برگزیده

تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۸/۰۹ - ۱۷:۲۰

آخرین بازمانده

گزارش عیادت جمعی از علاقه‌مندان فرهنگ و هنر مشهد با مردی که بیش از نیم‌قرن خاک صحنه خورده است. مشهدتئاتر- معین اصغری: آخرین بازمانده از نسل اول تئاتر مشهد در گوشه‌ای از این شهر در حالی روزگار می‌گذراند که به‌نظر می‌رسد پاک فراموش شده است. امروز نه تنها مردم عادی شهر استاد را نمی‌شناسند بلکه […]

آخرین بازمانده

گزارش عیادت جمعی از علاقه‌مندان فرهنگ و هنر مشهد با مردی که بیش از نیم‌قرن خاک صحنه خورده است.

مشهدتئاتر- معین اصغری: آخرین بازمانده از نسل اول تئاتر مشهد در گوشه‌ای از این شهر در حالی روزگار می‌گذراند که به‌نظر می‌رسد پاک فراموش شده است. امروز نه تنها مردم عادی شهر استاد را نمی‌شناسند بلکه حتی بسیاری از خود تئاتری‌ها هم شاید او را از یاد برده باشند. استاد محمد شاهرودی حالا در حوالی ٩٠سالگی، دوران بیماری و زمین‌گیری را سپری می‌کند. او که تا دوسه ماه پیش می‌توانست حرف بزند اکنون دیگر تقریبا به‌طور کامل قدرت تکلم خود را از دست داده و فقط می‌شنود. اما شماری از علاقه‌مندان فرهنگ و هنر مشهد تصمیم گرفتند به عیادت و دیدار این پیشکسوت تئاتر خراسان بروند. آنچه در ادامه می‌آید گزارشی از این دیدار است.

 

سیمای هنرمند در سالخوردگی

استاد در اتاقی کوچک روی تخت نشسته است. سر تکان دادن‌‌های گاه‌گاه، تنها واکنش او به حضور و صحبت‌های میهمان‌هاست.

پس از چند دقیقه که خوش‌و‌بش‌ها تمام می‌شود، دکتر علی اکبر خاوری، روزنامه‌نگار پیش‌کسوت خاطره‌ای از سال‌‌های خیلی دور تعریف می‌کند: زمانی که محمد شاهرودی نقش کورش را اجرا می‌کرد، ما بچه بودیم. سالن نمایش‌خانه سقف نداشت و ما برای دیدن تئاتر او روی پشت بام می‌رفتیم و مجانی دو ساعت تئاتر تماشا می‌کردیم.

جلسه نظم خاصی ندارد. هر از چندگاهی یک نفر از گوشه اتاق شروع می‌کند به صحبت کردن. خبرنگار شهرآرا هم سعی می‌کند سریع مطالب را بنویسد تا چیزی از قلم نیفتد که یک دفعه چشمش می‌افتد به پای استاد؛ آن‌قدر سیاه است که یک‌لحظه شک می‌کند به صحت آنچه دیده است. نگاهش را برمی‌دارد و به صورت پیرمرد زل می‌زند. پوست صورت کاملا روشن است و ربطی به تیرگی پوست پا ندارد.

 

استاد خط روی صحنه تئاتر

حافظه محمد شاهرودی دیگر مثل سابق نیست. مردی که از سال ١٣١٨ کار نمایش را شروع کرد و امروز دیگر از هم‌نسلان او تقریبا کسی در بین ما نیست. دکتر خاوری می‌گوید: زمانی که به من خبر دادند قرار است جمعی از علاقه‌مندان تئاتر به دیدن استاد بیایند با تعجب پرسیدم مگر شاهرودی هنوز زنده است؟ وقتی پاسخ مثبت شنیدم دیگر وظیفه خودم دانستم که هرطور شده من هم در این دیدار حضور پیدا کنم. از سال ١٣٢۴ تا ١٣٣٠ محمد شاهرودی در مشهد نزدیک به چهل نمایش روی صحنه بازی می‌کند و بعد از آن می‌رود تهران. جالب است بدانید که استاد، معلم است و در سال ۴١ از وزیر آموزش‌و‌پرورشِ وقت به‌خاطر هنر خوش‌نویسی‌اش لقب «استاد خط» را دریافت می‌کند.

