتنش ناراحت کند. در پایان کارگردان این تئاتر و باقی اعضایش این نمایش را به استاد خود یعنی امیر نجفی تقدیم کردند.
حرف‌های استاد
امیر نجفی استاد کلاس‌های بازیگری و تئاتر کانون تئاتر دانشگاه فردوسی است که دیشب در پایان این نمایش اعلام کرد این آخرین کار و دوره آموزشی او در کانون تئاتر دانشگاه فردوسی است. نجفی بالغ بر ۱۷سال سابقه کار در عرصه هنر نمایش را داراست. وی دانش‌آموخته لیسانس رشته فیزیک و فوق لیسانس زلزله شناسی وادبیات نمایشی است. او سال‌ها تجربه و چندین کتاب در این عرصه دارد. نجفی با دعوت مدیریت فرهنگی دانشگاه فردوسی به تدریس در کارگاه‌های نمایش پرداخت. وی بالغ بر ۵۰۰ هنرجو را آموزش داد و با سرپرسی او یازده نمایش بلند ساخته و کارگردانی شد. هنرجوهایی که کاملا نوپا بوده و صفر تا صد کار را خودشان انجام می‌دادند. هنرجوهایش با چاپ یک مجموعه نمایش‌نامه دانشجویی به نام «سیاهه» و تقدیم آن به استادشان از او تقدیر کرده‌اند.
وی در مصاحبه با اتفاقیه درباره پایان یافتن کارش در کانون دانشگاه فردوسی این‌گونه توضیح داد: من مایل به پایان دادن کارم نبودم؛ ولی در حال حاضر هم از این امر ناراحت نیستم، بلکه دو تن از هنرجوهای قبلی من که حالا تحصیلات تکمیلی خود را در این رشته می‌گذارنند، در کانون تدریس می‌کنند. مسئله پایان کار من در این مجموعه برایم یک نکته مبهم است، باید بگویم که خواست بنده و دانشجویان نبوده‌است. این تصمیم مسئولان دانشگاه بوده و من نیز آن را پذیرفتم.
منبع: روزنامه اتفاقیه
0
دیدگاه کاربران

نظر آری - توهین نه

کل نظرات :1

  • سیروس سعیدیان

    تاریخ : ۵ - دی - ۱۳۹۵

    برای دانشگاه فردوسی متاسفم که مدرسی به کار آگاه را از دست میدهد ، امیر نجفی با رزومه خوبی که در دانشگاه و بیرون از دانشگاه دارد و تجربیات خوبش فرصتی بزرگ برای دانشگاه بود….فقط میشود گفت : متاسفم

    1+

    پاسخ دادن

ارسال دیدگاه