برگزیده

تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۷/۲۲ - ۱۶:۴۵

اقتصاد محدود یا مخاطب بی مسئولیت نامحدود!

یادداشتی از محمد خوش خلق.نویسنده و کارگردان تئاتر مشهدتئاتر- این روزها را هیچ کس از یاد نخواهد برد. نه قیمت دلار را نه سکه و نه قیمت رب گوجه فرنگی را. همه در خاطرمان می ماند که چه فشارهایی را قشر متوسط و فرودست جامعه متحمل می شود. عده ای می خرند و عده ای […]

اقتصاد محدود یا مخاطب بی مسئولیت نامحدود!

یادداشتی از محمد خوش خلق.نویسنده و کارگردان تئاتر

مشهدتئاتر- این روزها را هیچ کس از یاد نخواهد برد. نه قیمت دلار را نه سکه و نه قیمت رب گوجه فرنگی را. همه در خاطرمان می ماند که چه فشارهایی را قشر متوسط و فرودست جامعه متحمل می شود. عده ای می خرند و عده ای می فروشند. عده ای سود و عده ای ضرر. اما از زمانی که کار تئاتر به صورت حرفه ای در این شهر شروع شد. اقتصادش رونق گرفت همیشه متضرر بوده است. و این ضرر همیشه گریبانگیر آن دسته ی دغدغه مند و مستقل از هر نهاد و پول و قدرت و رسانه و جناح بندی ها و باند ها می شود. شاید موارد اقتصادی که در بالا ذکر شد مزید بر علت کم فروش بودن نمایش های در حال اجرا باشد. اما یقین دارم که تمام این چند گروه در حال اجرا انسان های دغه دغه مند و با تهی کننده های محدود و خالی از پشتوانه اند.شکایت من از هیچ کس جز مردم نیست. آنها که با دیدن اسم های بازیگران درجه دو تهران و به عشق گرفتن سلفی با آنها سالن های بزرگ را پرمی کنند. آنها که دیدن تئاتر را فقط گذراندن وقت می دانند و به آن به چشم یک تفرح دو نفری لاکچری می نگرند.

آنهایی که در هتل های دور دست به تماشای تاتر می روند.یا فریفته هجو و بی محتوایی پر زرق وبرق می شوند.روی صحبتم بااین دسته از مردم و کسانی است که به تاتر میروند.سالن های خالی می ماند. چون بازیگران چهره نیستند. فضا لاکچری نیست. تهیه کننده ها آن قدر که باید پول ندارند. کارها خالی از هجو و آلودگی است.چون حرف جدی می زنند.

و به فکر وا میدارند.خالیند.بیایید خالیگاه اندیشه مان را با دیدن این آثار توجه که به هر علتی چه از جانب صنف خودمان چه از جانب  مردمی که شاید نسبت به زحمت این گروه ها نااگاهند پر کنیم.ما همه میدانیم که اگر مردمی نباشند تاتری هم نیست. ولی کجایند افرادی که دم از تاتر میزنند و فقط اسم چند نمایش بیلبوردی این شهر را بلدند. چه اتفاقی افتاده است.کجای کار میلنگد؟؟چه کسی یا چه کسانی در صدد کم فروشی و تضعیف این گروه های نجیب بر آمده است.میخواهید اندیشه ای نباشد؟ حرف جدی نمی خواهید؟ این یک بی مسئولیتی است در قبال هنر.اندیشه و تاتر مستقل و چه نامحدودند آنها که باهمین اقتصاد محدود سالنهای پر زرق و برق و خالی از محتوا را پر می کنند. حال مساله واقعا چیست.اقتصاد محدود یا مخاطب بی مسئولیت نا محدود. هرچه هست باشد. اما نسبت به هنر واقعی و اندیشه و سوق دادن سلیقه مخاطب به ابتذال بی مسئولیت نباشیم.


برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.


دسته بندی : برگزیده , تازه ترین ها , یادداشت
ارسال دیدگاه