برگزیده

تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۳/۰۴ - ۷:۳۱

برای رسیدن به صلح، باید از مسیر جنگ و خونریزی گذشت

نقدی به نمایش  «آخرین برگ» به نویسندگی و کارگردانی محمد برومند مشهدتئاتر- دکتر اندیشه قدیریان تئاتر مشهد، درست، یک روز پس از پایانِ اجرای به یادماندنی و پر هیاهوی نمایش«همۀ پسران من»، به کارگردانی سیّد حجّت طباطبایی، نمایشی عروسکی موسوم به «آخرین برگ» را بر صحنه دید که حاصلِ هم کوشیِ شماری از برترین های […]

برای رسیدن به صلح، باید از مسیر جنگ و خونریزی گذشت

نقدی به نمایش  «آخرین برگ» به نویسندگی و کارگردانی محمد برومند

مشهدتئاتر- دکتر اندیشه قدیریان

تئاتر مشهد، درست، یک روز پس از پایانِ اجرای به یادماندنی و پر هیاهوی نمایش«همۀ پسران من»، به کارگردانی سیّد حجّت طباطبایی، نمایشی عروسکی موسوم به «آخرین برگ» را بر صحنه دید که حاصلِ هم کوشیِ شماری از برترین های فعّال در تئاتر جهان، همچون داگلاس کستر، کلسی یوهارا، جسیکا سیم، سمیع الله عطایی و نسیم نجفی، به سرپرستیِ کارگردانِ نام-آشنای ایرانی، «محمّد برومند» بود.

درام عروسکیِ «آخرین برگ»، که تا دهم خردادماه ۱۳۹۳، در دیگر شهرستان های ایران و مناطق جنگیِ جنوب و غرب کشور به اجرا در می آید، حاویِ یک دیدگاهِ نئولیبرالیستی است که می کوشد با تأکید بر منافع مطلق بشری، و بی توجّه به علّت شناسیِ جنگ، منادیِ صلح و دوستی باشد.

قصد «برومند» در این تئاتر، بسترشناسی مخاصمات و ریشه یابیِ آن ها نیست؛ او در نمایش خود، سطحی ترین لایۀ منازعه را تقبیح می کند و کشمکش های خونین انسانی را با تعقیب و گریزهای جاری در حیات وحشِ جانوری، هم هویّت می خواند. از این روست که می بینیم شبکۀ مولّدِ پیکارهای نو را که بر خلاف نظم عمودیِ ارتش های کلاسیک جهان، از ائتلاف های افقی تشکیل می شوند، نادیده می گیرد و بنیادگراییِ مذهبی، جنبش های تخریبی، گروه های شبه نظامیِ سازمان یافته از سوی رهبران کاریزماتیک، نیروهای داوطلب تندرو، و کانون های تروریستی را از متن روایت، خط می زند.

انتخاب «هیتلر» به عنوان نماد «قدرت پرستی» و «ستایش جنگ»، از سوی نویسنده، گزینشی دقیق و بجاست. زیرا رقابت موش و گربه و سگ در «آخرین برگ»، بازتابی از دو اصل «تنازع بقا» و «انتخاب انسب» در دکترین نازیسم است. نازیسم، دشمن لیبرالیسم، مخالف حقوق و آزادی های فردی، و طرفدار میلیتاریزه کردن دستگاه دولت و زندگی اجتماعی است.

دکتر قدیریان - مشهد تئاتر

دکتر قدیریان – مشهد تئاتر

گرایش هیتلر به سمت و سوی گسترش فن آوری های خودکار، ماشین جنگیِ مخوفی را بر صحنۀ نمایشِ «برومند»، آشکار می سازد که مظهری از شکوهمندیِ صنعتی و نظامی، در یکی از ضبط و ربط یافته ترین بلاد مترقّیِ اروپایی در آستانۀ جنگ جهانی دوم است. این ماشین و رفتارهای خشونت آمیزش، حکایت از آن دارد که نازیسم، در پی ایجادِ انضباط با هدف تخریب، و استفاده از نظم برای ایجادِ بی نظمی است.

