برگزیده

تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۳/۰۹ - ۱۴:۰۷

تآتر خراسان؛ صادراتِ گوهر از معدن سیاهی‌لشگر

مشهدتئاتر- آرش خیرآبادی. منتقد، نویسنده و مدرس تآتر. تکلیفِ هنرجویانِ تآتر بعد از پایانِ دورانِ آموزش‌شان، چیست؟ چه کسی از آ‌ن‌ها حمایت خواهد کرد؟ چه فرصتی برای ظهور خواهند داشت؟ چه‌گونه می‌توانند واردِ عرصه‌ی اجرا شوند؟ و از همه مهم‌تر، چه تضمینی برای مانده‌گاری‌شان هست؟ این‌ها سوآلاتی ست که هر هنرجوی تآتر در استانِ خراسان، […]

تآتر خراسان؛ صادراتِ گوهر از معدن سیاهی‌لشگر

مشهدتئاتر- آرش خیرآبادی. منتقد، نویسنده و مدرس تآتر.

تکلیفِ هنرجویانِ تآتر بعد از پایانِ دورانِ آموزش‌شان، چیست؟ چه کسی از آ‌ن‌ها حمایت خواهد کرد؟ چه فرصتی برای ظهور خواهند داشت؟ چه‌گونه می‌توانند واردِ عرصه‌ی اجرا شوند؟ و از همه مهم‌تر، چه تضمینی برای مانده‌گاری‌شان هست؟ این‌ها سوآلاتی ست که هر هنرجوی تآتر در استانِ خراسان، بعد از اتمامِ دورانِ آموزش‌اش، خواهد پرسید؟ و مراکزِ آموزشِ هنرهای نمایشی، باید به این دغدغه‌ی مهمِ هنرجویان، پاسخ بدهند.

***

لشگری از نمایش‌گرانِ تازه‌کار هر فصل به بدنه‌ی تآترِ استان اضافه می‌شوند که از میان‌شان، به ندرت کسی می‌تواند فرصتِ مناسب با استعداد و سوادِ خویش را در عرصه‌ی هنرهای نمایشی، پیدا کند. این‌ها جوانانی مشتاق و علاقه‌مند هستند که نزدیک به یک‌سال آموزش می‌بینند، ولی دستِ پشتیبانی برای حمایت‌شان از آستینِ مسوولان، بیرون نمی‌شود. خراسان، معدنِ استخراجِ سیاهی‌لشگر شده که اگر گاهی در میان‌شان گوهری هم پیدا شود، بلافاصله به تهران صادر می‌کند!

***

بگذارید صریح و بی‌پرده بگویم: مجری‌یانِ برگزاری‌ی کلاس‌های آموزشِ تآتر در قبال هنرجویان‌شان مسوول‌اند. آن‌ها وظیفه دارند که فارغ‌التحصیلانِ دوره‌های آموزشی‌شان را –ولو برای مدت مشخصی تا روی پای خود به‌ایست‌اند- حمایت کنند و بسته به میزانِ توان و استعدادشان، از آن‌ها در آثارِ مختلف نمایشی، بهره بگیرند.
ما درست مثلِ دانش‌گاه‌های کشور شده‌ایم. فارغ‌التحصیل تولید می‌کنیم و هیچ به فکرِ آینده‌شان نیستیم. این نمی‌شود که ما فقط از هنرجو پول بگیریم، آموزش‌اش بدهیم و بعد به امانِ خدا، رهای‌اش کنیم. همین نگاهِ اشتباه است که امروز باعث شده کهکشانی از دانش‌آموخته‌گانِ دانش‌گاه‌های کشور زیرِ آوارِ بی‌کاری بمانند و حاضر شوند که تن به خفت‌بارترین شغل‌های نامرتبط بدهند تا انگِ بی‌کاری و بی‌عاری، نخورند.

نه برنامه‌ای، نه طرحی، نه تضمینی برای آینده‌ی فارغ‌التحصیلانِ کارگاه‌های آموزشی‌ی تآترمان نداریم. به هزار وعده آن‌ها را به سمتِ خود می‌کشیم و با کم‌ترین امکاناتِ آموزشی، وقت‌شان را پُر می‌کنیم و عاقبت: خدا نگه‌دار!

