برگزیده

تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۰۸/۲۱ - ۱۳:۱۰

تئاتر خیابانی، تئاتری سیاسی

یاداشت علی رضا اسدی، نویسنده و کارگردان تئاتر و عضو هیئت مدیره انجمن هنرهای نمایشی خراسان رضوی پیرامون تئاتر خیابانی مشهدتئاتر–  عصر ما عصر دموکراسی است و مردم در تعیین سیاست و کار ویژه های سیاسی نقش بسزایی دارند . مقوله سیاست مستقیم یا غیر مستقیم همه انسانها را با خود درگیر می کند زیرا […]

تئاتر خیابانی، تئاتری سیاسی

یاداشت علی رضا اسدی، نویسنده و کارگردان تئاتر و عضو هیئت مدیره انجمن هنرهای نمایشی خراسان رضوی پیرامون تئاتر خیابانی

مشهدتئاتر–  عصر ما عصر دموکراسی است و مردم در تعیین سیاست و کار ویژه های سیاسی نقش بسزایی دارند . مقوله سیاست مستقیم یا غیر مستقیم همه انسانها را با خود درگیر می کند زیرا این حق را دارند که در امور سیاسی و اجتماعی نقش مهمی ایفا کنند. در کشورهایی که مردم آگاهی سیاسی ندارند ، معیار زندگی سیاسی ، اداره امور عمومی و گزینش سیاستمداران در سطح بالایی نیست و از طرفی مدیران سیاسی نیز مسئول اعمال خود نبوده و از انتقاد ها نگرانی ندارند . به عقیده رابرت دال ، سیاست یکی از حقایق غیر قابل اجتناب زندگی بشر امروز است .

انسانها در هر لحظه از زمان به نوعی با مسائل سیاسی درگیرند و تنها از طریق روند سیاسی است که می توانند امیدوار باشند زندگی خود را بر پایه خرد و کمال مطلوب قرار دهند . سیاست همانگونه که بر تمامی عرصه های زندگی اجتماعی تأثیر گذار است به همان اندازه نیز تحت تأثیر فرهنگ ، هنر ، اندیشه مردم ، منافع و نظریات گروهی و شخصی هر جامعه می باشد . تئاتر هم به عنوان یک هنر تأثیر گذار در طول زمان از این قاعده مستثنی نبوده و به رغم واکنش های متفاوت از سوی هیئت حاکمه هر جامعه همواره در ارتقای سطح آگاهی عمومی جهت توسعه و مشارکت کوشیده است . در نظامهای سیاسی تمام گرا و توتالیتر( مانند فاشیسم و استالینیسم ) از هنر تئاتر جهت مشروعیت بخشیدن به ایدئولوژی حاکم در میان توده ها استفاده می شد و مقامهای دولتی بر اهمیت تئاتر به منزله ابزاری ضروری برای هدایت « دست آموزان » تاکید داشتند.

به عنوان مثال هنگام فروپاشی اتحاد شوروی ، حدود ۶۰۰ گروه تئاتر دولتی در این کشور فعالیت داشتند که هر یک بین ۲۵ تا ۱۶۰ بازیگر زن و مرد داشتند و در راستای حفظ منافع و ترویج الگو های تعیین شده حزب کمونیست گام بر میداشتند. امّا در همین حکومتهای خودکامه نیز نمایشگران با اجرای نمایشهایی که غالباً رویکردی کلاسیک و اسطوره ای داشت یا با پناه بردن به نماد ها و نشانه ها سعی در بیان حقایق و واقعیت های موجود جامعه داشتند.

تئاتر خیابانی که گونه ای مشتق از هنر نمایش است اساساً با ماهیتی سیاسی به وجود آمده و در کشورهای صاحب تئاتر کار ویژه های خود را به شکل مطلوب بروز داده است.

ممنوعیت ، سانسور و سرکوب گروه های نمایشی از طرف حکومتهای دیکتاتور و خودکامه و یا حتی حکومتهایی که بر پایه آزادی بیان و ابراز عقیده شکل گرفته اند باعث شد تا هنرمندان تئاتر با ابداع شکل های جدیدی از نمایش در مقابل این محدودیت ها واکنش نشان دهند که تئاتر خیابانی یکی از دستاورد های آن است . مضامین اعتراض آمیز و رویکرد نقادانه برخی نمایشها در سالنهای تئاتر و روی صحنه می توانست برای نمایشگران مخاطره آمیز باشد . نقد اوضاع فرهنگی ، سیاسی و اجتماعی جامعه و مبارزه با هرگونه تبعیض رسالتی است که تئاتر خیابانی در راستای آن گام بر می دارد.