تأکیدِ «برومند» بر مهارِ کارکرد ویرانگرانۀ ماشین جنگیِ خودکار، با موضوع حذف قریب الوقوع بشر از حلقۀ نظامی قدرت در ارتباط است.

روند تکامل تکنولوژیک، چنان شتابی دارد که وزارت دفاع انگلستان را به تدوین سیاست هایی موسوم به «رفتارِ ماشینیِ قابل قبول» واداشته است؛ چرا که در بسیاری از نبردهای مدرنِ امروزین، ابتکارِ حمله یا دفاعِ پیشدستانه بر عهدۀ سیستم هایی است که بی مداخلۀ انسان، در زنجیرۀ فرماندهی و کنترل تسلیحات عمل می کنند.

ماشین جنگیِ هیتلر نیز در درام «برومند»، اژدهای مهیبی است که خالق و برنامه ریزِ خود را مغلوب نموده، از صحنۀ نمایش می تارانَد.

قلقلی(شهرام لاسمی)که نمایندۀ گروه تماشاگرانِ خُردسالِ این تئاتر عروسکی است، واحدِ پردازندۀ مرکزیِ ابَررایانۀ جنگی را بیرون می کشد و به جای آن، شاخۀ زیتونی را بارگذاری می کند که از منقارِ کبوترِ صلح دریافت کرده است.

او با این کار، تکنولوژی نظامی را که نمادِ قهریِ عصر ماست، به عنصری لطیف و بشردوست تبدیل می کند.

از گفت و گو با «برومند» و یارانش در پیش و پس از اجرا، دریافتم که شیوعِ رو به گسترشِ پدیدۀ اسفناکِ «کودکان سرباز»، دغدغه هایی جدّی در میان هنرمندانِ صلح جوی جهان برانگیخته است و حضور قلقلی(شهرام لاسمی) به عنوان سفیر آشتی در این نمایش، گامی در راستای رساندنِ فریادِ خاموشِ صلح خواهیِ کودکان به بزرگسالان است.

قلقلی در این نمایش، مظهرِ معصومیت کودکانه، و نمایندۀ اطفالِ زبان بستۀ آسیب دیده از جنگ است که با چشم و گوشِ باز، بر زشتی و درشتیِ خشونت و پیکار، خرده می گیرد.

با وساطتِ صلح جویانۀ قلقلی، هیتلر نیز که سمبلِ جهش یافتگیِ خوی بهیمی و درندۀ بشر است، پوست می اندازد و جوهرۀ پاک انسانی اش، در چهرۀ زنی زیبا که نمادِ زندگی بخشی و زایشوری است، آشکار می گردد.

در این بین، دستِ دوستی دادنِ قلقلی با آدم نمای ماشینیِ مصنوع هیتلر، ژستی پسیکوتکنیکال، با مفهوم «آشتی میان اخلاق و فن آوری» است. عملکرد اصلاح گرانۀ قلقلی، این پیام را به مخاطب می دهد که می بایست ابزارهای نوساختۀ صنعتی و تکنولوژیک را در راستای افزودن به بهره وری های روحی، و ارتقای سطح سلامتِ روانی انسان ها به کار گرفت.

امّا آیا به راستی، این تکنولوژی های پیشرفتۀ نظامی و تسلیحاتی هستند که در جنگ های امروزینِ بشر، قربانی می گیرند؟ پاسخ ما به این پرسش، منفی است.

نمایی از نمایش «آخرین برگ» به کارگردانی محمد برومند

نمایی از نمایش «آخرین برگ» به کارگردانی محمد برومند

«محمّد برومند» عزیز بهتر از من می دانند که آنچه پس از پایان نبرد بین الملل دوم تا امروز، به استمرار جنگ در جهان انجامیده، زادۀ هوش سیاه ماشینی نیست؛ چراکه ابزارِ جنگی، مستقل از علّت فاعلیِ خود، ذاتِ شناسنده ندارند و عملکردشان وابسته به عاملی انسانی است که آن ها را به کار می گیرد.

در چیرگی فنّاورانه بر هم نوعان نیز، پای فلسفۀ نهادگانی subjectivity)) به میان خواهد آمد و انسان را به عنوان موجود اندیشنده ای که دارای تواناییِ تفکّرِ بازتابی، یعنی «اندیشه بر خود» و «اندیشیدن به اندیشه های خویش» است، مسئول خواهدشناخت.

