برگزیده

تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۱/۰۸ - ۱۶:۵۳

نگاهی به راه‌های حضورِ پررنگ‌ترِ جوانان در بدنه‌ی تآتر خراسان

جوانانِ تآترِ خراسان؛ پرسش‌گرانِ خاموش

مشهدتئاتر- آرش خیرآبادی: نمایش‌نامه‌نویس، منتقد و مدرسِ تآتر.

جوانانِ تآترِ خراسان؛ پرسش‌گرانِ خاموش

مشهدتئاتر- آرش خیرآبادی: نمایش‌نامه‌نویس، منتقد و مدرسِ تآتر.

 

 

باید بپذیریم که نسلِ پنج‌اُمِ تآترِ خراسان دارد واردِ گردونه می‌شود و نسل‌های قبل کم‌کم میدان را به آن‌ها واگذار می‌کنند. تکلیف روشن است: نسل‌های پیشین در حوزه‌های مدیریتی، آموزشی و نظارتی قرار گرفته و نسلِ تازه، بدنه‌ی اجرایی را فعال خواهد کرد. این نسلِ پنج‌اُم که متولدین دهه‌های شست و هفتاد به بعد هستند، نسلِ مطالبه‌محور و پرسش‌گری ست. اما هنوز به آن شکلی که باید و شاید، تریبونی برای ابرازِ عقیده ندارد و رسانه‌ای نیست که آرا و عقایدشان را منعکس کند. اما مهم‌تر از آن، بسترسازی‌های مناسب برای پیش‌رفتِ جوانان است. من در این یادداشت، برای رسیدن به این هدف، چند توصیه را برخواهم شمرد:

 ***

یک- صدای نسلِ جوانِ تآترِ خراسان را بشنویم:

شاید اولین کاری که باید بکنیم، برگزاری‌ی یک نشستِ هم‌اندیشی با نسلِ تازه‌ی تآتر است. برگزیده‌گانِ این نسل را می‌توان در یک گردهم‌آیی‌ی بزرگ جمع کرد و به حرفِ دلِ آن‌ها گوش داد. باید دید دغدغه‌های آن‌ها چیست و چرا ست؟ باید صدای‌شان را بشنویم و بعد ببینیم آیا توانسته‌ایم تا به حال دل‌شوره‌ها و اضطراب‌ها و نگرانی‌های‌شان را از میان ببریم؟ آیا مجموعه‌ای چون انجمنِ هنرهای نمایشی که مستقیم با این نسلِ تآتر در ارتباط است، توانسته خواسته‌های جوانان را برآورده کند؟

صدای‌شان را رسانه‌ای کنیم. روزنامه‌ها، مجلات، سایت‌ها، شبکه‌های اجتماعی و بسیاری دیگر از مجاری‌ی اطلاع‌رسانی، می‌توانند این فرصت و رخصت را در اختیارِ جوانان قرار دهند تا بدونِ هیچ رتوش و پرهیز و صلاح‌دیدی، خواسته‌های‌شان را فریاد بکشند و دغدغه‌های‌شان را ابراز کنند.

 ***

دو- مطالباتِ نسلِ جوان را پاسخ دهیم:

این که به نسلِ نوی تآترِ خراسان امکانِ ابرازِ عقیده‌ی صرف دهیم، کافی نیست. می‌بایست مطالبات‌شان را پاسخ گفت. دغدغه‌های‌شان را جدی گرفت و در راستای مرتفع کردنِ مشکلات‌شان، گام برداشت. امروز اگر تآتری‌های جوانِ ما از نبودِ امکانات می‌نالند یا اگر از تلف شدنِ عمرشان شاکی‌اند، یا اگر مجبورند برای دیده شدن، دست به هر ریسکی بزنند، تقصیرِ گوش‌های ما نیست؛ چون صدای‌شان را شنیده‌ایم. تقصیرِ دست‌های ما ست که برای‌شان کاری نکرده‌ایم.

زمانِ آن است که شعارها را کنار بگذاریم و در میدانِ عمل -واقعی و ملموس- مشکلاتِ نسلِ تازه را برطرف کنیم.

