برگزیده

تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۶/۲۸ - ۲۱:۱۵

افسانه ای به رنگ “شاکو”

  نگاهی به تئاتر «شاکو» به نویسندگی و کارگردانی امیر رستگار مقدم مشهدتئاتر- امیر بشیری، کارگردان تئاتر مشهد: اوسنه (افسانه) شاکو بر می گردد به سال های دور و همجواری مرز ایران، احتمالا اطراف باج گیران با شوروی سابق. دلیر مردی به نام “شاکو” که به تنهایی از قسمتی از مرز در برابر هجوم اجنبی […]

افسانه ای به رنگ “شاکو”

 

نگاهی به تئاتر «شاکو» به نویسندگی و کارگردانی امیر رستگار مقدم

مشهدتئاتر- امیر بشیری، کارگردان تئاتر مشهد: اوسنه (افسانه) شاکو بر می گردد به سال های دور و همجواری مرز ایران، احتمالا اطراف باج گیران با شوروی سابق. دلیر مردی به نام “شاکو” که به تنهایی از قسمتی از مرز در برابر هجوم اجنبی ها دفاع می کند. مردی که دلیری، فداکاری و تیراندازی اش زبانزد تمام اهالی دیار شده است. تا روزی که همسر شاکو؛ فیروزه، اسیر در چنگال اجنبی ها می شود و آن ها تنها در صورتی آن را رها می کنند که “شاکو” اسلحه را زمین بگذارد. فیروزه آزاد می شود. اصلحه به زمین می چسبد و شاکو به آسمان. اجنبی از فرصت استفاده کرده و از مرز عبور می کنند و… شاکو بر بلندی کوهی، عقاب وار می ایستد و خود را رها می کند.

حال امروز ۱۸ سال از روزها می گذرد و دو پسر رشید شاکو شده اند محافظ همان مرزی که پدر روزگاری مرزداری آن را می کرد. پسر کوچک به هر دلیلی توانایی تیراندزای ندارد و پسر ارشد که اصلحه و انگشتر و دوربین پدر را به ارث برده، در تیراندازی شده است زبان زد خاص و عام. در روزهای مرزداری پسر ارشد با دوربین پدر دختری را در لب مرز می بیند و او را شبیه به مادر خود فیرزوه می شناسد. روزها می گذرد تا اینکه دیدار بین فرزند ارشد و دخترک لب مرز محیا می شود. دیداری که می تواند تبلور عشقی در فرزند ارشد شاکو باشد، تبدیل به دیداری خونین می شود و…

امیر رستگار به درستی ابعاد مختلف این داستان (اوسنه) را می شناسد. شخصیت های نمایش را به خوبی برای ما تشریح می کند و به خوبی بلد است ما را با داستان هم سو کرده و گره ارتباطی بین مخاطب با روایت را ایجاد نماید. به غیر برخی از زیاده گویی هایی که گاها در برخی لحظات درگیر آن می شدیم، رستگار توانسته مخاطب را همسو با چالش مرزداری نماید و آنان را در انتها در تعلیقی قرار دهد که میان عشق و سوءظن برادر کوچک، کدام را قبول نمایند.

ارائه تحلیل درست از شخصیت ها با طراحیی که انسجام خاصی به صحنه داده است، شاکو را اثر در خور توجه می بینیم. اثری که برای لحظه لحظه آن رستگار اندیشه ی داشته که تا حدود زیادی آن را به خوبی برایمان تعریف می کند.

رستگار در طراحی صحنه توانسته فضاسازی مناسبی ایجاد نماید. به غیر آن ماه گوشه چپ بالای صحنه و مسیر رفت و آمد بازیگران بر روی سکوی وسط صحنه (که همه اتفاقات نمایش در آن جریان داشت) که نازیبا به چشم می خورد، جزئیات و کلیات دیگر بر روی صحنه حس خوبی را به وجود آورده بود.

امیر رستگار دقت زیادی برای حرکات بازیگران در نظر گرفته بود و طراحیی که برای بازیگران شاکو در نظر گرفته بود هم راستا با فضایی بود که قصد داشت آن را ایجاد نماید.

یکی از دیگر از جذابیت های اجرا، نقل اوسنه از بخشیِ بود که در کنار صحنه بر روی سکویی، سه تار بدست ما را در مسیر روایت قرار می داد. این فضا حس بسیار خوبی را ایجاد کرده بود.

شاید اگر رستگار برای نقابدران و همچنین حضور آن ها در صحنه تعریف بهتری ارائه می داد، می توانستیم ارتباط خوبی با آن ها برقرار نماییم.

در مورد پایان بندی، به نظر اگر نمایش در زمانی که دو فرزند شاکو هر کدام در گوشه ای از سکو کشته شدند به اتمام می رسید تاثیرگذاری بیشتری می توانست داشته باشد. احساس می شود آن فرم پایان بندیِ حضور اجنبی ها و همه کاره نشان دادن شخصیت زن در ماجرای اجنبی ها، چندان جذاب نیست. کاش به عهده تخیل و تفکر تماشاچی گذاشته میشد.

و در نهایت به نظر نمایش نیاز به تماشاخانه به بزرگی سالن اصلی تئاتر شهر نداشت.

بازیگری

بازیگران در “شاکو” تا حد زیادی توانسته اند، توانایی های خود را با هدایت صحیح کارگردان نشان دهند. در نمایش بازیگران با لهجه همان منطقه صحبت می کنند. در این مواقع باید دقت داشت در زمانی که از سرعت بیشتر برای گفتن دیالوگ استفاده می کنیم به این نیز فکر کنیم که معنای جملاتمان انتقال پیدا کند. در مواقعی برخی دیالوگ ها نامفهوم بود.

در میان بازیگران بازیگر زن نمایش (البته به غیر از بازیگر خردسال و یکی از بازیسازان) به خوبی از عهده نقش های محول شده بر آمده بود و یکی از قوت های بازیگری در شاکو بود.

موسیقی

ارتباط خوبی با موسیقی بخشیِ نمایش برقرار کردیم، اما به هیچ عنوان متوجه آن موسیقی پلی بک نشدیم. موسیقی زنده نمایش به درستی کار خود را انجام می داد و موسیقی پلی بک به شدت ما را از فضا دور می کرد. (حال بگوییم این تفکیک موسیقی شاید مربوط به اجنبی ها می شده است یا هر چیزی دیگری) به هر حال چیزی به غیر از عدم ارتباط را به همراه نداشت.

 

در نهایت در جشنواره تئاتر استانی خراسان رضوی شاهد اجرای خوبی بودیم که لحظات خوبی را برای تماشاچیان به وجود آورد. که امیدوارم شاکو در اجراهای عمومی خود نظر مخاطبین را جلب نماید.

 

 


برچسب ها : ,
دسته بندی : تازه ترین ها , جشنواره تئاتر استانی خراسان رضوی , نقد
ارسال دیدگاه