از نکاتِ با اهمّیّت در کارگردانیِ «برومند»، تغییر ضرباهنگ اجرای عروسکی، از نوع cut-jump، یعنی روشِ «بُرش ـ پرش» است؛ به نحوی که هرچند ده ثانیه یک بار، تماشاگر را وادار می کند که سر بچرخانَد و با چشم دوختن به صفحۀ نمایشگرِ مسطّحی که در سمت چپ صحنه قرارگرفته است، سکانس هایی از پویانمایی تام و جری را که شاهکارِ ماندگارِ ویلیام هانا و ژوزف بارباراست، نظاره کند. تصمیم به انتخاب این دکوپاژ، با هر نیّتی که صورت گرفته باشد، افزون بر محسّنات تکنیکی، تلقّی های منفیِ چندگانه ای را نیز در تماشاگران پدید می آورَد؛ از جمله این که کارگردان، عروسک های منیرۀ امیریوسفی را در حدّ کافی، برای ایجاد لذّت بصری و جذب بیننده، توانمند نمی داند یا پیام نمایش خود را بی تداعیِ یک انیمیشنِ تأثیرگذار و پرمخاطب، بازگوپذیر نمی شمارد، و یا این که کشش و قدرتِ پویانمایی و فیلم سینمایی را بیش از نمایش عروسکی و درام، فرض می کند.

پخش سکانسی جاوید از «دیکتاتور بزرگ» چارلز اسپنسر چاپلین، در صحنۀ مربوط به استیلای هیتلر بر جهان نیز، در عین خاطره انگیزی و تنوّع دهی به اجرای عروسکی، خالی از خُرده گیری های پیش گفته نیست…

با وجود احترام عمیقی که برای اندیشه های «برومند» گرامی و نیّات انسانیِ او قائلم، به وی می گویم تا آن زمان که برای رسیدن به صلح، باید از مسیر جنگ و خونریزی گذشت، پیام ایده آل-گرایانۀ «آخرین برگ»، از مرزِ یک خوش خیالیِ مبالغه آمیز، فراتر نخواهد رفت.

امروزه شاهد آنیم که غلبۀ گفتمانِ «پایداریِ صلح در سایۀ قدرت»، مهندسیِ صلح جهانی را به دست امریکا و هم پیمانانِ اروپایی اش سپرده است. این دولت ها که ترکیب وصفیِ «جامعۀ جهانی» را به نفع خود مصادره کرده اند، تعریفی یک جانبه از صلح، عرضه می دارند و هرآنچه را که با ثبات سیاسی و اقتصادی شان ناهمخوان باشد، «تهدیدی در شُرُفِ تکوین»، و «برهم زنندۀ صلح» می نامند. این جاست که با سودجُستن از سلطۀ رسانه ای خویش، بر افکار عمومی، اثر می گذارند و جنگ افروزی را به عنوان «پدافندی پیشگیرانه» در جهتِ پاسداری از صلح جهانی، توجیه می-کنند.

امّا طرح این حقیقتِ تلخ، به آن معنا نیست که ارجِ کار هنرمندانۀ او و گروه بین المللی «سیمرغ» را نادیده انگارم و از تجلیل و تبجیلِ عزم ستودنی اش برای گسترش مهر و دوستی در جهان، غافل شوم.

حضور عروسک گردانانی از کشورهای امریکا، کانادا، افغانستان و ایران در «آخرین برگ»، حکایت از این دارد که تحقّق صلحِ فراگیر در هستی، اراده ای جمعی، جهانی و چندسویه می طلبد.

پیام پنهانِ گروه بین المللیِ «سیمرغ» در این نمایش، دعوت به« یکدلی و وحدت در عین چندگانگی و کثرت» است.

«برومند» و گروهش به یادمان می آورند که مرزهای «کشور انسان»، ورای سرحدّاتِ سیاسی و جغرافیایی است و رسیدن به ستیغِ «قافِ آشتی» و وصالِ «سیمرغ صلح»، جز با کوشش یکایک اعضای جامعۀ بزرگ انسانی، امکان پذیر نخواهد بود.