***

چه کسی مسوول است؟ چه کسی پاسخ‌گو ست؟ چه کسی باید به فکر باشد؟ آن‌ها که وقتِ هنرجویان را می‌کُشند، آن‌ها که به وعده‌های ناشدنی، جیبِ هنرجویان را تهی می‌کنند، آن‌ها که در قبالِ یدک کشیدنِ لقبِ «مربی» هیچ مسوولیتی نمی‌پذیرند، کجا باید جواب پس بدهند؟ کدام یک از مربی‌یانِ تآترِ ما، همان روزِ اول به هنرجویان‌اش تذکر می‌دهد که پس از پایانِ دورانِ آموزش، هیچ امیدی به مانده‌گاری در تآتر نیست؟
ما تنها دل‌خوش به این‌ایم که گاهی –و فقط گاهی- از هنرجویان‌مان در سمت‌ها و نقش‌های خُرد و پیشِ پا افتاده، استفاده می‌کنیم و به چند اجرای کوچک و محدود، سعی می‌کنیم رضایت‌شان را به دست آوریم. من، خود، تآتر تدریس می‌کنم و وقتی می‌بینم بچه‌های‌ام بعد از اتمامِ دوره، جایی برای ظهور و حضور ندارند، شرمگین می‌شوم. گرچه به آن‌ها از همان روزِ نخست مؤکد هشدار می‌دهم که تآتر، عایدی‌یی برای‌شان نخواهد داشت، ولی بالاخره هر چه باشد، کسی که تا پایانِ مسیر را با گروه هم‌راه است، یعنی امیدی بسته تا سرانجام فرصتی برای بروزش مهیا گردد!… پس کو آن فرصت؟

***

تا آن‌جا که من می‌دانم، برای نخستین بار، واحدِ آموزشِ هنرِ اشراق، طرحی را آماده‌ی اجرا دارد که به زودی و تا پایانِ تابستان، جشنواره‌ای از نمایش‌های کوتاه کارگاهی را راه‌اندازی کند که بازی‌گرانِ آن همه، از هنرجویانِ کلاس‌های آموزشِ تآترِ اشراق‌اند. جشنواره‌ای کاملن کارگاهی-آموزشی که در آن، هنرجویان تازه نفسِ تآتر، فرصتِ بروز و ظهور و معرفی پیدا می‌کنند و ای‌بسا که در میانِ آن‌ها، استعدادهایی کشف شود که مخزنِ تآترِ خراسان و ایران را غنی‌تر کند. وجودِ چنین جشنواره‌هایی که روی‌کردِ صرفن کارگاهی و آموزشی به مقوله‌ی تآتر دارند، یکی از نیازهای مبرمِ تآترِ خراسان است.

***

این سپاهِ بزرگِ بلاتکلیف را باید سامان‌دهی کرد. باید برنامه‌ریزی داشت. من واقعن تعجب می‌کنم از مسوولانِ تآترِ استان که با در اختیار داشتن این همه نیروی انسانی‌ی مستعد، هیچ برنامه‌ی عملی و اجرایی برای‌شان ندارند! با شعار دادن که کار درست نمی‌شود. تآترِ ما روی کاغذ، از لهستان هم جلوتر است. ولی در صحنه‌ی عمل چه کرده‌ایم؟

تآتر نیاز به برنامه‌ریزی برای نیروهای انسانی‌اش دارد. نیاز دارد که ما روی صحنه، در دنیای واقعی، در عمل، نشان دهیم که آموزش‌مان چه محصولی داشته؟ من این واقعیتِ تلخ را تنها برای ماندن در حافظه‌ی تآترِ استان می‌نویسم. وگرنه می‌دانم گفتن از این دردها، هیچ درمانی را در پی نخواهد داشت.


برچسب ها :
دسته بندی : تازه ترین ها , یادداشت
دیدگاه کاربران کل نظرات :2
  • nima

    تاریخ : ۹ - خرداد - ۱۳۹۶

    عالی بود دمتون گرم واقعا درسته


    پاسخ دادن

  • فرشته فارغ

    تاریخ : ۱۵ - خرداد - ۱۳۹۶

    هنرجویان کلاسهای تئاتر معرفی می شوند به فیلم وتصویر وتیزرآنهم بدون دستمزد.وتنها مزدی که عایدشان می شود غذای پشت دوربین وجلوی دوربینه.البته جلوی دوربین صد در صد.تمام فیلما وسریالهای ایرانی بدون خوردن چه سرمیز غذا وسفره ها ی مخصوصا نذری ویا مثلا ساندویج وشیرینی وغیره شکل نمی گیره.فیلمنامه نویسای ایرانی اینطوریند دیگه.بازیگرا در نقشای گریه وخنده وکشتن ونقشای مثلا سیاسی وقتل وغارت ویا ملودرام واین روزا عشققققققققی حتما باید یک خوراکی ومیوه وتنقلاتی بخورند ویا سرمیز غذا باشند.ومتاسفانه بعصی از بازیگرا اصلا غذا خوردن بلد نیستند .قاشقو مثل بیل تو دستشون می گیرند وپشت سرهم و سریع پلوهارو می ریزند تو دهانشون واز لب ولوچشون می ریزه رولباساشون.وبعد هم یک لیوان نوشابه میریزند تو شکم.


    پاسخ دادن

ارسال دیدگاه

تبلیغات