احزاب و گروه های سیاسی نیز برای رسیدن به اهداف خود و دفاع از آرمانهایشان و یا تحریک افکار عمومی جهت واکنش نسبت به واقعیتهای آشکار و گاه نهفته اجتماعی تئاتر خیابانی را به عنوان گزینه ای مناسب مد نظر دارند. برخی احزاب و یا حتی جنبشهای اجتماعی – سیاسی در جهت استیلای فکری بر توده ها و انتقال ایدئولوژی و یا روشنگری از این گونه نمایشی ارزان که نیازی به تدارکات گسترده ندارد و تعامل موثرتری با تماشاچی برقرار  می کند بهره می گیرند.

در غرب تئاتر خیابانی را با خلق اندیشه های نو وفرا رفتن از سنتها و چهارچوب های رایج اندیشه مترادف        می دانند و هنرمندان اینگونه نمایشها نسبت به امور جامعه ، سیاست ، فرهنگ و منازعات و کشمکشها در جامعه آگاهی وسیعی دارند ؛ از اینرو همواره وضعیت موجود را مورد اعتراض و انتقاد قرار می دهند.

ماهیت سیاسی و انتقادی ، آزادی عمل در اجراء ، استمرار در تولید و تلاش برای تکامل بخشیدن از جمله دلایلی است که همواره نمایشگران خیابانی را با تجربه های جدید مواجه می سازد.

به طور مثال آگوستوبوآل (کارگردان برزیلی تئاتر) برای مشارکت در حساس ترین حوزه فعالیت انسان در جامعه یعنی سیاست ، تجربه جدیدی را کسب کرده است . تجربه «بوآل» «تئاتر خیابانی قانونگذار»است که نخست با یک گروه آغاز و نهایتاًً تا ۵۰ گروه گسترش یافت .

این گروه ها با طرح مشکلات و معضلات به صورت نمایشی و بدون اینکه ذهنیت خاصی را به تماشاچی القا نمایند آنها را ناخواسته و ناخودآگاه وارد نمایش می کنند تا در مورد موضوع مطرح شده در نمایش ها اظهار نظر نمایند . این روند خرد جمعی گروه را به سمت یک پیشنهاد جهت قانونی شدن و تصویب در شورای شهر سوق می دهد . «بوآل»که خود نیز درمقطعی (۱۹۹۶-۱۹۹۲) به عنوان نماینده در شورای شهر «ریو دوژانیرو» برزیل حضور داشت ۱۳ مورد از همین پیشنهاد ها را قانونی کرد که هم اکنون نیز در حال اجرا است.

اجراهای «بوآل» در خارج از برزیل به خصوص تجربیاتش در مونیخ و پاریس نشانگر این واقعیت است که مردم در هر جای دنیا این گونه تئاتری را با فرهنگ ، زبان ، تمایلات و نیاز های خود وفق می دهند و در واقع «تئاتر قانونگذار» در هر کشوری شکل و موقعیت واقعی خود را برای برای ایجاد ارتباطی موثر با مخاطب یافته است . تجربیاتی از این دست به خوبی نشانگر این است که تئاترخیابانی می تواند به عنوان ابزاری برنده در دست هر دو طیف هواخواهان وضع موجود و طرفداران تغییر وضع موجود قرار گیرد.

گاه نیز ممکن است نمایشگر خیابانی و هنرمندان عرصه تئاتر به صورت فعال علیه وضعیت موجود اجتماعی اعتراض نکنند ، لیکن همواره به اقتضای کار فکری خود وضع موجود را در مقایسه با تصورات خود ناخوشایند  می یابند و با انتقاد خواهان دگرگونی این موقعیت و شرایط می شوند.

به سخنی دیگر هنرمند همواره وضع موجود را با وضع دیگری که بر اساس اصول مجدد در ذهن خود تنظیم کرده است مقایسه می نمایند.

البته باید اذعان داشت که امروزه تئاتر خیابانی دیگر به سیاست محدود نشده و گسترده خود را به تمامی عرصه های فعالیت های انسانی معطوف داشته است . بدین معنا که علاوه بر پرداختن به مضامینی عمیق چون احساس خلا درونی ، ناتوانی در برقراری ارتباط و هراس از آینده ، بر پایه موقعیتهایی از شکایتها ، نا رضایتی ها و مشکلات روزمره شکل می گیرد.


برچسب ها : ,
دسته بندی : تازه ترین ها , مقاله
ارسال دیدگاه

تبلیغات