هم ز عکس روی سی مرغ جهان

چهرۀ سیمرغ دیدند آن زمان

چون نگه کردند این سی مرغ، زود

بی شک این سی مرغ، آن سیمرغ بود


برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.


دسته بندی : نقد
دیدگاه کاربران کل نظرات :25
  • تورج ساعدی

    تاریخ : ۴ - خرداد - ۱۳۹۳

    نقد بسیار شیرینی بود. البته برای من و کسانی که داخل سالن بودند این سوال پیش آمد که چرا از یک سالنی که ظرفیتش ۴۰۰ نفره، فقط ۸۰ صندلی پر شده بود. از اون طرف دنیا به ایران ما می آن و یک تئاتر رایگان اجرا می کنند و مردم ما به دیدنش رغبت نشون نمی دن. این درد را کجا ببریم؟ منظورم ضعف فرهنگی و مظلومیت تئاتره. آقای دکتر قدیریان خواهش می کنم تماشگران را هم نقد کنید.


    پاسخ دادن

  • پویا فتح الله زاده

    تاریخ : ۵ - خرداد - ۱۳۹۳

    متشکریم از دو سید بزرگوار مدافع تئاتر، اشکذری و طباطبایی. از آقای قدیریان و سایر منتقدین محترم تشکر میکنم. ظاهر امر نشون میده که مشهد در بعضی جهات داره از تهران بهتر عمل میکنه. از روی تعصب صحبت نمیکنم. ولی وقتی این نقد و نقد آقای مزینانی را خوندم احساس کردم یک جدیتی در کار نقد به وجود اومده که امیدوارم ادامه پیدا کنه و البته حقیقتا نقد باشه و شکل تعارف آمیز و غیرعلمی پیدا نکنه.


    پاسخ دادن

  • نسترن. ب

    تاریخ : ۵ - خرداد - ۱۳۹۳

    این نقد بسیار فنی نوشته شده. موضوعش بیشتر به محال بودن صلح مربوط می شه. آقای قدیریان اصطلاحات قشنگی به کار می برند. نثرشون محکم و شسته رفته ست. کمتر دیده شده تا امروز که یک دکترای ادبیات بر تئاتر نقد بنویسه. خواهر من و یکی از دخترعموهام چند ترم در دانشگاه فردوسی با آقای دکتر درس داشتن. هر دو شون از جامعیت معلومات ایشون و شم هنری ای که دارند خیلی تعریف می کنند. اما اگر یک مقدار ساده تر از این می نوشتند شاید فهمش برای بعضی از علاقه مندانی که خیلی با این ادبیات نمی تونن ارتباط برقرارکنند راحت تر می شد. به هرحال خسته نباشند دستشون درد نکنه.


    پاسخ دادن

  • مهران تبسمی

    تاریخ : ۵ - خرداد - ۱۳۹۳

    نقد معناگرا و بسیار جالبی است. من این اجرا را در تهران دیدم. آقای رضا کیانیان هم آن روز پای کار حضور داشتند. شخص دیگری به جای آقای لاسمی آنجا بازی می کرد. آقای لاسمی چون پانتومیم کار می کنند تعبیر ((فریاد خاموش صلح خواهی کودکان)) در موردشان خیلی زیبا بود. شنیده ام آقای حسام حصاری هم از آقای لاسمی برای تدریس در آموزشگاهشان دعوت کرده اند.


    پاسخ دادن

  • برزو

    تاریخ : ۵ - خرداد - ۱۳۹۳

    آقای دکتر قدیریان حق دارن شما نگاه کنین هرچی که این هنرمندان بزرگ می ریسن سیاستمدارهای جنگ طلب پنبه می کنن. بچه ها این وسط نمی دونن که باید چه کار بکنن و حرف چه کسی رو بپذیرن. مساله به این سر و سادگی ها نیست که روبات جنگی یک گل بدهد دست هیتلر و از فردا همه چیز گل و بلبل بشه. کار اگر برای کودکان قراره ساخته بشه باید زبانش کودکانه باشه. نویسنده که دیگه خودش نباید کودکانه فکر کنه. من منطق آقای برومند رو قبول ندارم و حدسم اینه که خودشون هم می دونن فقط دارن شعار می دن. محمد جان رفاقتمون سر جاش ولی پسر من هم با این که ۶ سالشه فهمید قضیه نمی تونه جدی باشه. در هر حال به خودت و تیمت خسته نباشید میگم. بازیها حرف نداشت. خودت هم بسیار آقایی. امیدوارم نرنجی از حرفم. یا علی مدد