این پیرمرد کهنه‌کار که حالا بیش از ٩٠‌سال از عمرش می‌گذرد، سال ۶٧ به مشهد برمی‌گردد و با بچه‌‌های تئاتر گلشن دو‌سه تا کار روی صحنه می‌برد و بعد از آن به‌خاطر کهولت سن همیشه از صحنه تئاتر خداحافظی می‌کند.

محمد شاهرودی

محمد شاهرودی

مردی در لباس کورش و فرعون

یکی از ویژگی‌‌هایی که شخصیت محمد شاهرودی را نسبت به معاصران خودش متمایز می‌کند، بازی او در نقش شخصیت‌‌های تاریخی مانند کاوه آهنگر، نادرشاه افشار، کوروش و فرعون است. او این کار را برای نخستین‌بار در مشهد انجام داد و همین آوازه‌اش را بیشتر کرد. شاهرودی بعد از اینکه نقش کوروش را در مشهد بازی می‌کند به تهران می‌رود و آنجا هم هنرنمایی می‌کند.‌ ظرف مدت کوتاهی آنچنان نامش سر زبان‌ها می‌افتد که خبر به دربار هم می‌رسد. سرفه‌‌های استاد تنها صدایی است که از او به گوش می‌رسد. احتمالا حرف‌‌های بقیه را تأیید می‌کند. روی تخت، کنار استاد، پسر جوانی است که سرتاپا آبی پوشیده و جلسه را در دست دارد. محمد اسدنژاد که خودش بازیگر است و نقّالی می‌کند، به‌واسطه دوستی نزدیک پدرش با شاهرودی چیز‌های زیادی درباره استاد و گذشته‌اش می‌داند. با عروسک خاطره‌انگیز مبارک وارد اتاق می‌شود و با همان صدای نازک مخصوص خود شروع می‌کند به صحبت کردن. کنار استاد می‌نشیند و دستش را می‌بوسد. علاقه‌اش به او تصنعی نیست و تشخیص این مسئله اصلا زحمت زیادی نمی‌خواهد. انگار او مأموریت دارد اکنون که پیرمرد از تکلم افتاده زبان گویای او باشد و برای ما حرف بزند: محمد شاهرودی سال ۳۱ از آموزش‌وپرورش مشهد انتقالی می‌گیرد و به تهران می‌رود. به‌خاطر همین اسم زیادی از استاد در تاریخ تئاتر مشهد نیست، درحالی‌که موسفید‌های شهر خاطرات زیادی از او دارند.

 

خانواده‌ای که از جایگاه هنری پدرشان بی‌خبرند

شاهرودی، بچه کوچه حوض لقمان و متولد مشهد است اما پدرومادرش شاهرودی‌اند. شاید عجیب باشد ولی به‌نظر می‌رسد همسر و فرزندان او تقریبا اطلاعی از جایگاه هنری استاد ندارند. محمد شاهرودی در طول بیش از نیم‌قرن فعالیت هنری‌اش، خانواده خود را به‌دلیل فضای فرهنگی گذشته از چندوچون کارهایش آگاه نمی‌کند. زمانی‌که در جوانی برای خرید خانه به بنگاه می‌رود، بنگاه‌دار به او می‌گوید تو در جهنم هم خانه نداری، از اینجا برو بیرون. گویا خانواده‌اش تا پیش از این عیادت علاقه‌مندان از استاد، فقط می‌دانند پدرشان بازیگر بوده، همین! جالب این‌جاست که وقتی به خانه‌شان زنگ می‌زنند و برای این دیدار قرار می‌گذارند خانواده او اول متعجب می‌شوند. باورشان نمی‌شود پدرشان آن‌قدر جایگاه مهمی‌ در هنر نمایش مشهد داشته باشد که افرادی بخواهند به‌واسطه هنر او به عیادتش بروند.

اسدنژاد درباره کار‌های هنری استاد می‌گوید: او در طول دوران بازیگری‌اش بیش از صد‌نقش مختلف را بازی می‌کند که متأسفانه از آن‌همه نمایش فقط فیلم دو اجرا موجود است که ما آن را روی سی‌دی آوردیم تا همین اندک‌خاطره مصور هم از بین نرود. تقریبا همه حرف‌ها گفته می‌شود. دقایق پایانی جلسه است. لوح تقدیری برای استاد آماده شده که دکتر خاوری به او تقدیم می‌کند. همه مهمان‌ها دور استاد حلقه می‌زنند و عکاس با فلاش دوربینش ختم جلسه را اعلام می‌کند.


برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.


دسته بندی : تازه ترین ها , گزارش
ارسال دیدگاه

تبلیغات