 ***

سه- به نسلِ تازه اعتماد داشته باشیم:

هم‌چنان که ما با پدرانِ خویش اختلافِ نظر داشتیم و پدرانِ ما نیز با پدران‌شان اختلاف‌نظرهای شدیدی داشتند، طبیعی است که نسلِ تازه هم نظراتِ مخالفِ ما داشته باشند. نمی‌توانیم متوقع باشیم که آن‌ها مثلِ ما بیاندیشند یا عینِ ما عمل کنند. به نسلِ جوان باید اعتماد و اطمینان کرد و عرصه را به ایشان واگذاشت تا خودِشان تجربه کنند و بیآزمایند. تا جایی که ممکن است می‌شود راه‌نمایی‌شان کرد، اما نمی‌شود به اجبار، کاری از آن‌ها خواست.

قبول کنیم که در مواجهه با نسلِ پنج‌اُمِ تآتر می‌توان اظهار نظر کرد؛ اما اِعمال نظر، راه به جایی نمی‌برد.

  ***

چهار- به نسلِ جوان، فرصت اشتباه دهیم:

همان اندازه که ما اشتباه کردیم و اشتباهات‌مان تصحیح شد، باید گذاشت تا نسلِ تازه هم اشتباه کند. بگذاریم هیجان به خرج دهند. زود عصبانی شوند و نقدهای تند به زبان بیآورند. از اجراهای بد و پر نقص، دفاع کنند و راه‌های تازه را بیآزمایند. بگذاریم زمین بخورند و برخیزند. شور و شوق نشان دهند و در نهایت: جوانی کنند.

کارِ ما شاید فقط این باشد که بسترِ مناسبی برای آزمون و خطای جوانان فراهم آوریم. راهِ چاره در تآترِ تجربی است. تآترِ تجربی بهترین جایی ست که جوان‌ها در آن ایده‌های خود را به بوته‌ی آزمایش می‌سپارند و در کوره‌ی نقد، پخته می‌شوند.

  ***

پنج- نسلِ تازه نیاز مبرمی به مطالعه دارد:

پایه‌ای‌ترین، عمیق‌ترین و مهلک‌ترین آسیبِ نسلِ پنج‌اُمِ تآترِ ما، کم‌بودِ مطالعه است. این نقص را می‌شود با تشویق‌شان به کتاب و کتاب‌خوانی برطرف کرد. آن‌ها فقط نیاز به مشوقی دارند که هل‌شان بدهد. خود، راه‌شان را پیدا می‌کنند. بگذاریم یکی دو اجرای پر اشتباه و ناقص بروند و میلِ شدیدِ به دیده شدن درشان فروکش کند، آن‌گاه متوجه خواهند شد که برای «بهتر دیده شدن» نیاز به سواد دارند. بعد سراغِ مربی‌ها خواهند آمد و راهِ چاره‌ها را خواهند پرسید.

کتاب، کتاب، کتاب. از خواندنِ کتاب غافل نشویم. راهِ علاجِ مشکلاتِ تآترِ ما در آموزش است. فقط آموزش.

  ***

شش- از نسلِ جوان در بدنه‌ی مدیریتِ تاتر استفاده کنیم:

یکی از راه‌های ورودِ جوانان به عرصه‌ی اجرای تآتر، استفاده از آن‌ها در بدنه‌ی مدیریتِ تآتر است. بگذاریم این نسل در قامتِ معاون و مشاور و جانشین و… واردِ عرصه‌ی مدیریتی شوند. تصمیم بگیرند و تصمیم‌شان را عملی کنند. راه را برای ورود آن‌ها به میدانِ تصمیم‌گیری‌های نمایشی، باز کنیم و اجازه دهیم صدای هم‌نسلانِ خود را برای ما نسل‌های قبل‌تر، ترجمه کنند.

  ***

سخنِ پایانی:

جدی گرفتنِ جوان‌ها تنها به شعار نیست. در عمل باید ثابت کرد.

 


برچسب ها :
دسته بندی : تازه ترین ها , یادداشت
ارسال دیدگاه