    پاسخ دادن

  • امید خوانساری

    تاریخ : ۶ - خرداد - ۱۳۹۳

    از آقای دکتر اندیشه قدیریان یک نقد دیگر هم خوانده بودم. فکر می کنم درباره نمایش همه پسران من بود. آقای ساعدی که می گویند تماشاگران را نقد کنید بهتر بود یک مقدار هم از ضعف تبلیغات صحبت می کردند. من خودم وقتی متوجه اجرای این نمایش شدم که آقای برومند و گروهشان از مشهد رفته بودند. نه داخل شهر بیلبوردی دیدم و نه اس ام اس تبلیغاتی برایم آمد. آقای ساعدی مشهد بیشتر از ۴۰۰ نفر تماشاگر علاقه مند دارد. من دو بار با خانمم به دیدن نمایش آقای طباطبایی رفتم. اگر از نمایش آقای برومند مطلع بودیم حتما می رفتیم. اتفاقا تعداد افراد طبقه هنردوست در مشهد کمتر از قبل که نشده هیچ؛ بیشتر هم شده


    پاسخ دادن

  • امیرحسین بیداریان

    تاریخ : ۶ - خرداد - ۱۳۹۳

    برای ما افتخار بزرگی است که یک ایرانی کارگردانی یک نمایش با موضوع صلح را به عهده گرفته است. آن افرادی که می خواهند از ایران یک چهره خشن نشان بدهند ببینند که ما مردم صلح دوستی هستیم. اگر هم اسلحه دست گرفتیم برای دفاع بوده. آقای دکتر اندیشه قدیریان به نکته خوبی اشاره کرده اند. صلح البته مقدمات زیادی می خواهد و ابتدابه ساکن نمی شود اختلافات دینی و سیاسی را ندید گرفت. باید صلح هم مبنا و شرایط درستی داشته باشد.


    پاسخ دادن

  • اکرم السادات موسوی

    تاریخ : ۶ - خرداد - ۱۳۹۳

    صلح در دنیایی که رقابت تسلیحاتی یک پایۀ مهم اقتصاد دولت های ابرقدرت را تشکیل میده رؤیاست


    پاسخ دادن

  • فاطمه عبداللهی

    تاریخ : ۷ - خرداد - ۱۳۹۳

    یکی از نکاتی که در این نقد اشاره ای بهش نشده اینه که اگر بخواهیم با کفار ومشرکین و منافقین صلح کنیم باید در برابر کفر و شرک و نفاق اونها سکوت کنیم و این یعنی نادیده گرفتن مرزهای عقیدتی. بنابراین هیچ وقت یک امر انتزاعی به اسم صلح به وقوع نمی پیونده. تئاتر اقای برومند برای صلح بین کسانی خوبه که دلیلی برای جنگ ندارند. مثلا مسلمان ها باید با هم دوست باشند و نجنگند.


    پاسخ دادن

  • کاملیا کشاورز

    تاریخ : ۷ - خرداد - ۱۳۹۳

    عجب نقدی!!! خیلی خوب بود. غربیها و شرقیها یا در حال صلح مسلّح هستند یا جنگ سرد. صلح خالص و بدون شرط وجود ندارد. اگر دیدید سلام ما را هم برسانید 🙂


    پاسخ دادن

  • محمد اسماعیل صادقیان

    تاریخ : ۷ - خرداد - ۱۳۹۳

    من فکر می کنم این نمایش ها فقط یک جور درد دل کردن طبقات روشنفکر با مخاطب های خاص خودشونه. از عوام اگر بتونیم خواص بسازیم هنر به خرج داده ایم. یعنی مخاطب ها را از محدودیت بیرون بیاوریم و دایره شون را وسیعتر کنیم.


