برگزیده

تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۱۰/۲۲ - ۱۳:۱۱

آیا من به درد تئاتر می‌خورم؟

یاداشت آرش خیرآبادی، منتقد و نویسنده مطرح تئاتر مشهد مشهدتئاتر- شاید از خویش بارها پرسیده باشید که «آیا من به درد تئاتر می‌خورم؟» در این پرسش، نکته‌ ظریفی هست و آن این که من نپرسیدم آیا به درد «بازیگری»، «کارگردانی»، «نمایش‌نامه‌نویسی» و یا کارهای دیگر می‌خورم. من پرسیدم به درد « تئاتر‌» می‌خورم یا نه؟ […]

آیا من به درد تئاتر می‌خورم؟

یاداشت آرش خیرآبادی، منتقد و نویسنده مطرح تئاتر مشهد

مشهدتئاتر- شاید از خویش بارها پرسیده باشید که «آیا من به درد تئاتر می‌خورم؟»

در این پرسش، نکته‌ ظریفی هست و آن این که من نپرسیدم آیا به درد «بازیگری»، «کارگردانی»، «نمایش‌نامه‌نویسی» و یا کارهای دیگر می‌خورم. من پرسیدم به درد « تئاتر‌» می‌خورم یا نه؟ تئاتر‌ به مفهوم کلیت‌اش. به معنای تمام وجوهی که یک هنر نمایشی را شکل می‌دهد. از گریمور و طراح لباس بگیر تا نویسنده و کارگردان.

جواب ما بسته به نوع تعریف‌مان از تئاتر‌ است. این که ما تئاتر‌ را چگونه معنا کنیم، شاید مهم به نظر برسد. ولی من تئاتر‌ را همینی معنا می‌کنم که در فرهنگ عامه جا افتاده‌است. یعنی همین اجراهایی که یا در تماشاخانه یا در خیابان یا حتی در پارکینگ یک مجتمع مسکونی ممکن است شکل بگیرد. با این اوصاف، سوال خود را به شکل دیگری مطرح می‌کنم: «چه کسی به درد تئاتر‌ می‌خورد؟«

بی‌گمان شنیده‌اید که عده‌ای می‌گویند تئاتر‌، آدم پررو می‌خواهد. حالا اگر تعابیر محترمانه‌تری مثل «صریح» یا «رُک» به کار ببرند، لطف کرده‌اند. ولی لبّ کلام، همان پررویی است. یا شاید شنیده‌اید که بسیاری معتقدند فضای تئاتر‌، جوّی مناسب آدم‌های ولنگار و بی‌بند و بار است. تعبیر محترمانه‌اش همان «آزادی‌های بیش از اندازه» می‌شود. یا گروهی بر این باورند که تئاتر‌ی‌ها آدم‌های متفاوتی با آدم‌های معمولی هستند. اگر نگویند دیوانه‌اند، از تعبیر عجیب و غریب استفاده می‌کنند. صفات زیادی به تئاتر‌ی‌ها نسبت می‌دهند. برخی‌شان درست است، برخی‌شان توهم است و برخی‌شان به کل، غلط. اغلب هم به حوزه‌ بازیگری مربوط می‌شوند. ولی ما دنبال مفاهیمی شامل‌تر برای کل تئاتر‌یم.

چند ویژگی هست که همه‌ تئاتر‌ی‌ها آن را دارند و اگر کسی این خصوصیات را نداشته باشد، حتی اگر در تئاتر‌ هم مشغول فعالیت باشد، تئاتر‌ی نیست. این را هم بگویم که نظر شخصی‌ام را دارم می‌نویسم. ممکن است برخی با گفته‌های من موافق نباشند. اما قدر مسلم، همه بر آن متفق‌اند که ممکن است این خصوصیات، لازمه‌ تئاتر‌ی بودن نباشد، ولی دست‌کم، برای « تئاتر‌ی‌تر» بودن، نیازشان داریم:

اهل کتاب و کتاب‌خوانی

نخستین خصوصیت یک تئاتر‌ی، اهل مطالعه بودنش است. کسی که مطالعه نکند و به قول عامیانه‌اش «سواد» نداشته باشد، به درد تئاتر‌ نمی‌خورد. مهم نیست مدرکش چه باشد؛ مهم آن است که در زمینه‌ خودش، سواد کافی را دارد.

 

اطلاعات به روز و تخصصی دارد

قدیم‌ها به کسی که سواد خواندن و نوشتن  داشت، باسواد می‌گفتند. امروزه –طبق یک نظر- اگر ما به دو زبان زنده‌ دنیا آگاهی نداشته باشیم، از رایانه نتوانیم استفاده کنیم و عقل معاش صحیحی در مدیریت منابع مالی‌مان نداشته باشیم، بی‌سوادیم. این که ما تئاتر‌ را بشناسیم یک بحث است، اما این که در زمینه‌ تئاتر‌ اطلاعات‌مان تخصصی و به روز باشد، بحثی دیگر است.

 

متعصب نباشیم

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های یک تئاتر‌ی، آزاداندیشی در حوزه‌ خلاقیت و هنر است. کسی که می‌اندیشد ایده‌های هنری‌اش بهترین و کامل‌ترین و ویژه‌ترین‌اند، بی‌تردید ظرف مدت کوتاهی در تئاتر‌ فسیل خواهد شد. تئاتر‌، رهایی می‌خواهد و تنها کسانی در آن موفق‌اند که یقین داشته باشند همیشه طرح و نظر بهتری هم وجود دارد.

 

به چهار حوزه‌ ادبیات، روان‌شناسی، جامعه‌شناسی و فلسفه آشنا باشد

البته «آشنا» بودن خوب است اما بهتر آن که «مسلط» بر این چهار حوزه باشیم. بدیهی‌ترین نیازهای یک تئاتر‌ی، در هر سمتی که می‌خواهد فعالیت کند، آشنایی با این چهار محور دانش است. یک طراح نور باید همان‌قدر فلسفه بداند که یک کارگردان.

 

تحلیلگر و پژوهنده باشد

امروزه فاصله‌ بین نداستن و دانستن، تنها به اندازه‌ فشردن دکمه‌ «جست‌وجو» در گوگل است. آگاهی اگرچه مهم است اما تحلیل آگاهی‌ها، نیاز مبرمی است. یک تئاتر‌ی باید بتواند به درستی اطلاعات‌اش را تحلیل کند و حداقل در چهار زمینه‌ای که اشاره کردم، دارای تحلیل باشد.

 

حق‌مدار باشد

وقتی می‌گویم «حق‌مدار» یعنی جمیع صفات نیکوی انسانی از راست‌گویی تا ایثار و نوع‌دوستی. یک تئاتر‌ی، پیش از هر چیز، حق‌مدار است. چه آن بازیگری که در هنگام پذیرش نقش نمایشی‌اش، حق را به کاراکتر می‌دهد، چه نویسنده‌ای که در هنگام نوشتن متن، همواره حق شخصیت‌هایش را رعایت می‌کند. وقتی حق دیگران را رعایت کردیم، یعنی منطقی هستیم. و وقتی منطقی باشیم، گروه‌گراییم. زمانی که گروه‌گرا باشیم، یعنی به درد تئاتر‌ می‌خوریم.


برچسب ها :
دسته بندی : تازه ترین ها , خبر , یادداشت
ارسال دیدگاه

تبلیغات