    پاسخ دادن

  • مرضیه

    تاریخ : ۷ - خرداد - ۱۳۹۳

    من طرفدار صلح بی علت هستم. اینو نمیگم که به جنگ طلب ها دهن کجی کرده باشم. میخام اونا هم بدونن همزیستی سالم و تخطئه نکردن مرام و عفاید سایرین خیلی مفیدتر و خوش عاقبت تر از اینه که فضولی کنیم توی کار هم و یک بهانه ای واسه سرشاخ شدن پیدا کنیم و بعد هم این طور بیفتیم مثل سگ و گربه به جون هم. دور از جون، ما که حیوون نیستیم. من حساب دفاع رو از جنگ و تجاوز جدا میدونم. اما دفاع هم باید جوونمردانه باشه و باعث ادامه پیداکردن درگیری نشه.


    پاسخ دادن

  • محمود خسروي

    تاریخ : ۸ - خرداد - ۱۳۹۳

    اتفاق مبارکی ست.این که بعد از مدتها نقدهایی درباره تاتر میخوانیم که هر کدام به نوبه خود و زاویه دید نقاد مانند فصلی اموزشی ست و اینکه جای بسی خوشحالیست که بزرگوارانی در این زمینه پای در میدان گذارده اند که گویا تاکنون سکوت کرده و یا در جایی دیگر قلم میزدند.اساتیدی همچون دکتر قدیریان ویا جناب مصطفی مزینانی.ضمن تشکر از جناب اشکذری عزیز به پاس تلاشش برای اداره موفقترین سایت تاتری مشهد و تشکر از دو کارگردان بزرگ تاتر مشهد اقایان طباطبایی و برومند که با بهره گیری از نیروها و علی الخصوص بازیگران کارکشته و با علم روز ,که این خود شاید یک دلیل محکم برای ورود این عزیزان به ساحت نقد بوده امیدوارم که روزی تاتر جای خود را در میان خانواده های مشهدی پیدا کند.


    پاسخ دادن

  • سوسن

    تاریخ : ۱۵ - خرداد - ۱۳۹۳

    با درود بر منادیان صلح
    به باور من در ایده آل همه ی انسان ها از ابتدا تاکنون، آرمان شهری وجود دارد که جملگی افراد آن در امنیت و آرامش به سر می برند و وقتی چنین تفکری باشد؛ تحقق آن میسر خواهد شد که در زمره ی سنت های الهی است. با انتخاب انسان ها، عاقبت نیکی بر بدی فائق خواهد آمد. اگر چه استاد بزرگوارم اشاره فرمودند:” پیام ایده آل گرایانه آخرین برگ، از مرز یک خوش خیالی مبالغه آمیز فراتر نخواهد رفت.” اما من بر این باورم خداوند، بهشت امن و راحتی و آسایش را در همین دنیا بر بنده اش خواهد چشاند. با سپاس از هنرمندان متعهدی که تلاش در رسالت صحیح هنرشان دارند و سپاسی ویژه از نقد بسیار فنی استاد اندیشمندم، جناب آقای دکتر قدیریان، که حکایت از احاطه ی کامل ایشان در حوزه ی هنر و ادبیات، فلسفه، تاریخ و سیاست دارد.


    پاسخ دادن

  • سوسن

    تاریخ : ۱۵ - خرداد - ۱۳۹۳

    در تصحیح متن فوق و عذرخواهی از استادم جهت از قلم افتادن قسمتی از نقل قول ایشان:
    درود بر منادیان صلح
    به باور من در ایده آل همه ی انسان ها از ابتدا تاکنون، آرمان شهری وجود دارد که جملگی افراد آن در امنیت و آرامش به سر می برند و وقتی چنین تفکری باشد؛ تحقق آن میسر خواهد شد که در زمره ی سنت های الهی است. با انتخاب انسان ها، عاقبت نیکی بر بدی فائق خواهد آمد و خداوند، بهشت امن و راحتی و آسایش را در همین دنیا بر بنده اش خواهد چشاند. هدف نمایش ایده ال انسانی را می نمایاند؛ اما آیا شیوه انتخاب و راه رسیدن به صلح صحیح است؟
    همان گونه که استاد بزرگوارم اشاره فرمودند:” تا ان زمان که برای رسیدن به صلح باید از مسیر جنگ و خونریزی گذشت، پیام ایده آل گرایانه آخرین برگ، از مرز یک خوش خیالی مبالغه آمیز فراتر نخواهد رفت.”
    با سپاس از هنرمندان متعهدی که تلاش در رسالت صحیح هنرشان دارند و سپاسی ویژه از نقد بسیار فنی استاد اندیشمندم، جناب آقای دکتر قدیریان، که حکایت از احاطه ی کامل ایشان در حوزه ی هنر و ادبیات، فلسفه، تاریخ و سیاست دارد.


    پاسخ دادن

  • مهتاب نصیرپور

    تاریخ : ۱۶ - خرداد - ۱۳۹۳

    سلام. خسته نباشید آقای اشکذری. بسیار ممنون از پوشش و انعکاس اخبار نمایش های مشهد و درج نقدهای فاضلانه.


    پاسخ دادن

  • کیوان خرسند

    تاریخ : ۱۹ - خرداد - ۱۳۹۳

    الان دنیا وضعیتش کاملا جنگی شده و اتفاقا توی چنین موقعیتی باید از صلح حرف زد. چون هم انسانها دارند آسیب میبینند و هم کره زمین


    پاسخ دادن

  • هلن کوچانیان

    تاریخ : ۲۶ - خرداد - ۱۳۹۳

    دست مریزاد آقای دکتر. محشر بود


    پاسخ دادن

  • سعید قویدل

    تاریخ : ۳۰ - خرداد - ۱۳۹۳

    سلام. وقت همگی به خیر. آقای اشکذری خیلی از لطف شما سپاسگزاریم. منتقد محترم آقای دکتر قدیریان را دیروز در مراسم نکوداشت استاد رضا کیانیان در هتل پارس ملاقات کردم. حرف های ایشان هم برایم مثل نوشته هایشان دلپذیر و جذاب بود. خداوند به شما و ایشان و سایر هنرمندان توفیق بدهد که این مسیر را با قدرت و وسعت عمل بیشتر ادامه بدهید.


    پاسخ دادن

    • آتنا

      تاریخ : ۳۰ - خرداد - ۱۳۹۳

      تآتر مشهد روزهای پر امیدی رو تجربه میکنه که امیدواریم با همت هنرمندان و پشتیبانی تک تکشون از هم، رقیبی در شهرستان های دیگر کشور نداشته باشه. البته از مراسم بزرگداشت آقای کیانیان که دوست خوبمون در کامنتشون بهش اشاره کردن و اتفاقا من هم در اون با همسرم حضور داشتم فهمیدم تا حرفه ای رفتار کردن فاصله زیادی داریم. من شاهد بودم که چه اندازه آقای کیانیان سعی می کردن ناخوشنودیشون رو به خاطر بعضی از حرکتهای سبک میزبانان و مدعوین مخفی کنن. چرا بعضی ها وقتی بهشون گفته می شه شهرستانی رفتار نکنین مدعی می شن که این اصطلاح توهین آمیزه ولی با دیدن یک هنرمند بزرگ از تهران آمده به قدری هیجان زده و نسنجیده و جلف عمل می کنن که چاره ای جز به کار بردن این اصطلاح در موردشون باقی نمی مونه. این حرفها و رفتارها اصلا زیبنده نیست. من هم به عنوان یک شهرستانی اشکالات زیادی دارم و این نقد به خودم هم می تونه وارد باشه. این موضوع را خواهرانه مطرح کردم تا برای خودم و همه ی عزیزان فعال در هنر نمایش مشهد یک تذکر کلّی و سربسته بوده باشه.


      پاسخ دادن

  • هیرمن

    تاریخ : ۴ - تیر - ۱۳۹۳

    نمایش و نقدی بسیار زیبا و حرفه ای بود اما دریغ از توجه مشهدیها.که اگه جایی نوحه و روضه باشه با آب و تاب می رن و به تئاتر اهمیتی نمیدن. برومند برای این کار از جان و زندگیش مایه گذاشته اما کو فردی که قدر این ها رو بدونه …


    پاسخ دادن

  • مازیار ابریشمی

    تاریخ : ۹ - تیر - ۱۳۹۳

    کار آقای برومند برای هر اجرا میزبان یک بازیگر افتخاریست. آقای شهرام لاسمی فقط در مشهد گروه سیمرغ را همراهی کرده بودند که اتفاقا بعد از اجرامورد تقدیر کارگردان قرار گرفتند.


    پاسخ دادن

  • زهرا دولتشاهی

    تاریخ : ۱۴ - تیر - ۱۳۹۳

    سلام علیکم . خسته نباشید. اجرای آقای برومند دو سال دیگر تمدید شده است. اما کسی به ما نگفته که ایشان و گروهشان در این دو سال باز هم به مشهد خواهند آمد یا نه. آقای اشکذری اگر خبری به دست آوردید لطفن به ما اطلاع بدهید. متشکریم. دولتشاهی دبیر آموزش و پرورش ناحیه ۶


    پاسخ دادن

  • فرامرز فانی

    تاریخ : ۱۸ - تیر - ۱۳۹۳

    آقای دکتر اندیشه قدیریان سلام. از نقد شما و وجود سایت مشهد تئاتر بی خبر بودم. دوستم خانم کوچانیان آدرس لینک نقد شما را برایم ارسال کردند و این شد که با زحمات آقای سیدجواد اشکذری و همکارانشان آشنا شدم. من از نقد شما و نگاه آقای برومند به هیتلر و رایش سوم و نازیسم چیزهای زیادی آموختم. اما آلمان بزرگی و اقتدار خودش را در جنگ جهانی دوم و حتی بعد از شکست سنگین از متفقین به همه دنیا نشان داد. امروز هم که اغلب کشورهای اروپایی با بحران اقتصادی رو به رو هستند آلمان های دانا و منضبط و بابرنامه یک سر و گردن بالاتر از سایر اعضای اتحادیه اروپا هستند و مردمانی مرفه و بسیار سختکوش هستند. اگر کتاب نبرد من نوشته آدولف هیتلر را بخوانید که مطمئنم خوانده اید ملاحظه خواهید کرد که عزم راسخ و صلابت نژاد ژرمن، به طرز عجیبی خودنمایی می کند. نظم و تاکتیک آلمان و همبستگی قومی ژرمن ها خودش را در بازی فوتبال آلمان و برزیل نشان داد. هیتلر می گفت یهودیان دارند جهان را با فریبکاری خود مصادره می کنند و اگر جنگی به راه انداخت می خواست قوم بنی اسرائیل را که یک خطر بالقوه برای همه دنیاست نابود کند. امروز همه جنگهای دنیا یا به تحریک دولت اسرائیل به پا می شود یا با شیطنت صهیونیست های ثروتمند و بانفوذ امریکایی. ببینید در غزه چه کار می کنند. علنا می گویند داعش را ما ایجاد کرده ایم که نقشه خاورمیانه را عوض کنیم. بنابراین هرچه از جنگ جهانی دوم می گذرد هیتلر با همه جنایتها و زیاده طلبی هایش روسفید می شود. این را اگر منصف باشیم می پذیریم. من همان قدر که نازیسم و فاشیسم را تقبیح می کنم، دوربینی هیتلر و پیش بینی های دقیقش درباره یهود و همین طور نظم و تکنیک و جدیت آلمان را قابل تقدیر می دانم.


    پاسخ دادن

  • عباس

    تاریخ : ۷ - مهر - ۱۳۹۳

    از نقد آقای قدیریان چند ماهی گذشته ولی وقتی اوضاع منطقه مخصوصا حمله نیروهای ائتلاف به داعش را در عراق و سوریه می بینیم واقعا دوست داریم باز هم این نقد را یک بار دیگر بخوانیم. اوضاع به هیچ وجه جالب نیست. شرایط خیلی بحرانی و نگران کننده است


    پاسخ دادن

ارسال دیدگاه

تبلیغات